موسسه فرهنگی هنری و پژوهشی سیمای حقیقت |
موسسه الثقافیه سیمای حقیقت cultural institute of Simaye-Haghigat
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Weather Code -->pArSTools.com -->ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
سنگ قبرهایی با نوشتههای بامزه در مکزیک
![]() شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد!
![]() یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته)
![]() اینک در آغوش پروردگاری. خدایا مواظب کیف پولت باش! |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه شانزدهم آبان 1388 | موضوع: دنیای عجایب مورچه درقران
صفحات قرآن را يكي پس از ديگري ورق ميزنم اما به سورهاي ميرسم كه در ضمن قرائت آن سئوالي بس شگفتانگيز ريسمان تفكراتم را به خود جلب ميكند آري سوره نمل است اما چرا نمل؟ در سورهاي كه تنها در يك آيهاش سخن از مورچه است چرا بايد اسم سوره نمل (مورچه )نهاده شود؟ اما پس از اندكي تفكر زماني كه به وقايع مينگرم و يا صفحات كتب را ورق ميزنم ناخود آگاه اين آيه بر لبانم جاري ميشود كه ربنا ما خلقت هذا باطلاً موجودي بسيار ريز نقش كه شايد فراوان زير دست و پاي ما له و لورده شده اما از اندك نظر و تاملي به حقيقت و زندگي وي غافل بودهايم حيوان ريز نقشي كه ميتوان او را به عنوان يكي از معلمين انسانها ياد كرد كه سراسر زندگياش مملو از دروسي است كه همه انسانها بر وجه عام و دعوتگران الهي بر وجه خاص بايد از اين موجود ريزنقش درسهاي بزرگ بياموزند لذا بر آن شدم مهمترين درسهايي كه ميتوان از مورچه گرفت را بر اوراق مرقوم دارم شايد فائد دعوتگران دين الهي افتد. صبحگاهان در جهت كسب روزي از خانه به در زده و نهايت سعي و تلاشش را به كار ميبندد تا لقمهاي بيابد و فرزندانش را سير نمايد و در اين مسير چه بسا جان خود را نيز فدا كند اما چيزي دهشتانگيز كه در اين موجود ديده ميشود توكل اين حيوان به خداوند و صبر و تحمل در مقابل شدائد و سختيها ميباشد/ گاهي اوقات يك مورچه با تحمل سختيها و مشكلات فراواني از يك ساختمان چند طبقه بالا ميرود اما به اسباب مختلفي از بالا سقوط ميكند و تمام زحمتهايش به هدر ميروند اما خسته نميشود ويأس و نااميدي بر درونش رخنه نميكند بلكه بار ديگر همان راه را در پي گرفته و از صفر شروع ميكند و اگر در اين مسير بارها و بارها بيفتد بار ديگر از بدايت شروع ميكند دروسي كه اين واقعه ميتوان گرفت اين است كه شخص دعوتگر زماني كه در مسير دعوت گام مينهد ابتداء بايد به خداوند توكل كند و چنانچه در اين مسير با سختيها و مصائب و مشكلاتي مواجه شد بر آنها صبر پيشه كند. امكان دارد شخص داعي از مسيري كه سالها با مشقات و مشاكل فراواني گذر كرده سقوط كند نه سقوط مكاني بلكه سقوط مكانتي. و تمامي زحمات چندين و چند ساله وي توسط انسانهاي جاهل و نادان هدر شوند. اما جاي نااميدي نيست آري بايد بسان اين مورچه كه چگونه در محقق ساختن اهداف خود نااميد نميشود نبايد مأيوس شد. از تصويري كه خداوند در سوره نمل بيان ميكند انگشت حيرت به دندان ميگزم و در صنع خداوند متعجبم از آن مورچه كوچك. مورچگان همه در سعي و تلاشند اما ناگهان احساس خطر ميشود. آري سليمان و لشكريانش نزديك ميشوند ناگهان دعوتگري مبارز و مهربان ندا ميزند: ]يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون[اي ملت مورچگان به لانههايتان بشتابيد تا مبادا سليمان و لشكريانش