کارما . سایه های اعمال ما
کارما يا کارمه برگرفته از واژه سانسکريت کارما میباشد ؛ به معناي ((متعادل كردن)). همچنين ميتوان آن را چنين معني كرد كه: هر عملي، عكسالعملي در پي دارد. اين مفهوم به اصل علت و معلول مربوط است. اگر به كسي بدي كني انرژي آن بايد متعادل شود. اين را ميتوان چنين معني كرد كه آن شخص زماني ديگر رفتاري مشابه آن با شما خواهد داشت، يا اين كه زماني پيامدهاي اعمالتان را درك خواهيد كرد و تصميم خواهيد گرفت كه نگرش و رفتارتان را عوض كنيد. زماني كه به درك فكر يا عملتان نايل شويد مقداري از نيروي كارمايي آزاد ميگردد. معمولاً با انجام عملي كه اشتباهتان را اصلاح نمايد خودتان را به قدر كافي تغيير خواهيد داد تا اينكه ديگر در زير بار عقوبت كارمايي نباشيد.
بعنوان مثال اگر فردي منفي و رياكار بودهايد و بعداً خود را اصلاح نمودهايد، احتمال دارد خطايتان كاملاً پاك شود؛ يعني آن را متعادل نمودهايد.
اگر چه كارما به معني متعادل كردن است اما اغلب آن را به معني پرداختن هزينهاي براي اعمال بد ميدانند. ممكن است معناي كارماي خوب اشتباه فهميده شود؛ اما بنظر ميرسد كه انجام اعمال خوب به منظور كسب كارماي خوب نتيجهاي عالي دارد. اما با اين وجود اگر شخصي به اين موضوع وابسته شود ممكن است كارماي خوب در زمانهاي نامناسب و به طرزي عجيب به سراغش بيايد.
كارماي بد را ميتوانيم فقدان رشد و درك بشماريم كه فقط ضربات سخت اتفاقات نامطلوب ميتوانند موجب آن شوند. به عنوان مثال رفتار ظالمانه داشتن با ديگران ميتواند باعث شود كه بعداً در زمان ديگري خودمان رفتار ظالمانهاي را تحمل نماييم كه نتيجه آن، توجه و محبت نسبت به ديگران خواهد بود. اگر واقعا از زاويهي گستردهتري نگاه كنيم، شايد چيزي بنام ((كارماي بد)) وجود نداشته باشد. ميتوان آن را به عنوان فرصتي در نظر آورد كه به ما كمك ميكند رشد كنيم و راهي براي بهتر بودن را درك نماييم. كارماي خوب ميتواند تنها چيز سادهاي در رديف آرامش فوقالعاده و عشق باشدكه به دست ميآيد؛ كه عشق غير شرطي و ارائه خدمت عاشقانه وداوطلبانه به ديگران موجب آن بوده است.
كارما ممكن است بصورت عشق، نفرت، طمع يا ديگر احساسات و تمايلات بروز كند. اين پديده بصورت انرژي تظاهر پيدا ميكند. كه ميبايستي متعادل گردد. زماني كه خود را دچار احساس خاصي، نظير عشق يا نفرت مييابيد، ممكن است بخواهيد از منشاء آن اطلاع پيدا كنيد.
پس از آن كه كسي از نوع كارماي وراي يك موقعيت مطلع ميشود، مقدار زيادي از قدرت كارما آزاد ميشود و فرد چندان در سيطره آن باقي نميماند. گاهي اوقات علت كارمايي مخفي و پوشيده ميماند تا زماني كه شخص به قدر كافي تجربه بيندوزد تا رشد مطلوب حاصل شود.
تمام اتفاقاتي كه براي افراد حادث ميشوند ناشي از كارما نيستند. بسياري از اوقات اتفاقي از طريق ايعاد ژنتيكي عمل ميكند كه يا موجب رشد شخص و يا موجب رشد ديگران ميشود.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
نمک زندگی
۱. آنان که عمری برای کسب رضایت دیگران میگذرانند، دیگر زمانی برای رضایت خدا نخواهند یافت. ...
2.هیچ زمانی آن قدر شلوغ نیست که نتوان با خدا خلوت کرد.
3. دوست دارم هر شب برای دلم، گواهی عدم خلافی بگیرم.
4.زبانی که حق را نگوید، فقط به درد لیسیدن بستنی قیفی میخورد.
5. حتی در فرهنگ لغات هم «ظفر» بعد از «صبر» پیدا میشوند.
6. شوری اشک، نمک زندگی عاشقانه است.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | موضوع: دانستنی هایی برای کودکان ونوجوانان
مردی که پس از مرگ همسر از سینه خود به فرزندانش شیر میدهد!! (+عکس)
یک مرد 38 ساله سریلانکائی از شهر ولابون ادعا کرد که میتواند به صورت طبیعی به دو فرزند خود از سینه اش شیر دهد.
وی در مصاحبه با روزنامه محلی لانکادیپا گفت که دختر 18 ماهه اش از زمان مرگ مادرش که پیش از سه ماه پیش بود از خوردن شیر خشک امتناع میورزد.
یک روز که از گریه زیاد دخترم نمیدانستم چکار کنم به یکباره سینه خود را در دهان او گذاشتم تا شاید ساکت شود، اما به یکباره دیدم که سینه ام شیر ترشح میکند، ودخترم نیز میخورد.
دکتر کمال جایا سینگ در این باره میگوید که مردان نیز در صورتی که هرمون پرولاکتین در ایشان به حد زیادی فعال شود امکان دارد که شیر تولید کنند.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
اکوتوریسم شهرستان خاتم
دانشجوی گرامی
باسلام
پیرودرخواست شمامطالب مربوطبه اکوتوریسم خاتم دروبلاگ زیرآمده است .
www.mirjalilismj.blogfa.com
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه هفدهم آبان 1388 | موضوع: دیدگاههاونقطه نظرات فرهنگی
سنگ قبرهایی با نوشتههای بامزه در مکزیک
شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد!
یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته)
اینک در آغوش پروردگاری. خدایا مواظب کیف پولت باش!
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه شانزدهم آبان 1388 | موضوع: دنیای عجایب
مورچه درقران
صفحات قرآن را يكي پس از ديگري ورق ميزنم اما به سورهاي ميرسم كه در ضمن قرائت آن سئوالي بس شگفتانگيز ريسمان تفكراتم را به خود جلب ميكند آري سوره نمل است اما چرا نمل؟ در سورهاي كه تنها در يك آيهاش سخن از مورچه است چرا بايد اسم سوره نمل (مورچه )نهاده شود؟ اما پس از اندكي تفكر زماني كه به وقايع مينگرم و يا صفحات كتب را ورق ميزنم ناخود آگاه اين آيه بر لبانم جاري ميشود كه ربنا ما خلقت هذا باطلاً موجودي بسيار ريز نقش كه شايد فراوان زير دست و پاي ما له و لورده شده اما از اندك نظر و تاملي به حقيقت و زندگي وي غافل بودهايم حيوان ريز نقشي كه ميتوان او را به عنوان يكي از معلمين انسانها ياد كرد كه سراسر زندگياش مملو از دروسي است كه همه انسانها بر وجه عام و دعوتگران الهي بر وجه خاص بايد از اين موجود ريزنقش درسهاي بزرگ بياموزند لذا بر آن شدم مهمترين درسهايي كه ميتوان از مورچه گرفت را بر اوراق مرقوم دارم شايد فائد دعوتگران دين الهي افتد. صبحگاهان در جهت كسب روزي از خانه به در زده و نهايت سعي و تلاشش را به كار ميبندد تا لقمهاي بيابد و فرزندانش را سير نمايد و در اين مسير چه بسا جان خود را نيز فدا كند اما چيزي دهشتانگيز كه در اين موجود ديده ميشود توكل اين حيوان به خداوند و صبر و تحمل در مقابل شدائد و سختيها ميباشد/ گاهي اوقات يك مورچه با تحمل سختيها و مشكلات فراواني از يك ساختمان چند طبقه بالا ميرود اما به اسباب مختلفي از بالا سقوط ميكند و تمام زحمتهايش به هدر ميروند اما خسته نميشود ويأس و نااميدي بر درونش رخنه نميكند بلكه بار ديگر همان راه را در پي گرفته و از صفر شروع ميكند و اگر در اين مسير بارها و بارها بيفتد بار ديگر از بدايت شروع ميكند دروسي كه اين واقعه ميتوان گرفت اين است كه شخص دعوتگر زماني كه در مسير دعوت گام مينهد ابتداء بايد به خداوند توكل كند و چنانچه در اين مسير با سختيها و مصائب و مشكلاتي مواجه شد بر آنها صبر پيشه كند. امكان دارد شخص داعي از مسيري كه سالها با مشقات و مشاكل فراواني گذر كرده سقوط كند نه سقوط مكاني بلكه سقوط مكانتي. و تمامي زحمات چندين و چند ساله وي توسط انسانهاي جاهل و نادان هدر شوند. اما جاي نااميدي نيست آري بايد بسان اين مورچه كه چگونه در محقق ساختن اهداف خود نااميد نميشود نبايد مأيوس شد. از تصويري كه خداوند در سوره نمل بيان ميكند انگشت حيرت به دندان ميگزم و در صنع خداوند متعجبم از آن مورچه كوچك.