شما را له و لورده كنند زيرا آنان از شما بيخبرند. اين فريادي است كه از اعماق درون اين مورچه بيرون ميآيد فريادي آكنده از شفقت و دلسوزي نسبت به هم نوعان زيرا اين حيوان را ياراي آن نيست كه ببيند هم نوعش در زير چكمههاي اغيار له و لورده ميشود لذا در پي اطلاع آنان بر ميآيد و از خطري كه آنها را تهديد ميكند آنها را مطلع ميكند امروزه شخص داعي در مقابل چالشها و تهديداتي كه مسلماناني از روي ناداني و بيخبري و يا اغيار و دشمنان اسلام به وسيله آن مبادي ارزشي و اخلاقي وجسمي ما را نشانه گرفتهاند سكوت كردهاند چرا؟ آيا ارزش ما كمتر از آن مورچهاي است كه براي همنوعانش دلسوزي ميكند. يك دعوتگر زماني كه احساس ميكند خطري هم نوعش را تهديد ميكند نبايد كنج عزلت گزيند و سكوت اختيار كند بلكه بايد در جهت راهنمايي مسلمين و اطلاع آنها و ياري رساندن به آنان بكوشد. اما بدينجا قضيه ختم نميشود چيزي ديگر جلب توجه ميكند آن هم طرز برخورد و ادب اين مورچه است ]وهم لايشعرون[اي ملت مورچگان مبادا گمان ببريد كه سليمان و لشكريانش از روي تعمد و قصد بر شما حملهور ميشوند اينگونه نيست بلكه حقيقت اين است كه آنها از شما بيخبرند. ادب و احترام در سخنان اين دعوتگر موج ميزند و جالب اينجاست كه علامه ابن قيم در كتاب مفتاح دار السعاده ميگويد در اين آيه كه خداوند از زبان مورچه نقل ميكند10 اسلوب ازاساليب خطابي نهفته شده است 1- ندا 2- تنبيه 3- تسميه 4- امر 5- نص 6- تحذير 7- تخصيص 8- تفهيم 9- تعميم 10- اعتذار كه به صورت مختصر جامع و كامل مقصود خود را به ديگران ميرساند. درسي كه از اين واقعه ميگيريم اين است كه يك شخص دعوتگر در تعامل با ديگران بايد عذر طلب باشد زماني كه گفته ميشود «التمس لاخيك عذراً» بيانگر همين واقعه است يك داعي نبايد كه به محض مشاهده اشتباه به توبيخ و سرزنش مدعوين بپردازد چه بسا در لشكر سليمان كساني پيدا و از صفتهاي ديگر مورچه شكر نعمتهاي خداوند ميباشد كه گفته شده مورچهاي كه با سليمان برخورد كرد به مورچههاي ديگر گفت به لانههايشان بروند كه مبادا شكوه و جلال و عظمت سليمان و لشكريانش آنها را به فتنه بيندازد و سبب شود كه ناسپاسي نعمتهاي خداوند را بكنند و از ديگر صفات مورچه دعاي خير نمودن به دعوتگران و راهنمايان ميباشد درحديثي وجود دارد كه پيامبرeدر فضيلت شخص عالم ميفرمايد : همانا خداوند و فرشتگان و اهل آسمانها و زمينها. حتي مورچه در لانهاش و ماهي در دريا براي معلمي كه انسان را به سوي خير راهنمائي ميكند دعاي خير مينمايند و درس ديگر كه از اين حيوان ريز نقش ميتوان گرفت پايبند بودن به نظم و مقررات ميباشد سيد قطب در تفسير في ظلال ميگويد: هر يك از مورچگان با نظم و نظام شگفتي به انجام وظيفه مشغول است انسانها غالباً نميتوانند نظم و نظام همسان آنها را داشته باشند و از آنها تقليد و پيروي نمايند با وجود اينكه به انسان فهم مترقي و درك متعالي داده شده است و از شگفتيهاي ديگر كه در اين موجود ضعيف وجود دارد و هر انساني بايد از آن درس بگيرد تعامل و همكاري در مسير بر طرف كردن مشكلات و نيازهاي يكديگر ميباشد. هنگامي كه مورچهاي چوب يا دانه و يا چيزي ديگر را يافت كه قادر به حمل آن نبود و جماعت و گروهي از مورچهها را ديد كه از كنارش ميگذرند از آنها تقاضاي كمك ميكند و آنان نيز بدون هيچ بهانهاي و بدون گريز از اين كار با صميميت كامل او را در حمل آن شيء و رساندن به خانهاش ياري ميكنند همه