مورچگان همه در سعي و تلاشند اما ناگهان احساس خطر ميشود. آري سليمان و لشكريانش نزديك ميشوند ناگهان دعوتگري مبارز و مهربان ندا ميزند: ]يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون[اي ملت مورچگان به لانههايتان بشتابيد تا مبادا سليمان و لشكريانش شما را له و لورده كنند زيرا آنان از شما بيخبرند. اين فريادي است كه از اعماق درون اين مورچه بيرون ميآيد فريادي آكنده از شفقت و دلسوزي نسبت به هم نوعان زيرا اين حيوان را ياراي آن نيست كه ببيند هم نوعش در زير چكمههاي اغيار له و لورده ميشود لذا در پي اطلاع آنان بر ميآيد و از خطري كه آنها را تهديد ميكند آنها را مطلع ميكند امروزه شخص داعي در مقابل چالشها و تهديداتي كه مسلماناني از روي ناداني و بيخبري و يا اغيار و دشمنان اسلام به وسيله آن مبادي ارزشي و اخلاقي وجسمي ما را نشانه گرفتهاند سكوت كردهاند چرا؟ آيا ارزش ما كمتر از آن مورچهاي است كه براي همنوعانش دلسوزي ميكند. يك دعوتگر زماني كه احساس ميكند خطري هم نوعش را تهديد ميكند نبايد كنج عزلت گزيند و سكوت اختيار كند بلكه بايد در جهت راهنمايي مسلمين و اطلاع آنها و ياري رساندن به آنان بكوشد. اما بدينجا قضيه ختم نميشود چيزي ديگر جلب توجه ميكند آن هم طرز برخورد و ادب اين مورچه است ]وهم لايشعرون[اي ملت مورچگان مبادا گمان ببريد كه سليمان و لشكريانش از روي تعمد و قصد بر شما حملهور ميشوند اينگونه نيست بلكه حقيقت اين است كه آنها از شما بيخبرند. ادب و احترام در سخنان اين دعوتگر موج ميزند و جالب اينجاست كه علامه ابن قيم در كتاب مفتاح دار السعاده ميگويد در اين آيه كه خداوند از زبان مورچه نقل ميكند10 اسلوب ازاساليب خطابي نهفته شده است 1- ندا 2- تنبيه 3- تسميه 4- امر 5- نص 6- تحذير 7- تخصيص 8- تفهيم 9- تعميم 10- اعتذار كه به صورت مختصر جامع و كامل مقصود خود را به ديگران ميرساند. درسي كه از اين واقعه ميگيريم اين است كه يك شخص دعوتگر در تعامل با ديگران بايد عذر طلب باشد زماني كه گفته ميشود «التمس لاخيك عذراً» بيانگر همين واقعه است يك داعي نبايد كه به محض مشاهده اشتباه به توبيخ و سرزنش مدعوين بپردازد چه بسا در لشكر سليمان كساني پيدا
ميشدند كه از روي تعمد بر روي اين مورچگان پا بنهند اما مورچه با كمال ادب و بزرگواري ميگويد ]و هم لايشعرون[حتماً احساس نميكنند و انسان با شايدها و شايدهاي ديگر برادر مسلمانش را معذور بداند. و از ديگر دروسي كه يك انسان بايد از زندگاني مورچه بياموزد قناعت بياندازه اين حيوان ميباشد زماني كه مورچه دانهاي را يافت آن را به چهار قسمت تقسيم نموده و در انبار ذخيره ميكند و به هنگام نياز تنها به مقدار نيازش آنها را از انبار بيرون ميآورد و بقيه به عنوان ذخيره در همان محل باقي ميگذارد تا اينكه در روز مبادا نيازهايش را برطرف كند. درست همان كاري كه حضرت يوسفuمردم مصر را به آن دستور داد كه در مصرف غذا قناعت كنند و به مقدار نياز از آن برگيرند و بقيه را در انبارها ذخيره نمايند تا در سالهاي قحطي از لحاظ تغذيه با مشكل روبهرو نشوند يك انسان در مسير زندگي بايد قناعت را سرلوحه زندگياش قرار دهد به مانند مورچگان از وسايل معيشتي بيش از اندازه مصرف نكند و به فكر آينده باشد. و از ديگر صفتهاي اين حيوان كه باعث شگفت و دهشت انسانها ميشود اهميت دادن به صداقت و بد پنداشتن دروغ ودروغگويي است. علامه ابن قيم در كتاب مفتاح دار السعاده از يكي از عارفان نقل ميكند كه ايشان ميگويد: روزي مورچهاي را ديدم كه خود را به تكهاي از يك ملخ نزديك كرد و خواست آن را بلند كند اما به تنهايي قادر به اين كار نبود لذا از آنجا رفت و پس از مدتي مشاهده نمودم كه با گروهي به سمت ملخ ميآيند زماني كه مورچهها را را مشاهده كردم ملخ را از زمين برداشتم و مورچگان هنگامي كه به جايگاه ملخ رسيدند چيزي را نيافتند و برگشتند. پس از رفتن آنها بار ديگر ملخ را در همان مكان قرار دادم و باز همان مورچه آمد و نتوانست آن را بلندكند و برگشت و گروهي را همراه خود آورد اما باز هم من ملخ را بلند كردم و مورچهها دست خالي برگشتند بار ديگر ملخ را در همان مكان قرار دادم و باز مورچه آمد و نتوانست آن را بلند كند و برگشت و براي بار سوم مورچهها آمدند و باز من ملخ را برداشتم. براي بار سوم كه مورچهها چيزي را نيافتند گرداگرد و حول آن مورچه حلقه زده و او را محاصره كردند همگي به طرف او حمله برده و او را تكه تكه كردند. اين داستاني است كه علامه ابن قيم به نقل از يكي از عارفين در كتابش مفتاح دار السعاده ذكر ميكند درست است كه مورچه اين داستان بيگناه كشته شد اما چيزي جاي شگفتي دارد و قابل اهميت است اين واقعيت است كه مورچگان به صداقت و راستگوي اهميت ميدهند و از دروغ و دروغگويي متنفرند و درس ديگري كه از اين داستان ميگيريم حلم و بردباري اين مورچهها است كه براي بار اول و دوم آن مورچه را مجازات نكردند بلكه به وي مهلت دادند تا بلكه بيگناهياش را اثبات كند گرچه خود سخنان مورچه را شنيده و چيزي را نيافته بودند اما از مجازات آن مورچه سرباز زدند زيرا شايد ملخي وجود داشته باشد و آنها اشتباه كرده باشند اما براي مرتبه سوم كه چيزي را نيافتند گمان بردند كه آن مورچه به آنها دروغ ميگويد لذا او را تكه تكه كردند در اين خصوص ميآموزيم كه انسان نسبت قضايايي كه ما حول آنها اتفاق ميافتد نبايد عجولانه بر كرسي حكم بنشيند و قضاوت كنند بلكه حلم و بردباري را سرلوحه كارشان قرار دهند و به اشخاص بيگناه مهلت دهند تا بيگناهي خويش را به اثبات برسانند. و دروس ديگري كه از زندگاني مورچه ميگيريم تضرع و زاري وي به درگاه خداوند ميباشد دار القطني و حاكم از ابو هريرهtروايت ميكند كه پيامبرeفرمودند: «مورچه را به قتل نرسانيد زيرا روزي سليمان براي طلب باران خارج شد ناگهان مورچهاي را ديد كه بر پشت خوابيده و دستانش را به آسمان بلند كرده و ميگويد بار الها ما آفريدهاي از آفريدههاي تو ميباشيم كه بينياز از فضل و رحمت تو نيستم خداوندا ما را به سبب گناهان بندگان گناهكارت مؤاخذه مكن و باراني بر ما فرو فرست، كه درختاني براي ما بروياند و ما از ثمره آنها براي خود غذاهايي بر چينيم زماني كه حضرت سليمان اين دعاي مورچه را شنيد به لشكرش فرمود برگرديد زيرا همين دعا براي شما كفايت شد و آب داده شديد به وسيله كسي غير از خودتان» مورچهها هميشه تسبيح خدا را ميگويند در صحيح بخاري حديثي وجود دارد كه ابوهريره از پيامبرeروايت ميكند كه مورچهاي پيامبري از پيامبران خدا را نيش زد سپس آن پيامبر امر كرد تا روستاي مورچگان را آتش بزنند پس از اين واقعه خداوند به آن پيامبر وحي نمود كه به خاطر نيش مورچهاي امتي از امتها كه خداوند را تسبيح و تقديس ميكردند به آتش كشاندي.
و از صفتهاي ديگر مورچه شكر نعمتهاي خداوند ميباشد كه گفته شده مورچهاي كه با سليمان برخورد كرد به مورچههاي ديگر گفت به لانههايشان بروند كه مبادا شكوه و جلال و عظمت سليمان و لشكريانش آنها را به فتنه بيندازد و سبب شود كه ناسپاسي نعمتهاي خداوند را بكنند و از ديگر صفات مورچه دعاي خير نمودن به دعوتگران و راهنمايان ميباشد درحديثي وجود دارد كه پيامبرeدر فضيلت شخص عالم ميفرمايد : همانا خداوند و فرشتگان و اهل آسمانها و زمينها. حتي مورچه در لانهاش و ماهي در دريا براي معلمي كه انسان را به سوي خير راهنمائي ميكند دعاي خير مينمايند و درس ديگر كه از اين حيوان ريز نقش ميتوان گرفت پايبند بودن به نظم و مقررات ميباشد سيد قطب در تفسير في ظلال ميگويد: هر يك از مورچگان با نظم و نظام شگفتي به انجام وظيفه مشغول است انسانها غالباً نميتوانند نظم و نظام همسان آنها را داشته باشند و از آنها تقليد و پيروي نمايند با وجود اينكه به انسان فهم مترقي و درك متعالي داده شده است و از شگفتيهاي ديگر كه در اين موجود ضعيف وجود دارد و هر انساني بايد از آن درس بگيرد تعامل و همكاري در مسير بر طرف كردن مشكلات و نيازهاي يكديگر ميباشد. هنگامي كه مورچهاي چوب يا دانه و يا چيزي ديگر را يافت كه قادر به حمل آن نبود و جماعت و گروهي از مورچهها را ديد كه از كنارش ميگذرند از آنها تقاضاي كمك ميكند و آنان نيز بدون هيچ بهانهاي و بدون گريز از اين كار با صميميت كامل او را در حمل آن شيء و رساندن به خانهاش ياري ميكنند همه انسانها و خصوصاً دعوتگران بايد در مسير پيشرفت دعوت اينگونه عمل كنند و با طيب خاطر و صميميت بيپايان يكديگر را در انجام دادن مسايل مهم زندگي و فائق آمدن بر مشكلات ياري رسانند. و درس ديگري كه از اين حيوان ميگيريم انس گرفتن اين حيوان با بسياري از حيوانات غير از خودش ميباشد كه به ما ميآموزد كه نسبت به يكديگر مانوس باشيم استاد سعيد حوي در تفسيرش مينويسد انواع مختلفي از مورچهها و حشرات كوچك ديگري در يك مكان زندگي ميكنند و مورچهها در لانههايشان با حشرات كوچك فراواني انس ميگيرند بيش از 2000 نوع از حشرات مختلف يافته شده كه در لانههاي مورچگان زندگي ميكنند كه در انس گرفتن به حيوانات مختلف حتي از انسانها نيز پيشي گرفتهاند. واز ديگر مسائلي كه سعيد حوي در مورد مورچه ذكر ميكند اهميت دادن آن به نظافت و بهداشت است ايشان ميگويند كه مورچه روزانه بيش از 20 مرتبه به نظافت بدن و جسمش ميپردازد. در پايان اين را ذكر ميكنم كه براي بيان شرف مورچه اين حديث بسنده ميكند در سيره ابن هشام در مبحث غزوه حنين حديثي از جبير بن مطعمtروايت شده كه ايشان ميفرمايد: قبل از اينكه مسلمانان در معركه حنين شكست بخورند هنگامي دو گروه مشغول به جنگ بودند ناگهان يك چيز سياه رنگي از آسمان فرو آمد و ميان ما گروه مشركين قرار گرفت زماني كه به آنها نگريستيم دريافتيم كه مورچههاي سياهي ميباشند كه دشت را پر كردهاند شكي نداشتم كه آنها فرشتگان الهي ميباشند كه براي شكست دشمنان آمده بودند. برگرفته از وبلاگ سيرک.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه ششم آبان 1388 | موضوع: دنیای عجایب
سیمای حقیقت
عشق حد و مرزی ندارد! + تصاویر
عصرایران - تصاویری زوجی که بسیار از زندگی خود راضی هستن و صاحب دو فرزند هم می باشند .
این خانوم هر دو پای خود را از دست داده ولی عشق هیچ مرز و حدی ندارد.









|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه ششم آبان 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
اصول زندگی
1. زندگی براساس تردیدها عمل نمی کند. تردید باعث ترویج مشکل، آشفتگی و استرس می شود. تصمیم بگیر و بگذار تا زندگی براساس تو حرکت کند. به خودت اعتماد داشته باش.
2. شجاعت، توانایی و عمل؛ سه رأس مثلث زندگی هستند. برای خیلی از تصمیم گیری های زندگی شجاعت و عمل، و توانایی برای به سرانجام رساندن کارها نیاز است. سه رأس مثلث روابط موفق هم اهمیت دادن، توجه و ارتباط است. ارتباط، درهای بین ما را می گشاید؛ توجه، به ما اجازه می دهد تا تجربه کنیم و اهمیت دادن به یکدیگر، ما را متحد می سازد.
3. اگر گذر زمانی نباشد پس حقیقتی هم نخواهد بود. ما زمان را می گذرانیم تا حقیقت را بیابیم.
4. ذهن، از ناشناخته ها دوری می کند. به همین دلیل هم هست که ما به دنبال شناخت همه چیز در اطرفمان هستیم و عاقبت دانا می شویم. ابتکار، کلیدی است برای کشف تخیلات مثبت و متعالی.
5. همانطور که به دنبال خود آسمانیمان هستیم، آن را انکار می کنیم. عشق ورزی به خود، حقیقت وجودیت را آشکار میکند.
6. رها شدن به معنی تبدیل شدن به آنچه فکر می کنی باید باشی نیست. رها شدن یعنی همینک به کسی که هستی عشق بورزی.
7. فکر کن دو اتاق یکی بسیار تاریک و دیگری بسیار روشن وجود دارد. دری این دو اتاق را به هم وصل می کند. اگر در را بگشایی چه اتفاقی می افتد؟ نور اتاق تاریک را روشن می کند. فکر های روشن و درخشان کن!
8. ف.م.ن.خ – فکر منفی، نمود خارجی
9. هر چیزی از گذشته که غیرقابل حل مانده، الآن هم حل نشدنی است. زندگی در اکنون گذشته را حل خواهد کرد.
10. زندگی از درون به بیرون جریان دارد و نه بالعکس. اگر این را درک کنی، دیگر هرگز قربانی زندگی نیستی!
11. عشق جواب می دهد، ترس عکس العمل نشان می دهد. عشق متصل می کند، ترس پاره می کند. عشق متعالی می سازد، ترس خوار می کند. عشق خلق می کند، ترس نابود می کند.
12. چیزی به نام اشتباه نیست. بلکه تجربه است. چیزی به نام شکست نیست. بلکه مخالفت دیگران است. چیزی به نام پیروزی نیست. بلکه موافقت دیگران است. اجازه بده تا زندگی از تو جاری بشود.
13. درگیر پیراستن زندگیت نشو. اجازه بده زندگی تو را تغییر بدهد. پیرایش، یک روکش خارجی ظاهری است. تغییر، دگرگونی درونی آگاهانه است.