انسانها و خصوصاً دعوتگران بايد در مسير پيشرفت دعوت اينگونه عمل كنند و با طيب خاطر و صميميت بيپايان يكديگر را در انجام دادن مسايل مهم زندگي و فائق آمدن بر مشكلات ياري رسانند. و درس ديگري كه از اين حيوان ميگيريم انس گرفتن اين حيوان با بسياري از حيوانات غير از خودش ميباشد كه به ما ميآموزد كه نسبت به يكديگر مانوس باشيم استاد سعيد حوي در تفسيرش مينويسد انواع مختلفي از مورچهها و حشرات كوچك ديگري در يك مكان زندگي ميكنند و مورچهها در لانههايشان با حشرات كوچك فراواني انس ميگيرند بيش از 2000 نوع از حشرات مختلف يافته شده كه در لانههاي مورچگان زندگي ميكنند كه در انس گرفتن به حيوانات مختلف حتي از انسانها نيز پيشي گرفتهاند. واز ديگر مسائلي كه سعيد حوي در مورد مورچه ذكر ميكند اهميت دادن آن به نظافت و بهداشت است ايشان ميگويند كه مورچه روزانه بيش از 20 مرتبه به نظافت بدن و جسمش ميپردازد. در پايان اين را ذكر ميكنم كه براي بيان شرف مورچه اين حديث بسنده ميكند در سيره ابن هشام در مبحث غزوه حنين حديثي از جبير بن مطعمtروايت شده كه ايشان ميفرمايد: قبل از اينكه مسلمانان در معركه حنين شكست بخورند هنگامي دو گروه مشغول به جنگ بودند ناگهان يك چيز سياه رنگي از آسمان فرو آمد و ميان ما گروه مشركين قرار گرفت زماني كه به آنها نگريستيم دريافتيم كه مورچههاي سياهي ميباشند كه دشت را پر كردهاند شكي نداشتم كه آنها فرشتگان الهي ميباشند كه براي شكست دشمنان آمده بودند. برگرفته از وبلاگ سيرک. |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه ششم آبان 1388 | موضوع: دنیای عجایب آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان
آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان
تمام موجودات زنده تولید مثل می کنند. در انسان تولید مثل به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد. اسپرم ها که به وسیله بیضه های مرد ساخته می شوند و تخمک ها که به وسیله تخمدان های زن تولید می شوند. هر یک از این سلول ها نیمی از مجموعه DNA (ماده ژنتیک) را در خود دارند. آنها از طریق مقاربت جنسی، کنار هم قرار می گیرند؛ اگر یک اسپرم وارد یک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکیب شده، سلول های جدیدی حاصل می شوند. بارداری زمانی رخ می دهد که این سلول ها خود را در رحم جای می دهند. در طول بارداری که حدود۴۰ هفته (۹ماه) طول می کشد، این سلول ها تکامل یافته، نوزاد را به وجود می آورند. آغاز بارداری
عروق خونی در جفت عموما در انسان ھا دوران بارداری تقریبا ۳۸ هفته طول می کشد که از زمان لقاح، یا از حاملگی، تا تولد محاسیه می شود. در مدت ۸ هفته بعد از لقاح، آن انسان در حال رشد را جنین می نامند، كه معنی آن “بزرگ شدنی در داخل” است. این زمانی كه دوران جنینی نامیده می شود، با تشکیل سیستمھای اصلی بدن مصادف می باشد. از زمان تکمیل ۸ هفته ای تا آخر وضع حمل، ” انسان در حال رشد را رویان می نامند،” که به معنی “اولاد زاییده نشده” می باشد. در خلال این دوران، که دوران رویانی نامیده می شود. بدن بزرگتر شده و سیستمهای آن شروع به کار می کنند. تمام سنین جنینی و رویانی در این برنامه به زمان آغاز شده از زمان لقاح اشاره می کنند. از دیدگاه زیست شناسی، ”رشد انسان از لقاح شروع می شود،” وقتیکه یک زن و یک مرد از هر دو ۲۳ کروموزوم خود را بواسطه اپیوند سلولھای تناسلی خود ترکیب می کنند. سلول