14. درد، مقیاسی برای سنجش تحملت در برابر تغییر است.
15. تصمیم بگیر که نقش تو در زندگی چیست. آیا می خواهی تنها، تماشاگر نمایش زندگی باشی یا بازیگر صحنه زندگی؟
16. با گوشهایت گوش می دهی اما با ذهنت می شنوی. با چشم هایت نگاه می کنی اما با قلبت می بینی.
17. ذهنت در لحظه نمی تواند زندگی کند. نمی توانی در لحظه فکر کنی، فقط از طریق آن می توانی تصمیم بگیری. یعنی اینکه ذهنت نمی تواند تو را آزاد کند. تنها آگاهی تو می تواند از اکنون آگاه باشد! آزادی واقعی یعنی آگاهی واقعی!
18. هر کدام از ما در دنیای خودش زندگی می کند –دنیایی که ما خودمان می سازیمش و به گونه ای خلق شده است که از عقاید و وجودمان ما محافظت کند. افکار ما وجود ما هستند. پس افکارت را مشاهده کن، بر موهبت هایی که داری تمرکز کن و اعتماد داشته باش. این چگونگی عضو بودن در زندگی است!
19. تمرین کن تا هر آنچه را که اطرافت هست، نمودی خارجی از خودت ببینی. از این طریق خیال باطل جدایی از دیگر انسانها و دیگر چیزها را در هم می شکنی.
20. ذهنت الآن فرق آنچه را که می خواهی و آنچه را که نمی خواهی نمی داند. تنها چیزی را می داند که روی آن تمرکز می کنی. خیلی از مردم روی آنچه که ندارند متمرکز می شوند، روی ناتوانی هایشان و بیماری هایشان.
21. اگر روی آنچه که داری تمرکز کنی، آن چیز افزایش می یابد. و اگر روی آنچه که نداری متمرکز شوی، آن چیز را حتی به مراتب کمتر در زندگیت خواهی یافت. اگر روی توانایی هایتان متمرکز شوید، آنها رشد می کنند. اگر روی سلامتی تان تمرکز کنید، رو به بهبودی می گذارد. (شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند!)
22. ذهن شما فرق بین یک واقعیت ذهنی و یک واقعیت در حال اتفاق و فیزیکی را نمی داند. چرا؟ چون اصلاً فرقی نیست!
23. تنها زمانی مشکل داری که باور کنی واقعاً مشکل داری!
24. این اصول را در زندگیت وارد کن تا واقعیت را تمرین کنی. واقعیت را تمرین کن تا زمانی که بر خیالات باطل فائق بیایی. و آزاد نبودن تو در اکنون تنها یک خیال باطل است!
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه نهم مهر 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
اعجازعددی قرآن
-
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بي شمار ادبي شامل كتاب، مقاله، گزارش های پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن به رشته تحرير در آمده است.
-
يك بيوشيميست آمريكايی، مصری الاصل ويك محقق مسلمان، به نام دكتر رشاد خليفه در ژانويه سال ۱۹۷۴نشان داد تمامی متن قرآن از يک نظم شگفت انگيز رياضی تبعيت می کند. مبنای اين سيستم رياضی عدد ۱۹ است.
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم »
داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد
به 19 قسمت است. (114= 6 × 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق
(شماره 96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (285= 15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي
سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (76= 4× 19) دارد كه
به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي
سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است.
( 38=2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي
سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است.
( 57= 3 × 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي
سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن
« بر آن دوزخ 19 فرشته موكل اند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل
« فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين جمله قرآن
بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف)
آغاز مي شود. اين بيانيه 19حرفي بلا فاصله
بعد از نزول آيه « برآن دوزخ 19 فرشته موكل اند» نازل شد.
اين مراتب گواهي ارتباط عاري از شبهه آيه 30
سوره مدثر(عدد 19) و اولين جمله قرآن
«بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19)
با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه
بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31
سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا
عدد 19 را انتخاب كرده است.
پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و
خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را
قبول ندارند رسوا سازد.
13- خداوند به مامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن
تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)
ويكي از معجزات عظيم قرآن است(آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم
در تمام قرآن به نحوي تكرار شده كه به
عدد 19 قابل تقسيم است، بدين ترتيب كه
كلمه “ اسم “ 19بار
كلمه “ الله “ 2698بار( 2698=42 *19)،
كلمه “ الرحمن “ 57 بار ( 57=3*19)
وكلمه “ الرحيم “ 114بار ( 114= 6*19)ديده مي شود.
15 - قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها
با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز مي شود
بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه افتتاحيه است،
لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها
113 بار تكرار شده است. چون اين رقم به 19
قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني
ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد و چهاردهمين آيه
بسم الله را در سوره النمل كه دو بسم الله دارد (شماره 27)
(آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد
114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه
افتتاحيه بسم الله است. هر گاه از سوره توبه شروع كرده
آن را سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو
فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم، ملاحظه مي شود
كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27)
كه بسم الله تكميلي را دارد. از اين نظم نتيجه مي گيريم
كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر
از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است.
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله
سوره النمل 342=18*19 مي باشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بي شماري است. مثلاً :
ما موسي را براي چهل شب احضار كرديم،
ما هفت آسمان را آفريديم.
شمار اين اعداد در تمام قرآن 285=15*19 مي باشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم، حاصل جمع
174591=9189*19 خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم
حاصل جمع 162146 =8534 *19 خواهد بود.
21- يكی از اعجاز قرآن مجيد اين است كه29 سوره با
حروف رمزي شروع مي شود كه معني ظاهري ندارند،
اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده
نمي شوند. اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن
بخش مهمي از طرح
اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19بنا شده است.
اولين نشانه اين ارتباط اين است كه29 سوره از قرآن
با اين علامات شروع مي شود. تعداد حروف الفبا دراين رموز 14و
تعداد خود رمزها نيز 14مي باشد.
هرگاه تعداد سوره ها(29) وحروف الفبا (14) را
باتعدادرمزها (14)جمع كنيم،
حاصل جمع 57=3*19خواهد بود.
22- خداوند توانا به ما ياد مي دهدكه در هشت سوره
سوره هاي شماره(31, 10،12،13،15،26،27،2)
دو آيه اول كه با اين رموز آغاز مي شوند
حاوي و حامل معجزه قرآن هستند،
بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را
به معني معجزه به كار برده است.
بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آن ها
معجزه است و نيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه
در هيچ جاي قرآن به كاربرده نشده است بدين جهت قرآن
مناسب تفسير نسل هاي گوناگون بشريت است. مثلاً نسل هاي
قبلي (پيش از كشف اهميت حروف رمزي قرآن) كلمه آيه رادر اين
هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند، ولي نسل هاي بعدي كه ازاهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير
كرده اند. به كار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه
نسل هاي بشر در زمان هاي گوناگون خود
يكي از معجزات قرآن است.
23- سوره قاف(شماره 50) كه با حرف ق
شروع مي شود شامل 57( 57= 3 *19)
حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن حروف ق را در علامت رمزي خود
دارد، سوره شورا (شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين
سوره شمارش نمائيم، ملاحظه خواهيم كرد كه حرف ق
57 =3 * 19 بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مي يابيم كه دو سوره قرآني فوق الذكر
(شماره 50 و42) به اندازه همديگر (57،57)
شامل حرف ق هستند كه
مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است.
چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“
تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد
و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است.
اين احتساب اعداد آشكار و گويا، مدلل مي دارد كه 114
سوره قرآن، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و
چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار نشان مي دهد كه فقط اين دو سوره كه با
حرف ق آغاز مي شوند، داراي تعداد معيني ق (57 مورد)
هستند، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه
بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا
در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه
هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد
به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه
بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است.
اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن
مردمي كه لوط را نپذيرفتند، قوم ناميده مي شوند.
خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر به جاي « اخوان »
در سوره ق كلمه « قوم » به كار برده مي شد
چه اتفاقي مي افتاد. در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان،
حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و
عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا
با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و
جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه به جاي ديگري نظم قرآن از بين مي رود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز مي شود،
سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133« ن »
دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 133= 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 )
و ص ( شماره 38) كه با حروف« ص» شروع مي شوند،
جمعاً 152 حرف « ص » دارند (152= 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و
« هـ» 344 مي باشد (344= 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س»
285 مي باشد (285= 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز« حم» شروع مي شوند،
تكرار حروف 2166 مي باشد (2166=14*19)
بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن
قرار دارند. بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن
شركت دارند.
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه
با رمز « الم » شروع مي شوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم
جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 مي باشند
(26676= 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس »
يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز مي شوند
تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد مي باشد
(494= 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر»
آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء )
تنها در سوره سيزدهم 9709 مورد است كه
اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد
(9709=511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“
آغاز مي شوند، تعداد حروف طاء و سين و ميم
9177 مورد مي باشد ( 9177= 438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المر“
آغاز مي شود، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را )
1501 مورد مي باشد ( 1501= 79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“
شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ،
حرف “لام“ 1523 مورد، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد
كه جمعاً عدد 5358 به دست مي آيد
( 5358= 282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“
شروع مي شود، تعداد حروف( كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد)
798 مورد مي باشد ( 798= 42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “ حم عسق“
شروع مي شود، تعداد حروف( حا ، ميم ، عين، سين ، قاف )
570 مورد مي باشد( 570=30*19).
41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آن ها است
سوره هاي شماره
2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14، ۱۵ ،29 ، 30 ، 31 ، 32
جمع الف هاي موجود 17499 مورد می باشد
(17499=921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870
مورد مي باشد(1870=620*19).
43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آن ها ست
(سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ،32 ، 26 ، 28 ،
29 ، 31 ،30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ،46 )
جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (8683=457*19).
سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر
43 بند پيشين،
موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده
كه مضربي از عدد 19 است ( 2698= 142 * 19 )
و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“
نيز 19 مورد مي باشد.
مسئله جالب اين كه در سوره اخلاص
بعد از “قل هو الله احد “
جمله “ الله الصمد“ آمده
در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد، ظاهراً
جمله صحيح تر بود. از نظر دستور زباني
بايد “هو“ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است،
اگر به جاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قرآن
بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي
دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص
مي باشد كه به صورت حروف آغازين آمده است،
اين حروف در سوره مريم، به صورت جداگانه، با اين تعداد
به كار رفته اند:
حرف “ك“ 137مرتبه،
حرف “ه“ 168 مرتبه،
حرف “ي“ 345 مرتبه،
حرف “ع“ 122 مرتبه،
حرف “ص“ 26 مرتبه.
جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897
كه مضرب عدد 19 مي باشد. ( 897= 42*19)
يعني مجموع تكرار حروف پنج گانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص)
سوره مريم (سوره شماره 19)
علاوه بر آنكه برعدد 19(تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم)
قابل تقسيم است، بر عدد 14(كه تعداد حروف مقطعه است)
نيز قابل تقسيم مي باشد
(798=57*14).
پ: درقرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگركه
از نظر معني با هم تناسب دارند
يكسان به كاررفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن
به كار رفته است و به همان تعداد (145 بار)
كلمه “موت“ يا مرگ با مشتقاتش به كار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم
115 بار به كار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و
كلمه“شياطين“ نيز به همان تعداد88 بار
به كار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما
نيز 40 بار به كار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار.
6- كلمه “زكات“ 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“
نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه
در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار به كار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “
به معني زن نيز 24 بار در قرآن به كار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اين ها تصادفي است؟
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن
خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آن ها مقالات و
يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن
نيز به اندازه و شمرده شده درآيد. مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگرحروف در سوره هاي مربوطه بيشتراست.
از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف می باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري، سخناني آورد كه نه تنها مضامين آن ها حساب شده و
از نظر لفظ و معني و محتوا در عالي ترين صورت ممكن بود، بلكه از
نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت
هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد،
آيا به این نتیجه نمی رسیم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار
سرچشمه گرفته است؟
2- تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود
كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن حفظ شود و به آن دست نزنيم.
مثلاً اسحق و زكوه و صلوه را به همين صورت بنويسيم نه به صورت اسحاق و زكات و صلاه. در غير اين صورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قرآن مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را به كلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچك ترين تحريف در قرآن مجيد است.
«عجائب و شگفتي هاي قرآن پايان ناپذيراست و قرآن ظاهرش
خوشايند و باطنش عميق است.
عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود
مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي
از دهانش خارج شود.»
ان شاء الله همه مسلمين در راه انجام وظيفه ديني و
كسب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار، تا جايي كه
مي تواننداين معجزه را نشر و گسترش دهند تا
اعجاز قرآن
بيش از پيش روشن گشته و
اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و
قانون زندگي واقعي گردد
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه نهم مهر 1388 | موضوع:
آغازسال تحصیلی جدیدونکات مهم
آمادگی خانواده ها برای شروع سال تحصیلی وتوجه به سلامت دانش آموزان
به هنگام تهیه پوشاک ، لوازم التحریر و کیف مدرسه :
ماه شهریور مصادف است با ایام آماده شدن خانواده ها برای شروع سال تحصیلی جدید فرزندان و تهیه لباس
( روپوش ) ، کفش ، لوازم التحریر ، کیف و...
همزمان با این آماده سازی رعایت نکاتی ساده و امکان پذیر و در عین حال بسیار مهم موجب ایجاد آرامش ، راحتی ، شادابی و حفظ سلامت دانش آموزان شده و امکان بهره برداری بیشتر آنها را از مدرسه و فرصتهای آموزشی فراهم می آورد .
مهمترین این نکات عبارتند از :
1- پوشاک دانش آموز :
لباس فرم دانش آموز باید نسبتاً گشاد با یقه راحت ( آزاد) باشد تا در ساعات درسی تمرکز داشته و در زمان ورزش و تفریح از فعالیت خود لذت ببرد. روپوش دارای یک یا دو جیب برای گذاشتن لیوان و سایر لوازم دانش آموز در زنگ تفریح باشد. شلواربایستی آزاد و راحت که مناسب نشستن و برخاستن به مدت 7- 5 ساعت باشد.
جوراب نخی کوتاه با رنگ روشن 4-3 جفت تهیه و هر شب شسته شود. (به فرزند خود آموزش دهید که هرروزپس ازبازگشت از مدرسه جورابهایش رابشوید .)
مقنعه دختران از رنگ روشن (3-2 مقنعه ) تهیه شود و مرتب شستشو و اتو گردد.
2- کفش دانش آموز :
در انتخاب کفش به خاطر داشته باشید فرزند شما ساعتها آنرا به پا دارد و امکان تعویض یا درآوردن آن در مدرسه وجود ندارد . او در ساعات ورزش و تفریح با دوستان خود می دود ، ورزش می کند و تحرک فراوان دارد.
بنابراین کفش سبک و راحت که حدود سه سانتی متر پاشنه داشته باشد و باز و بسته کردن آن اسان بوده و قابل شستشو و تمیز کردن باشد توصیه می شود .
لباس و کفش نامناسب موجب خستگی زود رس و کاهش توجه دانش آموز بویژه در ساعات آخر درسی می گردد
3- کیف دانش آموز:
- کیف مدرسه ، حتماً از نوع کوله پشتی تهیه شود و حتی الامکان دارای بند کمری باشد
– مناسب پایه و مقطع تحصیلی دانش آموز تهیه شود . از جنس سبک و قابل شستشو باشد.
- کیفهای دستی به دلیل استفاده از یک دست و فشار به یک سمت بدن مناسب نیستند.
4- لوازم التحریر دانش آموز :
- دفترها و دفترچه های کم برگ و سبک تهیه کنید ( با توجه به نیاز دانش آموز ) دفترهای سنگین موجب می شود تا او هر روز کاغذهایی را حمل کند که هرگز به آنها نیاز پیدا نمی کند و در پایان سال تحصیلی حجمی از دفاتری با کاغذهای سفید به دور انداخته می شود ( صرفه جویی را می توان با انجام کارهای ساده به کودکان و نوجوانان آموزش داد. ) دفاتر ساده با رنگهای شاد تهیه شود . تصاویر متعدد روی جلد دفاتر تمرکز دانش آموز را کاهش داده ، ضمن اینکه برخی تصاویرآموزش منفی نیزمی دهند . (تصاویر جنگی ، خیالی و...مناسب دفتردانش آموز نیستند)
جامدادی وسیله ای برای نگهداری مرتب لوازم التحریر است . این وسیله باید ساده و قابل شستشو بوده و لبه های تیز و برنده نداشت باشد.
مداد و خودکار ابزار کار مهم دانش آموز هستند که چند ساعت در روز استفاده می شوند .مدادها و خودکارهایی انتخاب شوند که روان ، نرم و راحت باشندو نیاز به فشار اضافه نداشته باشند ، همچنین دارای سطوح صاف باشند تا به انگشتان دست آسیب نرسانند.
خط کش کوتاه و قابل شستشو که دارای لبه تیز نباشد انتخاب شود
خط کش ،مداد و خودکار، مداد پاکن و جامدادی دانش آموزباید هر چند وقت یکبار شسته شوند تا آلودگی آنها از بین برود و باعث بیماری نشود.
5- وسایل بهداشتی مورد نیاز دانش آموز :
علاوه بر لوازم ذکر شده ، حتماً وسایل بهداشتی رانیز در لیست خرید خود قرار دهید ، با این کار اهمیت رعایت بهداشت را به او آموزش می دهید.این وسایل عبارتند از:
- یک حوله کوچک و یا چند قطعه دستمال کاغذی ( حوله کاغذی )
- صابون جیبی ( برای مواقعی که مدرسه فاقد صابون مایع است .)
- یک کیف کوچک و یا پاکت مناسب حمل میان وعده غذایی
- یک لیوان ( نوع فلزی درب دار ) مناسب تر است .
آموزش بهداشت قبل از شروع سال تحصیلی :
با توجه به تجمع کودکان و نوجوانان در مدرسه رعایت نکات بهداشتی برای حفظ سلامت و پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای واگیر ضروری است. مهمترین نکات بهداشتی که باید به فرزندخودآموزش دهید عبارتنداز :
1- بیدار شدن به موقع و صرف صبحانه :
یک هفته قبل از شروع تحصیلی ، فرزند خود را صبح زود بیدار کنید و اورا تشویق به صرف صبحانه کنید.
در روزهای اول ، غذای بخصوصی را به او تحمیل نکنید و بگذارید هرچه را دوست دارد میل کند . بتدریج سایر مواد غذایی را در کنار سفره قرار دهید تا به خوردن آنها تمایل پیدا کند.
کار اصلی یک دانش آموز یادگیری مطالب علمی و درس خواندن است . برای این فعالیت ها ذهن باید تمرکز کافی داشته باشد و خوردن یک صبحانه سالم و مقوی به او کمک می کند تا در طول روز تمرکز و قدرت ذهنی بیشتری داشته باشد . نخوردن صبحانه باعث خستگی زود رس و تمرکز کمتر می شود .
مناسبترین صبحانه می تواندشامل موادزیرباشد :
- یک کاسه کوچک عدس پخته با یک فنجان شیر
- نان ، پنیر و گردو و چای با یک فنجان شیر
- نان ، پنیر و سبزی ( گوجه ، خیار ، انگور ) و یک فنجان شیر
- تخم مرغ آب پز و یک فنجان شیر
- یک سیب زمینی آب پز با کمی کره و یک فنجان شیر
نوشیدنی های مناسب برای صبحانه شیر، چای وآب میوه های طبیعی هستند. بهتر است چای را شیرین نکنید و از قندهای طبیعی مثل خرما و عسل استفاده کنید.
2- شستن دستها بعد از هر بار توالت رفتن و قبل از غذا خوردن را حتماً آموزش دهید .
3- مسواک زدن پس از صرف غذا و شبها قبل از خواب فراموش نشود.
3- میان وعده غذایی برای زنگ تفریح بهتر است که در منزل تهیه شود.
مناسبترین میان وعده غذایی در مدرسه عبارت است از :
- یک لقمه نان و پنیر و گردو
- میوه ها ( سیب ، گلابی و ...)
- خشکبار و مغزها ( بادام ، پسته ، گردو ، انجیر ، کشمش و برگه ها )
- لقمه کوکو و کتلت
- شیر و بیسکویت ساده
به فرزند خود آموزش دهید هرگز از فروشندگان دوره گرد خرید نکند
این فروشندگان ، مواد غذایی نا مطمئن را با ظاهری فریبنده و مورد قبول کودکان عرضه می کنند در صورتیکه صلاحیت بهداشتی برای فروش مواد غذایی ندارند.
- به هنگام عطسه و سرفه یک دستمال جلوی بینی و دهان خود قرار دهند .
- از روبوسی و دست دادن با دوستان خود خودداری کنند.
- در صورتی که مبتلا به سرماخوردگی شدند تا بهبودی کامل در منزل استراحت کنند.
- کلاه ، مقنعه ، دستکش و شال گردن وسایل شخصی هستند . هرگز از وسایل شخصی دوستان خود ( حتی برای چند لحظه ) استفاده نکنند و وسایل خود را نیز به دیگران ندهند.
-
آنچه کودکان و نوجوانان بیش از همه به آن نیازمند هستند حفظ آرامش در خانه و صمیمیت والدین و اعضاء خانواده است .
با اجتناب از بحث های بی مورد بویژه در مورد مسائل اقتصادی در حضور فرزندان به حفظ آرامش خودو خانواده کمک کنید.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
مناجاتی زیبا از امام سجــاد علیه السلام :
بار الها ! بر محمد و آلش درود فرست
و شهوتم را از هر حرامى درهم شکن
و ميل شديد مرا از هر معصيتى بگردان
و مرا از آزار کردن هر مؤمن
هر بندهاى که درباره من مرتکب کارى شده که بر او حرام کردهاى
يا آبروى مرا که به حفظ آن فرمانش دادى ريخته باشد
پس زير بار ستم بر من مرده
يا در حال حيات بر عهدهاش مانده
پس او را در ستمى که بر من روا داشته مورد مغفرت قرار ده
و در حقّى که از من ربوده او را عفو کن
و درباره آنچه با من کرده وى را سرزنش منما
و به خاطر اينکه مرا آزرده رسوايش مکن
و اين گذشت سميحانه مرا از آنان و صدقه رايگان مرا بر آنان از پاکيزهترين صدقات صدقه دهندگان
و بالاترين صلههاى کسانى که به پيشگاهت تقرب مىجويند قرار ده !
و جزاى مرا در برابر عفو من از ايشان، عفوت .
و در برابر دعايم در حق آنان رحمتت قرار ده
تا هر کدام از ما به سبب فضل تو سعادتمند شده
و هر يک از ما به احسان تو رستگار گرديم.
... منبـــع : صحيفه سجاديه ، دعاي شماره 39
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 | موضوع:
اعضای محترم موسسه
به منظوردریافت پاسخ مسائل شرعی به سایت نسیم رضوان به آدرس
http://www.nasimerezvan.com/article-760-0-137.html?come_from=home
مراجعه نمایید.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه دهم شهریور 1388 | موضوع: پاسخ به مسائل شرعی
رابطه مواد آرايشي و سرطان
آنچه لازم است در باره مواد آرايشي بدانيد اين است كه تحقيقات نشان مي دهد مواد آرايشي سبب رشد سلولهاي سرطاني مي شود.
تركيبات شيميايي استفاده شده در لوازم آرايشي همچون مواد پارابن و فتالات ،با رشد تومورهاي سرطاني به ويژه (سرطان سينه )ارتباط مستقيم دارد.
پژوهشهاي اخير نشان مي دهد كه پارابنها در 20 نوع از نمونه تومورهاي سرطان سينه كشف شده است. همچنين، نمونه برداري تومورهايي كه از بيماران سرطان سينه به عمل آمد، نشان داده است زناني كه بيشتر مواد آرايشي استفاده مي كردند، سرطان پيشرفته تر و عمر كمتري داشته اند برخي از پزشكان معتقدند كه مواد آرايشي هنگامي كه بر روي پوست قرار مي گيرد، سريعتر تاثير مي گذارد.
اگر چه سازندگان لوازم و مواد آرايشي سعي كردند تا استفاده از اين دو تركيب شيميايي را در محصولات شامپو و ژل هاي خود حذف كنند يا تا حد زيادي پايين آورند، اما در استفاده از آنها در مواد آرايشي موفق نبودند. پزشكان به زنان توصيه مي كنند كه استفاده از مواد آرايشي را تا حد زيادي پايين آورند و يا از مصرف آنها بپرهيزند، آنها بر اين باورند كه سعي براي زيبايي بيشتر با استفاده از مواد آرايشي، انسان را به مرگ نزديكتر مي كند.
با بيشتر استفاده كردن از مواد آرايشي در ايران از طرف خانمها در سالهاي اخير، امار رشد بيماري سرطان سينه تا حد چشمگيري بالا رفته است.
در حال حاضر اين نوع سرطان شايعترين نوع در بين زنان ايراني است و طبق آمارهاي رسمي، از هر 8 زن در ايران، يك نفر به سرطان سينه مبتلاست. اين در حالي است كه بيشتر بيماران مبتلا به اين مرض داراي سنين پايين و ميان سالند پيش از اين متخصصان بهداشت و سلامت، آلودگي را علت اصلي اين نوع سرطان مي دانستند، اما هم اكنون مواد آرايشي مظنون اصلي اين بيماري است
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه دهم شهریور 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
منظومه شمسی رابهتربشناسیم
دانستنیهای منظومه شمسی
عطارد
روز و شب در عطارد
عطارد نزدیک ترین سیاره به خورشید است و شباهت زیادی به کره ماه دارد . این سیاره خاکستری صخره ای مانند پوشیده از گودال های به شکل دهانه آتش فشان است . دمای عطارد تا 430درجه سانتی گراد بالا می رود ؛ یعنی دمایی که در آن فلز سرب ذوب می شود . در طول شب دمای عطارد تا 183-درجه سانتی گراد پائین می آید.
زهره
زهره ، سیاره بسیار داغ
زهره همیشه پوشیده از ابر های انبوه و مترا کم است . به همین علت سطح صخره این سیاره را نمی توان دید . در سال 1991 میلادی ، فضاپیمای (ماژلان )با استفاده از رادار ، نقشه ای از سطح زهره تهیه کردند . امواج رادار پس از عبور از میان ابر ها و جو متراکم زهره ،با سطح آن برخورد کردند و دوباره منعکس شدند. فضاپیمای ماژلان بارها به دور زهره چرخید و در هر گردش مقداری از نقشه ی سطح این سیاره را کامل کرد . هیچ موجود زنده ای در سطح زهره نمی تواند زندگی کند ، چون دمای آن 457درجه سانتی گراد است.
زمین
زمین، سیاره آبی رنگ
جو زمین گازهایی دارد که در برابر تشعشعات مضر خورشید از موجودات زنده محافظت می کند . در عین حال ، جو زمین به نور و حرارت خورشید اجازه عبور می دهد . گیاهان با استفاده از نور خورشید غذا می سازند و رشد می کنند. به دور اکثر سیارات منظومه شمسی ، کره هایی پوشیده شده از صخره ، یخ و گاز در حال گردشند. به این کره ها قمر می گویند که قمر زمین ، ماه نام دارد .بین سیاره منظومه شمسی فقط دو سیاره زهره و عطارد ، قمر ندارند.
مشتری
اطلاعاتی مربوط به مشتری
تعداد قمر ها :63
حلقه:3
فاصله از خورشید: 020/412/788کیلومتر
دور تا دور سیاره مشتری را نوار هایی از ابر های صورتی ،زرد، قرمز، قهوه ای روشن و سفید فرا گرفته است .بادهای قوی و چرخش سیاره، سبب کشیده شدن این ابر ها و ایجاد نوار های رنگی می شود
لکه قرمز بزرگ، در حقیقت طوفانی است که بیش از 300 سال است می وزد.
حقیقتی در مورد مشتری :
این سیاره به حدی بزرگ است که اگر تو خالی بود ،تمام سیارات منظومه شمسی درون آن جای می گرفتند .
زحل
اطلاعات مربوط به زحل
تعداد قمر ها:46
حلقه:7
فاصله از خورشید:400/725/426/1کیلومتر
سیاره زحل رنگ لیمویی جذابی دارد . بسیار زیبا و دیدنی است ، اما نباید به آن خیلی نزدیک شد .بادهای جو بالای آن پنج برابر سریع تر از قوی ترین تند باد های زمین هستند . حلقه های زحل از میلیون ها تکه یخ ، سنگ و ذرات غبار تشکیل شده اند.برخی از این تکه ها کوچکتر از یک دانه ریز شن و برخی بزرگ تر از یک خانه است.
حقیقتی در مورد زحل:
بزرگترین قمر زحل (تایتان )نام دارد و از سیاره تیر (عطارد )بزرگ تر است.
اورانوس
اطلاعات مربوط به اورانوس
تعداد قمر ها:27
حلقه:11
فاصله از خورشید:200/972/870/2کیلومتر
گازهای شناور در اتمسفر اورانوس رنگ آبی-سبز زیبایی به این سیاره داده اند . اورانوس متمایل به پهلوی خود است .ستاره شناسان گمان می کنند که احتمالا یک شی بزرگ به شدت به این سیاره برخورد کرده و سبب تمایل بیشتر آن به یک سمت شده است .
حقیقتی در مورد اورانوس
نام های بیشتر قمر های اورانوس ، از روی نام های شخصیت های داستان های ویلیام شکسپیر ، نویسنده مشهور انگلیسی گرفته شده اند . نام های چون : میراندا ، ژولیت وپوک
نپتون
اطلاعات مربوط به نپتون
تعداد قمر ها:13
حلقه:4
فاصله از خورشید:900/252/498/4کیلومتر
سیاره نپتون ممکن است هم چون اقیانوسی گرم و مرطوب (استواییی)، بزرگ و آبی رنگ به نظر بیاید . اما این سیاره گرم نیست ، بلکه مثل تمام سیارات گاز دار دیگر ، بسیار سرد است. باد های شدید و چرخش های سریع سیاره نپتون سبب شده اند که این سیاره یکی از طوفانی ترین سیارات باشد.
حقیقتی در مورد نپتون :
مدار سیاره نپتون آن قدر طولانی است که از زمان کشف آن ، یعنی بیش از150سال پیش تا به حال،یک گردش کامل به دور خود نکرده است.
پلوتو
اطلاعات سیاره پلوتو
بنا به آخرین اخبار سیاره پلوتو از منظومه شمسی جدا شد و دیگر سیاره به حساب نمی آید، اطلاعات زیر مربوط به زمان سیاره بودن آن است.
تعداد قمرها:1
فاصله از خورشید:000/380/906/5کیلومتر
پلوتو کوچکترین و سرد ترین سیاره است . سطح آن سنگ پوشیده از یخ و برفک است؛درست مثل یک گوی یخی بزرگ در آسمان.پلوتو آن قدر از خورشید دور است که اگر روی آن بایستی ،خورشید مثل یک ستاره کوچک و درخشان به نظر خواهد آمد .
راه شیری
نوار کم رنگ مه مانندی که آسمان را دربرگرفته است ، ‹‹ راه شیری ›› نام دارد . تا سال 1609 میلادی که نخستین تلسکوپ ساخته شد، کسی نم دانست که راه شیری چیست . سپس کشف شد که راه شیری ، مجموعه ای ازمیلیاردها ستاره ی کم نور است . در حدود سال 1800 ، ستاره شناسان دریافتند ، ستارگان راه شیری درمجموعه ی بزرگی به شکل یک کلوچه گرد آمده اند .این مجموعه ستارگان ، کهکشان نامیده می شود.
اختر شناسان ابتدا تصور می کردند که خورشید در نزدیکی مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته است . بعدها دریافتند ، مرکز کهکشان ما 24 هزار سال نوری در راستای صورت فلکی قوس (کمان) با زمین فاصله دارد. در ضمن ، یک سال نوری مسافتی است که نور در یک سال طی می کند و تقریباً شش تریلیون کیلومتر است . با این سرعت ، نور خورشید تقریباً هشت دقیقه طول می کشد تا به زمین برسد .
اگر شما بتوانید با سرعت نور حرکت کنید ، طی یک ثانیه می توانید هفت و نیم بار زمین را دور بزنید .
این سوی کهکشان تا سوی دیگر آن 100 هزار سال
نوری فاصله دارد .
کهکشان از یک گوی مرکزی متشکل از ستارگان پیر قرمز رنگ و یک صفحه ی خارجی مسطح حاوی گاز و غبار و ستارگان آبی جوان تشکلیل شده است. بخش مرکزی راه شیری باید بسیار درخشان تر به نظر برسد ، ولی ابرهای غباری شکل ، آن را از دید ما پنهان می کنند . خورشید ما رد صفحه ی خارجی ، در بازوی
جبار (شکارچی) کهکشان قرار گرفته است . جبار ، قنطوس ، قوس و بر ساووش (برساووس) چهار بازوی مارپیچی کهکشان ما هستند.
تعداد ستارگانی که کهکشان ما را تشکیل می دهند ، دست کم به دویست میلیارد می رسد . ستارگان از ابرهای پهناور غبار و گاز پدید می آیند با توجه به این که کهکشان ما ستارگان بسیار زیادی دارد ، ستارگان فراوانی در مراحل سنی متفاوت ، در آن یافت می شود. خورشید ما حدود پنج میلیارد سال پیش پدید آمد . ستارگان دیگری هم وجود دارند که هم اکنون در حال پدید آمدن هستند . ستارگان عمر جاودانی ندارند و ممکن است بسیاری از آن ها در همین لحظه درحال مرگ باشند . بزرگ ترین ستارگان سرانجام منفجر می شوند و مواد بیشتری را به ابرهای غباری شکل که ستارگان جدید از آن ها زاده می شوند ، می افزایند . در واقع ستارگان پر جرم فقط چند میلیون سال زندگی می کنند و سپس منفجر می شوند و به صورت غولی قرمز در می آید . خورشید ما میلیاردها سال دیگر عمر می کند و سپس منفجر می شود. داستان زندگی خورشید به شکل آرامی پایان خواهد یافت ؛ بدین صورت که جمع و کوچک می شود و به شکل ستاره ی کوتوله ی سفیدی در می آید !
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه دهم شهریور 1388 | موضوع:
دعوت به همكاري پژوهشگرعلوم اجتماعي
|
|
موسسه فرهنگي هنري وپژوهشي سيماي حقيقت جهت انجام پروژه هاي فرهنگي وتحقيقات علمي درحوزه علوم اجتماعي وانساني ، تاريخ وامورفرهنگي به تعدادي پژوهشگرفعال وداراي مدرك ليسانس وفوق ليسانس علوم اجتماعي وآمارباتوانايي طراحي سوالات وفرضيه هاي تحقيقات ميداني ، آشنابه نرم افزارهاي تجزيه وتحليلي داده هاي آماري ازقبيل spssوتوانابه تجزيه وتحليل وداراي ذهن خلاق وكنجكاو جهت كاردرشهرستان يزدنيازداردعلاقه مندان جهت كسب اطلاعات بيشترباشماره همراه 09133529347تماس بگيرند.