تناسلی یک زن را عموما “تخمک” می نامند ولی کلمه صحیح آن اوسیت است. ھمچنین، سلول تناسلی یک مرد را بیشتر افراد به عنوان “اسپرم” می شناسند ولی اصطلاح صحیح آن منی دانه (اسپر ما تو زون) است. بعد از رھا شدن اوسیت تولید از تخم دان زنی در نتیجه عملی كه آن را تولید اوول کردن نامیده می شود. اوسیت و اسپرماتوزون در داخل یکی از مجری ھای رحمی متحد می گردند، كه غالبا بنام لوله فالوپ نامیده می شوند. این مجری ھای رحمی تخم دان ھای زن را به بچه دان یا رحمش متصل می کنند. این باعث ایجاد یک جنین تک سلولی که زیگوت نامیده می شود، میگردد.، كه معنی آن “جفت یا به ھم وصل شده” می باشد. ۴۶ کروموزوم زیگوت نسخه بی نظیر کامل ژنتیکی فرد جدید را نمایش می دهد. این طرح کلی در ملکولهای بهم پیچیده DNA قرار دارد. آنها حاوی دستورالعملهای رشد برای تمام بدن ھستند. مولکل ھای DNA شبیه یک نردبان مارپیچ می باشند كه آن بنام مارپیچ دوبل می شناسند. پله ھای این نردبان از مولکل ھای جفتی یا پایه هایی كه گوانین، سیتو سائین، ایندنائین، و تایمائین می نامند،ساخته می شود. گوانین فقط با سیتو سائین جفت می شود، و ایندنائین با تایمائین. ھر سلول انسان تقریبا ۳ میلیارد از این جفت ھای بنیادی را دارا است. DNA یک تک سلولی حاوی اطلاعات بسیار زیادی است كه اگر این اطلاعات در بصورت کلمه آنهم فقط با حرف اول نمایش داده شوند به ۵/۱ میلیون صفح نیاز خواهیم داشت! اگر آن را سرتاسری پخش کنیم در یک سلول انسان این DNA برابر با ۳/۱ ۳ فوت یا یک متر خواهد شد. اگر ما ھر یک از DNA در داخل ۱۰۰ تریلین سلولھای فرد را، می توانستیم باز کنیم، طول آن به متجاوز از ۶۳ میلیارد مایل می رسید. این مسافت ۳۴۰ برابر مسافت بین زمین و خورشید است. تقریبا ۲۴ تا ۳۰ ساعت بعد از لقاح، زیگوت نخستین تقسیم سلولی را با استفاده از فرآیند میتوز انجام می دهد یک سلول به دو قسمت، دو به چهارشنبه و به همین صورت این کار ادامه مییابد بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از شروع لقاح، آبستنی را می توان با شناسایی یک هورمون که به آن “عامل آبستنی اولیه” می گویند آبستنی را تایید کنند. در مدت ۳ تا ۴ روز بعد از لقاح، سلولهای تقسیم شونده جنین دارای یک شکل کروی می گردند. و این جنین را مورولا می خوانند. در مدّت ۴ تا ۵ روز، در داخل توپ سلولی حفره ای ایجاد می شود. و پس از آن این جنین بلاستوسیست نامیده می شود. سلولھایی كه در داخل بلاستوسست ھستند توده داخلی سلول نامیده می شوند. و رشد سر، بدن و ساخت ھای دیگر را كه برای انسان در حال رشد حیاتی است را باعث می شود. سلولھای داخل توده سلولی داخلی سلولھای بنیادین نامیده می شوند چون آنها توانایی ساخت بیش از ۲۰۰ نوع سلول که در بدن انسان هستند را تشکیل دهند. بعد از جابجا شدن بطرف پایین مجرای رحمی، جنین ابتدایی خود را در دیوار داخلی رحم مادر جاسازی می کند. این عمل را القاء می نامند، كه ۶ روز بعد از لقاح آغاز و ۱۰ تا ۱۲ روز بعد از آن به پایان می رسد. سلول ھا از جنین ر حال رشد شروع به تولید کردن ھورمون می کنند که نام آن کوریونک گونادوتروفین انسانی ، یا HCG می باشد. ماده ای که در اکثر آزمایشهای آبستنی شناسایی می شود. HCG ھورمن ھای مادری را برای اینکه بعد از لقاح آبستنی را ادامه دهد بسوی قطع کردن دوره قاعدگی عادی زنان متوجه می سازد. سلولھایی كه پیرامون بلاستوسیست قرار گرفته اند قسمتی از یک ساخت را