|
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 | موضوع: موسسه فرهنگی هنری وپژوهشی سیمای حقیقت
دعای افطار
دعای افطار
اللَّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ
دعای امیر المومنین هنگام افطار:
بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ لَكَ صُمْنَا وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْنَا فَتَقَبَّلْ [فَتَقَبَّلْهُ] مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
دعای هنگام صرف لقمه اول افطار:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِى
قرائت سوره مبارکه قدر نیز به هنگام افطار توصیه شده است
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه سوم شهریور 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
قلعه ابرندآبادیزد
قلعه ابرند آباد
این قلعه در روستای "ابرندآباد" شهر یزد واقع شده است. این قلعه از آثار "ابرند" از سرهنگ های "ایراندخت" دختر "خسرو پرویز" است و قدمت آن به دوران ساسانی می رسد. قلعه ابرند آباد از خشت و گل و در دو طبقه بنا شده است. از طبقه اول بنا، راهروی کم عرضس که در چهار بدنه بنا ادامه یافته و دریچه هایی به داخل قلعه دارد، به جای مانده است. قلعه دارای سردری بلند در سه طبقه است. چهار برج مدور در چهار گوشه بنا ساخته شده است. در ضلع شمالی و جنوبی، حد واسط دو برج کناری، یک برج با قطر کم تر قرار دارد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم شهریور 1388 | موضوع: شاهدیه شهرمن
انواع انارایران
| آب نباتي مهريز، ملس (يزد) |
| آبانماهي ابرندآباد، ملس (يزد) |
| آبدندان ، شيرين راور (كرمان) |
| آبدندان استخواني، ملس (خراسان) |
| آبدندان بجستوني، ملس (خراسان) |
| آبدندان درجزين، ملس (سمنان) |
| آبدندان لاسجرد، ملس (سمنان) |
| آبدندان هماآباد نائين، ملس (اصفهان) |
| آق دانه شوروي ورامين (تهران) |
| آق نار شيرين شبستر (آذربايجان شرقي) |
| آقا محسني گرگان ، شيرين (مازندران) |
| آقامندلي ساوه، ملس (مركزي) |
| آلك پوست قرمز ساوه، ملس (مركزي) |
| آلك شيرين ساوه (مركزي) |
| آمنه خاتوني ابرند آباد، ملس (يزد) |
| آمنه خاتوني تفت، ملس (يزد) |
| اتابكي پوست سفيد، ملس (فارس) |
| اتابكي پوست قرمز سروستان، ترش (فارس) |
| اتابكي پوست قرمز، ملس (فارس) |
| اتابكي خفر جهرم، ملس (فارس) |
| اردستاني پوست سفيد ، شيرين (اصفهان) |
| اردستاني پوست قرمز، ترش (اصفهان) |
| اردستاني خزر، ملس (خراسان) |
| اردستاني دانه سرخ، ترش (اصفهان) |
| اردستاني دانه قرمز، ترش (سمنان) |
| اردستاني درجزين، ملس (سمنان) |
| اردستاني لاسجرد، ترش (سمنان) |
| اروميه سرجو، ملس (سيستان وبلوچستان) |
| اصفهاني دانه سياه، ملس (اصفهان) |
| انباري پوست كلفت، ملس (اصفهان) |
| انباري ترش كاشان (اصفهان) |
| انباري دانه قرمز كاشان، ملس (اصفهان) |
| انباري ريز كاشان، ملس (اصفهان) |
| انباري ملاسيه كاشان، ملس (اصفهان) |
| بافتي پوست سفيد راور، ملس (كرمان) |
| بافتي پوست قرمز راور، ترش (كرمان) |
| بافتي پوست كلفت ساغند، ترش (يزد) |
| بافتي پوست نازك ساغند، ترش (يزد) |
| بافتي دانه قرمز راور، ملس (كرمان) |
| بافتي دورگ راور، ملس (كرمان) |
| بجستوني پوست نازك، ملس (خراسان) |
| بد تخم دانه قرمز پاوه، ترش (كردستان) |
| بدتخم پوست سفيد پاوه، ترش (كردستان) |
| بدتخم پوست قرمز پاوه، ترش (كردستان) |
| بذر ترش شهرضا (اصفهان) |
| بذري ترش دزفول (خوزستان) |
| بذري شيرين دستجرد (اصفهان) |
| بذري مروست مهريز، ترش (يزد) |
| برگ موردي، ترش (چهارمحال وبختياري) |
| بريت پوست قرمز، ملس (فارس) |
| بريت سروستان، ملس (فارس) |
| بريت معمولي كازرون، ملس (فارس) |
| بزماني پوست كلفت ترش (سيستان و بلوچستان) |
| بزماني پوست نازك (سيستان و بلوچستان) |
| بمي سيرج شهداد، ملس (كرمان) |
| بواسي پوست سفيد، ترش (لرستان) |
| بواسي پوست قرمز، ترش (لرستان) |
| بي تلف دانه سفيد، ملس (خوزستان) |
| بي تلف دانه قرمز، ملس (خوزستان) |
| بي دانه درجزين ، شيرين (فارس) |
| بي دانه كاشمر ، شيرين (خراسان) |
| بي نام دستجرد، ترش (اصفهان) |
| بي نام صالح آباد مهران (ايلام) |
| بي نام لري خرم آباد، ترش (لرستان) |
| بي هسته ، شيرين (سيستان وبلوچستان) |
| بي هسته اردستان ، شيرين (اصفهان) |
| بي هسته پربار ، شيرين (اصفهان) |
| بي هسته خفر جهرم ، شيرين (فارس) |
| بي هسته دانه سفيد راور (كرمان) |
| بي هسته دانه قرمز ، شيرين (كرمان) |
| بي هسته سروستان ، شيرين (فارس) |
| بي هسته سنگان ، شيرين (سيستان و بلوچستان) |
| بي هسته شيرين خبر بافت (كرمان) |
| بي هسته قصر الدشت ، شيرين (فارس) |
| بي هسته كم بار ، شيرين (اصفهان) |
| بي هسته لاديز ، شيرين (سيستان وبلوچستان) |
| بي هسته نجف آباد ، شيرين (اصفهان) |
| بي هسته نيريز ، شيرين (فارس) |
| پايه وحشي گرگان، ترش (مازندران) |
| پنجه عروس خفر، ترش (فارس) |
| پوست سبز ورامين، ترش (تهران) |
| پوست سرخ تنگ سياب، ترش (لرستان) |
| پوست سرخ دانه سفيد، ترش (خوزستان) |
| پوست سفيد ايج استهبان، ترش (فارس) |
| پوست سفيد بزماني ترش (سيستان و بلوچستان) |
| پوست سفيد بزماني ترش (سيستان وبلوچستان) |
| پوست سفيد پاوه، ترش (كردستان) |
| پوست سفيد خشك بافق ، شيرين (يزد) |
| پوست سفيد سيدون، ترش (فارس) |
| پوست سفيد هماآباد ، شيرين (اصفهان) |
| پوست سياه ، شيرين (كرمانشاه) |
| پوست سياه ابرندآباد ، شيرين (يزد) |
| پوست سياه اردستان ، شيرين (اصفهان) |
| پوست سياه اردكان، ترش (يزد) |
| پوست سياه دستجرد ، شيرين (اصفهان) |
| پوست سياه ساوه ، شيرين (مركزي) |
| پوست سياه كازرون ، شيرين (فارس) |
| پوست صورتي شهرضا، ملس (اصفهان) |
| پوست قرمز اشكذر (يزد) |
| پوست قرمز بزماني ترش (سيستان و بلوچستان) |
| پوست قرمز دستجرد، ترش (اصفهان) |
| پوست قرمز راور، ترش (كرمان) |
| پوست قرمز شهربابك ، شيرين (كرمان) |
| پوست قرمز گرگان، ترش (مازندران) |
| پوست قرمز معمولي، ملس (اصفهان) |
| پوست قرمز نيريز، ملس (فارس) |
| پوست قرمز، ترش (كهگيلويه وبويراحمد) |
| پوست قرمز، چك چك اردكان ترش (يزد) |
| پوست كلفت ، ترش (چهارمحال وبختياري) |
| پوست گندمي سيرجان، ملس (كرمان) |
| پوست نازك شهرضا (اصفهان) |
| پيش رس ، شيرين دره هوراند (آذربايجان شرقي) |
| تابستاني ساوه ، شيرين (مركزي) |
| تب و لرز آبانماهي ، شيرين (يزد) |
| تب و لرز مهرماهي ، شيرين (يزد) |
| تخم كبكي سروستان، ملس (فارس) |
| تخم موشي تفت، ترش (يزد) |
| ترش ابض سروستان (فارس) |
| ترش اشرف زير آب (مازندران) |
| ترش بد تخم لري خرم آباد (لرستان) |
| ترش پربار درجزين (سمنان) |
| ترش پوست پيازي راور (كرمان) |
| ترش پوست سفيد (آذربايجان شرقي) |
| ترش پوست سفيد ابركوه (يزد) |
| ترش پوست سفيد ابرندآباد (يزد) |
| ترش پوست سفيد چك چك اردكان(يزد) |
| ترش پوست سفيد حاجي آباد (هرمزگان) |
| ترش پوست سفيد خرم آباد (لرستان) |
| ترش پوست سفيد ساوه (مركزي) |
| ترش پوست سفيد شهداد (كرمان) |
| ترش پوست سفيد طارم (زنجان) |
| ترش پوست سفيد مهران (ايلام) |
| ترش پوست قرمز (آذربايجان شرقي) |
| ترش پوست قرمز (خراسان) |
| ترش پوست قرمز اردستان (اصفهان) |
| ترش پوست قرمز درجزين (سمنان) |
| ترش پوست قرمز رفسنجان (كرمان) |
| ترش پوست قرمز طارم (زنجان) |
| ترش پوست قرمز هرابرجان (يزد) |
| ترش پوست كلفت (كهگيلويه وبويراحمد) |
| ترش پوست كلفت ايذه (خوزستان) |
| ترش پوست كلفت بيرجند (خراسان) |
| ترش پوست كلفت ساغند (يزد) |
| ترش پوست كلفت ساغند (يزد) |
| ترش پوست كلفت ساغند ، شيرين (يزد) |
| ترش پوست نازك (چهارمحال وبختياري) |
| ترش پوست نازك (چهارمحال وبختياري) |
| ترش پوست نازك ابركوه (يزد) |
| ترش پوست نازك بيرجند (خراسان) |
| ترش پوست نازك ريجاب (كرمانشاه) |
| ترش پوست نازك ساغند (يزد) |
| ترش پوست نازك ساغند (يزد) |
| ترش تفتي مروست مهريز (يزد) |
| ترش جزيره (بوشهر) |
| ترش جنگلي زير آب (مازندران) |
| ترش جنگلي طالش (گيلان) |
| ترش جنگلي گرگان (مازندران) |
| ترش خاتوني نطنز (اصفهان) |
| ترش دانه درشت دره هوراند (آذربايجان شرقي) |
| ترش دانه ريز دره هوراند (آذربايجان شرقي) |
| ترش دانه قرمز راور (كرمان) |
| ترش دانه قرمز شهداد (كرمان) |
| ترش دانه قرمز مهران (ايلام) |
| ترش دانه قرمز نجف آباد (اصفهان) |
| ترش درجه دو (آذربايجان شرقي) |
| ترش درجه دو راور (كرمان) |
| ترش درجه يك (آذربايجان شرقي) |
| ترش درجه يك راور (كرمان) |
| ترش دماغ بسته كوهپايه (اصفهان) |
| ترش دو رگ داوران (كرمان) |
| ترش زاغي كوهپايه (اصفهان) |
| ترش زودرس اردستان (اصفهان) |
| ترش زير آب سوادكوه (مازندران) |
| ترش سبز باغ ملك ايذه (خوزستان) |
| ترش سبز پوست سفيد، ملس (كرمان) |
| ترش سبز پوست نازك (كهگيلويه و بويراحمد) |
| ترش سبز چرمك كلم (ايلام) |
| ترش سبز سروستان (فارس) |
| ترش سبز قصرالدشت (فارس) |
| ترش سبز كازرون (فارس) |
| ترش سبز هسته ريز سيدون (فارس) |
| ترش سرجو (سيستان و بلوچستان) |
| ترش سرخ پوست شهرضا (اصفهان) |
| ترش سوري پاوه (كردستان) |
| ترش شاهوار دستجرد (اصفهان) |
| ترش شماره يك كاشان (اصفهان) |
| ترش شهوار بجستون (خراسان) |
| ترش شهوار فردوس (خراسان) |
| ترش شهوار كاشمر (خراسان) |