فعال می کنند كه آن را جفت جنین (مشیمه) می نامند، كه میان سیستمھای گردش خون مادر و جنینی نقش واسطه را ایفا می کند. مشیمه مادری اکسیژن، مواد مغذّی، ھورمن ھا، و داروھا را به انسان در حال رشد می رساند؛ ھمه مواد زائد را برطرف می کند؛ و خون مادر را از مخلوط شدن با خون جنین و رویان باز می دارد. و ھمچنین این مشیمه ھورمن ھا را تولید کرده و درجه حرارت بدن جنینی و رویانی را کمی بالاتر از درجه حرارت بدن مادر نگاه می دارد. این مشیمه بواسطه رگ ھای ریسمان نافی با انسان در حال رشد ارتباط برقرار می کند. توانائی ھای شیمه با دستگاه ھای مراقبت ویژه كه در بیمارستان ھای امروزی یافت می شوند رقابت می کند. در مدّت ۱ هفته، سلولھای توده داخلی سلول دو تا لایه را تشکیل می دھند كه آنھا را هیوبلاست و. و اپی بلاست می نامند. غشاء داخلی جنین کیسه محتویات نطفه را ایجاد می کند. که یکی از ساختارهایی است كه مادر بواسطه آن مواد مغذّی را برای جنین اوليه تامین می کند. سلولھایی از اپی بلاست پرده ای را تشکیل می دھد كه آن آمنیون می نامند كه در داخل آن جنین و بعد از آن تا زمان تولد رویان رشد می کند. در مدت تقریبا ۵/۲ هفته، اپی بلاتست ۳ بافت تخصصی یا طبقات سلول ابتدایی جنین را تشکیل داده است كه آنھا را اکتودرم ایندودرم و میزودرم (لایه وسطی جرثومه) می نامند. اکتودرم منشاء ساختارهای بسیاری است مانند مغز، نخاع، عصب ھا، پوست، ناخن ھا، و مو. ابندودرم دستگاہ تنفس و مسیر ھاضمه را ایجاد می کند، نیز یخشھایی از اعضای اصلی را بوجود می آورد مانند جگر و لوز المعده. مزودرم قلب، کليه ھا، استخوان ھا، غضروفها، عضلات، یاخته ھای خون، و ساختھای دیگر را تشکیل می دھد. در مدّت ۳ هفته مغز به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود كه آنھا را جلو مغز مغز میانی و عقب مغز می نامند. رشد دستگاه ھای تنفّس و ھاضمه ھم در پجریان است. در ابتدا یاخته ھای خون در کیسه محتویات نطفه ظاهر می شوند، رگ ھای خونی در سرتاسر جنین تشکیل می شوند، و قلب لوله ای پدیدار می شود. تقریبا بلافاصله، قلب با رشد سریع بزرگ شدنی در خود محفظه هایی را ایجاد و شروع بع رشد می کند. ۳ هفته و یک روز بعد از لقاح قلب شروع به تپیدن می کند. دستگاه گردش خون یا گروهی از اعضای مربوطه نخستین دستگاه بدن است كه به حالت عملیاتی می رسد. بی ۳ و ۴ هفته نقشه بدن پدیدار می شود مانند مغز، نخاع، و قلب جنین در کیسه محتویات نطفه به آسانی شناخته می شود. رشد سریع موجب پیچیدن نسبتا جنین مسطح می شود. این عمل شامل پیچیدن قسمتی از کیسه محتویات نطفه را در داخل آستر دستگاه ھاضمه می گردد و قفسه سینه و حفره های شکمی انسان در حال رشد را تشکیل می دھد. در مدّت ۴ هفته مشیمه زلالی جنین را در کیسه پر از مایع احاطه می کند. این مایع استرلیزه، كه مائع مشیمه نامیده می شود، محافظت از جنین در برابر آسیب را برعهده می گیرد. قلب در یک دقیقه عموماً ۱۱۳ مرتبه ضربان می کند. توجه کنید كه رنگ قلب چگونه عوض می شود و خون وارد محفظه ها گردیده و آن را ترک می کند. قبل از تولد قلب تقریبا ۵۴ میلیون مرتبه ضربان می کند و در کل دوره ۸۰ ساله زندگی متجاوز از ۲/۳ میلیارد مرتبه می تپد. بواسطه تبدیل کردن ظواھر جلو مغز، وسطی مغز، و عقب مغز نمود سریع مغز قابل مشاهده است. با ظھور جوانه های دست و پا رشد عضو بالا و زیرین در مدّت ۴ هفته شروع می شود. در این مرحله پوست شفاف است زیرا كه ضخامتش فقط برابر یک سلول است. هنگامی که پوست ضخیم می شود، این شفافیت را از دست خواھد داد، یعنی ما فقط قابل دیدن اعضاء داخلی خواھیم شد كه آنھا برای حدود یک ماه دیگر رشد می کنند. زنـدگی شـمـا بـا لـقـاح یـافـتـن یـك اسپرم و یك تخمك آغاز گــردیده. در این لحظه ۴۶ كروموزوم با ۳۰ هزار ژن با یكدیگر تركـیب می گردند تا تمام مشخصات فیزیكی شما همچون جـنـسیت، تـیـپ بـدن، ویـژگــیهای چهره، رنگ پوست،مو و چـشمـان شمـا را تعیـیـن كنـنـد. هنـگـامی كه لقاح صورت می گیرد زیگوت ایجاد می گردد. این زیگوت یا همان تخمك بــارور شده تكثیر یافته و پس از گذشت ۵ روز از یك سلول به ۱۰۷ سلول میرسد. شما در طول مدتی كه درون رحم قرار دارید توسط كیسه آمنیوتیك احاطه گشته اید. كیسه آمنیوتیك كیسه ای ست نازك كه درون آن از مایع آمنیوتیك پر گردیده است. وظیفه این كیسه محافظت از جنین (شما) در برابر صدمات و همچنین تنظیم درجه حرارت بدن جنین میباشد. شما توسط عضوی بنام جفت كه به شكل یك كیك تخت میباشد به رحم متصل گردیده اید. جفت وظیفه تبادل مواد متابولیك را میان شما و مادر به عهده دارد. در واقع شما غذا، خون، اكسیژن را از مادر دریافت كرده و دی اكسید كربن ودیگر مواد زائد را از طریق جفت دفع میكنید. البته شما مستقیما به جفت متصل نشده اید و این بند ناف است كه با ۲ سرخرگ و یك سیاهرگ شما را به جفت متصل میسازد. تمام سطح بدن جنین نیز از هفته ۲۰ م به بعد كاملا از یك لایه پنیری و مومی شكل پوشیده میگردد كه از پوست جنین در برابر مایع آمنیوتیك محافظت میكند. در غیر اینصورت پوست جنین بسیار چروكیده خواهد شد. تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میكند. از روز ۱۰م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز ۱۸م قلب و چشمها شروع به شكل گیری میكنند و از روز ۲۱ م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد. از روز ۲۸م به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شكل گیری میكند. از روز ۴۲م اسكلت بدن كامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است. از هفته ۵ م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میكنند. از هفته ۷م پلكها و انگشتان شكل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته ۸ م تمام سیستمهای بدن شكل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد. از هفته ۱۱م (ماه دوم) جنین شروع به تنفس مایع آمنیوتیكی میكند. این روند تا زمان زایمان ادامه می یابد. البته كودك با این عمل خفه نمیشود زیرا اكسیژن را از طریق جفت دریافت میكند. نقش جریان یافتن این مایع تنها به تكامل و شكل گیری ششها و دیگر اعضای تنفسی مربوط میگردد. * قلب جنین ۱۲۰ تا ۱۶۰ بار در دقیقه میزند. * در هـــفته ۸ م شما بصورت یك انسان با ابعاد مینیاتوری میباشید. با ۳ ساتنی متر قد و وزن یك گرم! * در هـفـتـه ۹ م اثــــر انگشت شما شكل می گـیـرد و كف دستتان حساس به لمس میگردد. اگر كف دست یك جنین را در این زمان لمس كنیم جنین دستانش را مشت خواهد كرد! * اگر یـك جــنـیـن ۸ هفـتـه ای را قـلـقلـك دهیم سرش را بسمت عقب خم خواهد كرد! * در هفته ۷م تمام جوانه دندانهای شیری شكل گرفته اند. و جنین معمولا انگشتان خود را می مكد! * جوانه های چشایی در شما از هفته ۱۳ م تا ۱۵ م به بعد فعال میگردند! * پـس از گـذشـت تنـهـا ۱۴ هـفـتـه از لـقـاح جـنـین قادر به شـنـیدن است اما