| ترش صورتي (كهگيلويه و بويراحمد) |
| ترش قمي شي نشاء (لرستان) |
| ترش كم بار خبر بافت (كرمان) |
| ترش كم بار كوهپايه (اصفهان) |
| ترش كهيه حاجي آباد (هرمزگان) |
| ترش گاو دماغ كوهدشت (لرستان) |
| ترش گلمانخانه اروميه (آذربايجان غربي) |
| ترش گلي نار بهشهر (مازندران) |
| ترش ماهاني چترود (كرمان) |
| ترش معمولي زابل (سيستان وبلوچستان) |
| ترش معمولي لاسجرد (سمنان) |
| ترش ملس دانه سفيد زواره (اصفهان) |
| ترش ملس دانه قرمز زواره (اصفهان) |
| ترش ملس زواره اردستان (اصفهان) |
| ترش ملس زواره اردستان (اصفهان) |
| ترش ملس ساوه (مركزي) |
| ترش ميناب (هرمزگان) |
| ترش نار بهشهر (مازندران) |
| ترش نار تسوج شبستر (آذربايجان غربي) |
| ترش نار دانه قرمز آلوت بانه (كردستان) |
| ترش نار درشت زيرآب (مازندران) |
| ترش نار ريز زيرآب (مازندران) |
| ترش نكجوب بمپور (سيستان و بلوچستان) |
| تلف دار دانه قرمز، ملس (خوزستان) |
| جازي پوست سفيد ، شيرين (كرمان ) |
| جازي پوست قرمز ، شيرين (كرمان) |
| جزي دانه قرمز ، شيرين (فارس) |
| جعفري شي نشاء، ملس (لرستان) |
| جنگلي پوست قرمز رودبار، ترش (گيلان) |
| جنگلي خودرو، ترش (چهارمحال و بختياري) |
| حصيبي سريزد مهريز، ملس (يزد) |
| خاتوني پوست سفيد، ملس (اصفهان) |
| خاتوني پوست قرمز، ملس (كرمانشاه) |
| خاتوني دانه قرمز زواره، ملس (اصفهان) |
| خاتوني شيرين عقدا (يزد) |
| خانلري خرم آباد ، شيرين (لرستان) |
| خانلري خرم آباد، ترش (لرستان) |
| خاني پر پيه سيدون، ملس (فارس) |
| خاني ترش كازرون (فارس) |
| خاني دانه سفيد هرابرجان ، شيرين (يزد) |
| خاني كم پيه سيدون، ترش (فارس) |
| خراساني پوست سفيد ترش (سيستان و بلوچستان) |
| خرم ديز ترش گرگان (مازندران) |
| خرمائي مروست مهريز ، شيرين (يزد) |
| خزر بجستوني، ملس (خراسان) |
| خزر پوست كلفت، ترش (خراسان) |
| خسك دانه قرمز راور ، شيرين (كرمان) |
| خفري پوست سفيد، ملس (فارس) |
| خفري پوست قرمز، ملس (فارس) |
| خفري جهرم ، شيرين (فارس) |
| خمرهاي درجزين، ملس (سمنان) |
| خواجه عطار مهريز، ملس (يزد) |
| خواجهاي قصرالدشت، ترش (فارس) |
| خودرو وحشي خبر بافت، ترش (كرمان) |
| خودرو وحشي خرم آباد، ترش (لرستان) |
| خورس حاجي آباد، ترش (هرمزگان) |
| خورس شيرين حاجي آباد (هرمزگان) |
| خوشه نار بهارستان ساري (مازندران) |
| داداشي پوست كلفت ، شيرين (يزد) |
| داداشي پيوندي اشكذر، ملس (يزد) |
| داداشي گرچ پوست نازك ، شيرين (يزد) |
| دانه سياه دستجرد، ملس (اصفهان) |
| دانه قرمز هراتي مهريز، ترش (يزد) |
| دبهاي پوست قرمز راور، ملس (كرمان) |
| دبهاي سرجنگل، ترش (كرمان) |
| دختر حمومي صورتي، ملس (تهران) |
| دخترحمومي قرمز ورامين، ملس (تهران) |
| درپايه دانه ريز راور، ملس (كرمان) |
| درپايه دانه سياه راور، ملس (كرمان) |
| درپايه دانه قرمز راور، ملس (كرمان) |
| درپايه درجه يك راور، ملس (كرمان) |
| درپايه ريز راور، ملس (كرمان) |
| دريله پر آب مريوان، ترش (كردستان) |
| دريله دانه قرمز مريوان، ترش (كردستان) |
| دريله مرادي مريوان، ترش (كردستان) |
| دم انبروتي، ترش تربت حيدريه (خراسان) |
| دم بلند گرگان، ترش (مازندران) |
| دم لك چترود ، شيرين (كرمان) |
| دمبكوه پوست قرمز بم ، شيرين (كرمان) |
| دمبكوه سرجنگل بم ، شيرين (كرمان) |
| دو رگ بجستون گناباد، ملس (خراسان) |
| دو مزه پرآب، ملس (چهار محال و بختياري) |
| دو مزه كم آب، ملس (چهارمحال وبختياري) |
| دومزه باغ ملك، ملس (خوزستان) |
| رباب پوست سفيد، ملس (شيراز) |
| رباب پوست سياه قصرالدشت (فارس) |
| رباب پوست قرمز سروستان، ملس (فارس) |
| رباب پوست قرمز كازرون، ملس (فارس) |
| رباب پوست قرمز ني ريز، ملس (فارس) |
| رباب پوست قرمز، ملس (فارس) |
| رباب دانه قرمز كازرون، ملس (فارس) |
| رباب سروستان، ترش (فارس) |
| ردكي دانه سفيد بافق، ترش (يزد) |
| ردكي دانه قرمز بافق، ترش (يزد) |
| رش پوست كلفت، ترش (كهگيلويه و بويراحمد) |
| رش پوست نازك (كهگيلويه و بويراحمد) |
| رش دانه سفيد نارك (كهگيلويه و بويراحمد) |
| رش شيرين نارك (كهگيلويه و بويراحمد) |
| رمي ايج استهبان، ترش (فارس) |
| رودهاي داوران، ترش (كرمان) |
| روشنائي بي دانه گرگان ، شيرين (مازندران) |
| روطي دانه قرمز بافت (كرمان) |
| ريوه ترش دزفول (خوزستان) |
| زاج ترش رامهرمز (خوزستان) |
| زاغ پوست سفيد اشكذر، ملس (يزد) |
| زاغ پوست قرمز راور، ملس (كرمان) |
| زاغ پوست قرمز ساغند، ملس (يزد) |
| زاغ درشت هرابرجان مهريز، ملس (يزد) |
| زاغ سريزد مهريز، ملس (يزد) |
| زاغ مروست مهريز، ملس (يزد) |
| زاغ مشقبي طبس، ملس (خراسان) |
| زرد انار پوست كلفت، ترش (فارس) |
| زرد محلي تنگ سياب ، شيرين (لرستان) |
| زردانار پوست نازك سيدون، ملس (فارس) |
| زردانار خرم آباد ، شيرين (لرستان) |
| زرگوشي تربت حيدريه ، شيرين (خراسان) |
| زرنار روانسر پاوه ، شيرين (كرمانشاه) |
| ساوه نار بهشهر، ترش (مازندران) |
| ساوهاي پوست سفيد ملس (سيستان و بلوچستان) |
| ساوهاي پوست قرمز ملس (سيستان و بلوچستان) |
| ساوهاي ترش دستجرد (اصفهان) |
| ساوهاي، ملس (سيستان و بلوچستان) |
| سأبي سرجنگل بم، ملس (كرمان) |
| سبز پوست داوران، رفسنجان ترش (كرمان) |
| سبز پوست وحشي جيرفت، ترش (كرمان) |
| سبز دانه قرمز زواره، ترش (اصفهان) |
| سبز شيرين چرمك كلم (ايلام) |
| سبز قمي، ترش (كرمانشاه) |
| سبز و هوشك، ملس (سيستان وبلوچستان) |
| سبزه دانه سياه اردستان، ملس (اصفهان) |
| سبزه دانه قرمز، ترش (اصفهان) |
| سرخ پوست ايذه، ترش (خوزستان) |
| سرخ پوست ملس شهرضا (اصفهان) |
| سرخ پوست وحشي، ترش (كرمان) |
| سرخك دانه قرمز ترش كن (تهران) |
| سرخك درشت كاشمر، ترش (خراسان) |
| سرخك ريز كاشمر، ترش (خراسان) |
| سفيد پوست دزفول، ترش (خوزستان) |
| سفيد پوست راور، ترش (كرمان) |
| سفيد پوست شهرضا، ترش (اصفهان) |
| سفيد ربي، ترش (چهارمحال وبختياري) |
| سفيده پوست خشك بافق ، شيرين (يزد) |
| سفيده شيره شيرين بافق (يزد) |
| سك پوست سفيد شهربابك، ترش (كرمان) |
| سك پوست قرمز شهربابك، ترش (كرمان) |
| سكلي سيدون مرودشت، ملس (فارس) |
| سكنجبيني سيرجان، ملس (كرمان) |
| سكنجبيني سيرجان، ملس (كرمان) |
| سگ نار پوست سفيد، ترش (خراسان) |
| سگ نار پوست قرمز، ترش (خراسان) |
| سگ نار لاسجرد، ترش (سمنان) |
| سگي ترش خوسف بيرجند (خراسان) |
| سنداني ساوه، ترش (مركزي) |
| سوركله ترش ريجاب (كرمانشاه) |
| سوز پوست كلفت شي نشاء، ترش (لرستان) |
| سوز لري شي نشاء، ترش (لرستان) |
| سوسكي دانه سياه تفت، ملس (يزد) |
| سوسكي دانه قرمز تفت، ملس (يزد) |
| سوسكي دانه قرمز مهريز، ملس (يزد) |
| سوغار هماآباد نائين، ترش (اصفهان) |
| سه انبلي تفت، ترش (يزد) |
| سه راهي پوست سرخ، ترش (اصفهان) |
| سهورهاي تفت ،، ملس (يزد) |
| سياه نار بهشهر، ترش (مازندران) |
| سياهدانه پوست سرخ، ملس (كرمانشاه) |
| سياهدانه پوست نازك كن، ملس (تهران) |
| سياهدانه شهوار كن، ملس (تهران) |
| سياهدانه ملس شهوار كن (تهران) |
| سيب هوشك، ترش (سيستان وبلوچستان) |
| سينه پهن دانه سفيد، ملس (خوزستان) |
| سينه پهن دانه قرمز، ملس (خوزستان) |
| شاهي ترش چترود (كرمان) |
| شاهي ترش چترود (كرمان) |
| شاهي ترش چترود (كرمان) |
| شاهي دانه سياه چترود ، شيرين (كرمان) |
| شاهي دانه قرمز ، شيرين (كرمان) |
| شاهي دانه قرمز ، شيرين (كرمان) |
| شبستان پوست كلفت، ترش (فارس) |
| شبستان پوست نازك، ملس (فارس) |
| شكر نار پوست كلفت ، شيرين (مازندران) |
| شكر نار پوست نازك ، شيرين (مازندران) |
| شكرنار تسوج ، شيرين (آذربايجان شرقي) |
| شكرنار دانه سفيد بانه ، شيرين (كردستان) |
| شكري مروست ، شيرين (يزد) |
| شلغمي پوست سفيد، ترش (خراسان) |
| شلغمي پوست قرمز، ترش (خراسان) |
| شور پربار سيدون مرودشت، ترش (فارس) |
| شور پوست كلفت ساغند ، شيرين (يزد) |
| شور پوست نازك ساغند يزد |
| شهرباني پوست قرمز، ترش (كرمانشاه) |
| شهرباني ترش ريجاب (كرمانشاه) |
| شهري پوست سرخ ترش (چهارمحال وبخيتاري) |
| شهوار ايج استهبان ، شيرين (فارس) |
| شهوار پوست سفيد ، شيرين (سمنان) |
| شهوار پوست قرمز ، شيرين (سمنان) |
| شهوار پوست قرمز، ترش (اصفهان) |
| شهوار ترش پوست سفيد زواره (اصفهان) |
| شهوار ترش طارم (زنجان) |
| شهوار ترش لاسجرد (سمنان) |
| شهوار داداشي درجه 2 ، شيرين (يزد) |
| شهوار داداشي درجه يك ، شيرين (يزد) |
| شهوار درجه يك شيرين (خراسان) |
| شهوار سيدون مرودشت ، شيرين (فارس) |
| شهوار شيرين بجستوني (خراسان) |
| شهوار شيرين سروستان (فارس) |
| شهوار عقدا اردكان ، شيرين (يزد) |
| شهوار فهلونجي طبس ، شيرين (خراسان) |
| شهوار قصرالدشت ، شيرين (فارس) |
| شهوار ميوه درشت طارم ، شيرين (زنجان) |
| شيري احمدي گرگان (مازندران) |
| شيرين آقا مندلي گرگان (مازندران) |
| شيرين استخواني گنو (هرمزگان) |
| شيرين بي هسته چنجه (كرمانشاه) |
| شيرين بي هسته نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين پوست سبز ايذه (خوزستان) |
| شيرين پوست سفيد (آذربايجان شرقي) |
| شيرين پوست سفيد (چهارمحال وبختياري) |
| شيرين پوست سفيد (كهگيلويه و بويراحمد) |
| شيرين پوست سفيد رفسنجان (كرمان) |
| شيرين پوست سفيد ساوه (مركزي) |
| شيرين پوست سفيد شهرضا (اصفهان) |