از هفته ۲۶ م به بعد جنین قادر است به صـدا واكـنـش نشـان دهـد. جـالــب است بدانید جنین درون * جنین انسان از ۶ ماهگی به بعد به یك انسان احساسی بدل خواهد گشت. * از ۴ ماهگی به بعد چنانچه شكم مادر مقابل نور شدیدی قرار گیرد جنین دستانش را مقابل صورتش خواهد گرفت تا مسیر نور را سد كند! * جنین انسان از هفته ۲۰ م به بعد قادر است مانند یك انسان بالغ درد را حس كند. اما یك جنین ۸ هفته ای نیز قادر به احساس درد است. چنانچه كف دست یك جنین را با یك شیء نوك تیز فشار دهیم، جنین دهانش را باز كرده و دستش را نیز میكشد! * جنین ۹ هفته ای میتواند سكسكه كند! * جنین ۹۰ درصد وقت خود را در رحم در خواب سپری میكند. * از هفته ۱۱ م به بعد جنین قادر است اشیاء را با دستانش بگیرد! * از هفته ۱۷ م جنین قادر است خواب ببیند! * از هفته ۱۸ م تارهای صوتی جنین شكل گرفته و میتواند گریه كند! * در هفته ۱۶ م اندامهای تناسلی جنین كاملا تمایز یافته و كودك میتواند لگد بزند، شنا كند، بچرخد و یا معلق بزند! * در ماه ۴ و ۵ برای نخستین بار مادر حكت جنین را درون شكمش احساس میكند. * در هفته ۲۰ م جنین در سر مو داشته ،۴۵۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد دارد. * جنین درون رحم میتواند بخندد و یا خمیازه بكشد! |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه چهارم مرداد 1388 | موضوع: دنیای عجایب خون به جای اشک
دختری که به جای اشک، خون میگرید ![]() یك دختر 13 ساله هندی به جای اشك، خون گریه میكند. علاوه بر این، از تمامی منافذ بدنش نیز خون میچكد. به نقل از خبرگزاری شینهوا، «تونیكل دوی ودی»، دختر نوجوان هندی است كه بدون هیچ خراش یا زخمی روی پوست بدنش، خونریزی دارد. وی هنگامی كه گریه میكند، به جای اشك، خون از غدد اشكی چشمانش میچكد. علاوه بر این از گردن، بینی و كف پاهایش نیز خون ترشح میشود. این دختر 13 ساله میگوید: "این موضوع نخستین بار باعث ترس من شد، اما بعد به آن عادت كردم. خون، كثیف است و تمامی لباسهای من همیشه خونآلوده هستند، در مدرسه هیچ كس به من نزدیك نمیشود، تا با هم بازی كنیم. من هیچ وقت نمیتوانم گریه كنم و همیشه جلوی گریه خودم را میگیرم تا خون جاری نشود." بنا بر گزارش ها، برای اولین بار در ژوئیه سال 2007 میلادی، دهان این دختر خونریزی کرد و از همان زمان این خونریزی ادامه دارد. ابتدا پزشكان گمان كردند این خونها از یک زخم ناشی میشود، اما چند هفته بعد این خونریزی از منافذ پوست سر وی هم ادامه یافت. پزشكان انیستیتو تحقیقاتی هند بر این باورند كه این دختر به بیماری كمبود پلاكت خون مبتلاست، یعنی بدنش قادر به تأمین پلاكت به میزان كافی نبوده و به همین دلیل از منافذ بدنش به طور ناخواسته خون خارج میشود. «تونیكل» 13ساله همراه با سه خواهر و والدینش در روستای عالم باغ در شهر لاك نو در ایالت اوتارپرادش هند زندگی میكند. |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه چهارم مرداد 1388 | موضوع: دنیای عجایب باغهای معلق بابل
باغهاي معلق بابل در سال 1898 ميلادي باستانشناس آلماني « روبرت كلدوي » ، در حدود 90 كيلومتري جنوب بغداد در عراق امروز در سواحل رود فرات جستجو در پي ويرانه ها و بقاياي شهر غرق شده ي بابل را آغاز كرد. بابل كه در عهد عتيق (تورات ــ كتاب آسماني موسي) از آن با همين نام ياد شده است ، در تاريخ بيش از سه هزار ساله ي خود سه بار تا پي ديوارهاي شهر منهدم شده و همواره ديگر بار از نو ساخته شده بود ، اما در نهايت اين شهر در قرنهاي 6و 5 پيش از ميلاد تحت سلطه و حكمراني فارسها و مقدونيها قرار گرفت. |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: دنیای عجایب عجایب هفتگانه - مقبره هالیکارناسوس
Mausoleum Halicarnassus این مقبره واقع در بودروم (Bodrum) ترکیه که در زمانهای قدیم هالیکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زمانی که پارسیان حکومت خود را تا بین النحرین، هند شمالی، سوریه، مصر و آسیای صغیر گسترش داده بودند، با توجه به وسعت مملکت، یک شاه بدون کمک حکام محلی قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود. سرزمین کاریا (Caria) واقع در غرب آسیای صغیر(ترکیه) به قدری از پایتخت دور بود که به نوعی مستقل و خودگردان به شمار می آمد. در طی سالهای 377 تا 353 قبل از میلاد، شاه ماسولوس Mausollos بر این منطقه حکومت میکرد و پایتخت خود را به هالیکارناسوس منتقل کرد. در زندگی این شاه هیچ نکته مهمی به غیر از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ایده این پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتمیسیا به وجود آمد.این بنا در حدود سال 350 قبل از میلاد، سه سال پس از مرگ شاه و یک سال پس از مرگ آرتمیسیا، تکمیل شد.
به مدت 16 قرن، مقبره در شرایط خوبی برجا ماند تا یک زلزله موجب آسیب دیدن سقف و ستونهای آن شد. در اوایل قرن 15 میلادی، شوالیه های سنت جان St John از مالتا Malta، این ناحیه را اشغال کرده و از سنگهای مقبره برای ساختن یک قلعه نظامی استفاده کردند. این قلعه عظیم همچنان پابرجاست و سنگهای براق و مرمرهای مقبره در میان دیوارهای آن قابل تشخیص هستند. تعدادی از مجسمه های موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداری میشوند. شرح کوتاهی از بنا بقایای مقبره هالیکارناسوس در بودروم ترکیه تحقیقات باستانشناسی و شرح مفصل و پر جزئیات مورخین باستانی تصویر روشنی از این مقبره به دست داده است. بنا دارای زیربنای چهارگوشی به ابعاد 30 در 40 متر بوده و جایگاه مخصوص سلطنتی پلکان دار که زوایای آن با مجسمه هایی تزئین شده بر روی آن قرار گرفته بوده است.اتاق آرامگاه و تابوت مرمرین با طلا تزئین شده و با ستونهای ایونیک محاصره شده بوده است. سقف هرمی شکل مزین به مجسمه های متعدد بر روی ردیف ستونها قرار داشته است. نوک این آرامگاه با مجسمه یک ارابه که توسط چهار اسب کشیده میشده، آراسته شده بوه است. ارتفاع کلی این مقبره حدود 45 متر محاسبه شده که از این مقدار، 20 متر مربوط به جایگاه مخصوص، 12 متر برای ستونها، 7 متر سقف هرمی و 6 متر مربوط به مجسمه ارابه بوده است. زیبایی این مقبره نه تنها به خاطر خود بنا که به دلیل وجود مجسمه هایی است که طبقات مختلف آنرا آراسته اند. در میان این مجسمه ها دهها مجسمه در اندازه طبیعی و همچنین بسیار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شیر، اسب و حیوانات دیگر به چشم میخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، بریاکسیس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas و تیموتئوس Timotheus، چهار طرف این بنا را تزئین کرده اند. مقبره هالیکارناسوس به دلیل اینکه به خدایان یونان قدیم تقدیم نشده، جایگاه بسیار ویژه ای در تاریخ دارد. |+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: دنیای عجایب |
|
|