| شيرين پوست سفيد نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين پوست سفيد نطنز (اصفهان) |
| شيرين پوست قرمز (آذربايجان شرقي) |
| شيرين پوست قرمز (هرمزگان) |
| شيرين پوست قرمز رامسر (گيلان) |
| شيرين پوست قرمز راور (كرمان) |
| شيرين پوست قرمز رفسنجان (كرمان) |
| شيرين پوست قرمز زواره (اصفهان) |
| شيرين پوست قرمز سبزوار (خراسان) |
| شيرين پوست قرمز كوهپايه (اصفهان) |
| شيرين پوست قرمز نطنز (اصفهان) |
| شيرين پوست كلفت (اصفهان) |
| شيرين پوست كلفت (سمنان) |
| شيرين پوست كلفت (كرمانشاه) |
| شيرين پوست كلفت ابركوه (يزد) |
| شيرين پوست كلفت بافت (كرمان) |
| شيرين پوست كلفت بجستون (خراسان) |
| شيرين پوست كلفت بهاباد بافق (يزد) |
| شيرين پوست كلفت ساغند (يزد) |
| شيرين پوست كلفت هرات (يزد) |
| شيرين پوست نازك ابركوه (يزد) |
| شيرين پوست نازك بافت (كرمان) |
| شيرين پوست نازك درجزين (سمنان) |
| شيرين پوست نازك ساغند (يزد) |
| شيرين پوست نازك مروست (يزد) |
| شيرين پوست نازك نطنز (اصفهان) |
| شيرين پيش رس كوهپايه (اصفهان) |
| شيرين پيش رس نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين تقليد كن (تهران) |
| شيرين تنه سرخ ساغند (يزد) |
| شيرين ته سرخ درجه 2 ساغند (يزد) |
| شيرين جزيره (بوشهر) |
| شيرين جنگل سيسنگان (مازندران) |
| شيرين جوجوك بجستون (خراسان) |
| شيرين خاص سيرچ شهداد (كرمان) |
| شيرين دانه ريز (آذربايجان شرقي) |
| شيرين دانه سفيد خرم آباد(لرستان) |
| شيرين دانه سفيد رامهرمز (خراسان) |
| شيرين دانه سفيد فردوس (خراسان) |
| شيرين دانه سفيد كوهپايه |
| شيرين دانه سفيد مهران (ايلام) |
| شيرين دانه قرمز (آذربايجان شرقي) |
| شيرين دانه قرمز خرم آباد (لرستان) |
| شيرين دانه قرمز رفسنجان (كرمان) |
| شيرين دانه قرمز فردوس (خراسان) |
| شيرين دانه قرمز كن (تهران) |
| شيرين دره هوراند (آذربايجان شرقي) |
| شيرين دنده دار خبر بافت (كرمان) |
| شيرين ريزه (آذربايجان شرقي) |
| شيرين زردآبادي اردستان (اصفهان) |
| شيرين زودرس (آذربايجان شرقي) |
| شيرين زيرآب سوادكوه (مازندران) |
| شيرين سبز پوست نازك (كهگيلويه وبويراحمد) |
| شيرين سنگ سفيد سبزوار (خراسان) |
| شيرين سورمهاي كوهپايه (اصفهان) |
| شيرين شهوار اردستان (اصفهان) |
| شيرين شهوار اشكذر (يزد) |
| شيرين شهوار درجه يك ساغند (يزد) |
| شيرين شهوار سيرجان (كرمان) |
| شيرين شهوار كوهپايه (اصفهان) |
| شيرين صورتي (آذربايجان شرقي) |
| شيرين فهلونجي طبس (خراسان) |
| شيرين قمي كن (تهران) |
| شيرين كم بار صالح آباد (ايلام) |
| شيرين كم بار نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين كهيه حاجي آباد (هرمزگان) |
| شيرين گر نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين گرچ حاجي آباد (هرمزگان) |
| شيرين گرچ سيرجان (كرمان) |
| شيرين گلمانخانه اروميه (آذربايجانغربي) |
| شيرين گلي نار بهشهر (مازندران) |
| شيرين لري خرم آباد (لرستان) |
| شيرين معمولي (سيستان و بلوچستان) |
| شيرين معمولي اردستان (اصفهان) |
| شيرين معمولي بيرجند (خراسان) |
| شيرين معمولي بيرجند (خراسان) |
| شيرين معمولي فردوس (خراسان) |
| شيرين معمولي گرگان (مازندران) |
| شيرين معمولي ميناب (هرمزگان) |
| شيرين ملس مروست مهريز (يزد) |
| شيرين ميوه درشت (آذربايجان شرقي) |
| شيرين نار بهشهر (مازندران) |
| شيرين نار پاوه (كرمانشاه) |
| شيرين نقاب كاشمر (خراسان) |
| شيرين هسته دار خبر بافت (كرمان) |
| شيرين هسته ريز بافت (كرمان) |
| شيرين هسته ريز شهداد (كرمان) |
| شيرين هسته ريز شهداد (كرمان) |
| شيرين هسته ريز نجف آباد (اصفهان) |
| شيرين هستهدار قصرالدشت (فارس) |
| شيشه كب فردوس، ملس (خراسان) |
| شيطوني سيدون مرودشت ، شيرين (فارس) |
| طائي پوست سفيد چترود، ترش (كرمان) |
| طائي پوست قرمز، ترش (كرمان) |
| طشتو ايج استهبان ، شيرين (فارس) |
| طوق ملس درجه يك راور (كرمان) |
| طوقي سياهدانه ورامين، ملس (تهران) |
| عبدالرحيم خاني، ملس (فارس) |
| عسلي سروستان ، شيرين (فارس) |
| عود ، شيرين ني ريز (فارس) |
| عود پوست قرمز، ترش (فارس) |
| عود ملس ني ريز (فارس) |
| فاروق ايج استهبان، ترش (فارس) |
| فاروق ني ريز، ملس (فارس) |
| قاسم مندلي رفسنجان، ترش (كرمان) |
| قجاق پيشوا ورامين، ملس (تهران) |
| قجاق جمكران قم (تهران) |
| قجاق شهپر ورامين، ملس (تهران) |
| قرص گلو بلند بافق، ملس (يزد) |
| قرص گلو كوتاه بافق، ترش (يزد) |
| قرمز پوست كلفت، ترش (لرستان) |
| قرمز شيرين كوهدشت (لرستان) |
| قرمز كوهي طبس، ترش (خراسان) |
| قرمز گلوبلند، ترش (خراسان) |
| قرمز نار شيرين شبستر (آذربايجان غربي) |
| قرنچوك دانه سرخ ، شيرين (سمنان) |
| قرنچوك سفيد لاسجرد ، شيرين (سمنان) |
| قلاتون ايج اصطهبان، ترش (فارس) |
| قمي پوست كلفت، ترش (لرستان) |
| قمي پوست نازك خرم آباد، ترش (لرستان) |
| قمي پوست نازك، ترش (كرمانشاه) |
| قمي دانه درشت، ترش (كرمانشاه) |
| قند پوست سفيد ، شيرين (خراسان) |
| قند نقاب كاشمر ، شيرين (خراسان) |
| قهوه دانه ترش نجف آباد (اصفهان) |
| قهوه دانه كن -، ملس (تهران) |
| قياسي كن، ملس (تهران) |
| كابدار شيرين بهشهر (مازندران) |
| كازاكي شوروي ورامين (تهران) |
| كبود پوست نازك، ملس (لرستان) |
| كبود دانه ريز كوهدشت، ملس (لرستان) |
| كدرو پوست پيازي، ترش (فارس) |
| كدرو پوست كلفت ، شيرين (فارس) |
| كدرو پوست نازك كازرون ، شيرين (فارس) |
| كدرو شهري قصرالدشت، ترش (فارس) |
| كدرو قصرالدشت، ترش (فارس) |
| كدوئي ترش خبر بافت (كرمان) |
| كرماني ترش بافق (يزد) |
| كلاغي سيدون مرودشت، ملس (فارس) |
| كلوخي سروستان، ترش (فارس) |
| كله گاوي تربت حيدريه، ترش (خراسان) |
| كله گاوي، ملس (خراسان) |
| كله گاوي، ملس (سيستان و بلوچستان) |
| كوتجي پربار بافق ، شيرين (يزد) |
| كوتجي پوست نازك بافق، ترش (يزد) |
| كوتجي زاغي بافق، ملس (يزد) |
| كوزل شوروي ورامين (تهران) |
| كوهستاني ، ترش (آذربايجان شرقي) |
| كوهستاني تسوج، ترش (آذربايجان شرقي) |
| كوهي دانه قرمز رودبار،، ترش (گيلان) |
| كوهي سيري طبس، ترش (خراسان) |
| كوهي صورتي طبس، ترش (خراسان) |
| كوهي صورتي طبس، ترش (خراسان) |
| كوهي گلمانخانه، ترش (آذربايجان غربي) |
| كوهي نقاب كاشمر، ترش (خراسان) |
| كوهيك، ترش (سيستان و بلوچستان) |
| كويري باغ ملك ايذه ، شيرين (خراسان) |
| كياني پوست كلفت، ملس (كرمان) |
| كياني پوست نازك خبر بافت |
| كياني سيرجان، ملس (كرمان) |
| كيواني چترود، ترش (كرمان) |
| كيواني راور، ترش (كرمان) |
| كيواني سرجنگل بم، ملس (كرمان) |
| گبري اردكان ، شيرين (يزد) |
| گبري دانه سياه ابرندآباد، ملس (يزد) |
| گبري صورتي ابرندآباد، ملس (يزد) |
| گرچ داداشي پوست نازك ، شيرين (يزد) |
| گرچ شهوار درجه 2 ، شيرين (يزد) |
| گرچ شهوار درجه يك اشكذر (يزد) |
| گردن گلابي ابركوه، ملس (يزد) |
| گرو ترش راور (كرمان) |
| گشت سراوان، ترش (سيستان و بلوچستان) |
| گل پيوندي تفت، ترش (يزد) |
| گل ترش معمولي تفت (يزد) |
| گل دانه قرمز نائين، ترش (اصفهان) |
| گل دبهاي تفت، ترش (يزد) |
| گل گبري تفت، ترش (يزد) |
| گل گزي ترش هرابرجان (يزد) |
| گل گزي ترش هرابرجان (يزد) |
| گل معمولي تفت، ترش (يزد) |
| گل مگسي تفت، ترش (يزد) |
| گلابي پوست قرمز راور، ملس (كرمان) |
| گلابي پوست نازك بم، ملس (كرمان) |
| گلابي پوست نازك سرجنگل بم (كرمان) |
| گلابي پوست نازك ملس (سيستان و بلوچستان) |
| گلابي پيشوا ورامين، ملس (تهران) |
| گلابي هسته درشت ملس (سيستان و بلوچستان) |
| گلابي هسته ريز، ملس (سيستان و بلوچستان) |
| گلنار چك چك اردكان (يزد) |
| گلنار زينتي ساوه (مركزي) |
| گلنار فارس كنار تخت (فارس) |
| گلنار فارسي ريجاب (كرمانشاه) |
| گلنار فارسي سروستان (فارس) |
| گلنار فارسي شهداد (كرمان) |
| گلو سرخ حاجي آباد، ملس (هرمزگان) |
| گلوباريك هرات مهريز، ترش (يزد) |
| گلوگنده ايج استهبان، ملس (فارس) |
| گلوگنده نيريز، ملس (فارس) |
| گلي دانه سفيد نائين، ترش (اصفهان) |
| گلي زيرآب سوادكوه، ترش (مازندران) |
| لري ترش دانه سفيد (لرستان) |
| لري دانه قرمز، ترش (لرستان ) |
| لم سري انار جنگلي، ترش (مازندران) |
| ليلي پوست كلفت، ملس (خراسان) |
| ليلي پوست نازك، ملس (خراسان) |
| مارسل شوروي ورامين (تهران) |
| محلي پرند گرگان، ملس (مازندران) |
| محلي شاهي گرگان، ملس (مازندران) |
| مخمل پوست قرمز، ملس (اصفهان) |
| مرادي دانه قرمز، ترش (لرستان) |
| مرس خاص شهداد، ملس (كرمان) |
| مرس داوران رفسنجان، ملس (كرمان) |
| مرس سرجنگل بم، ملس (كرمان) |
| مزاريع بجستون گناباد، ملس (خراسان) |
| مشموري ترش رامهرمز (خوزستان) |
| مصري ترش كازرون (فارس) |
| ملاسيه بي دانه درجزين، ملس (سمنان) |
| ملس پربار ايج استهبان (فارس) |
| ملس پربار سراوان (سيستان و بلوچستان) |
| ملس پوست سبز دزفول (خوزستان) |
| ملس پوست سرخ رامهرمز (خوزستان) |
| ملس پوست قرمز بزمان (سيستان و بلوچستان) |
| ملس پوست قرمز ميبدي اشكذر (يزد) |
| ملس پوست نازك (آذربايجان شرقي) |
| ملس پوست نازك ريجاب (كرمانشاه) |
| ملس پوست نازك زواره (اصفهان) |
| ملس پوست نازك طارم (زنجان) |
| ملس پيشوا ورامين (تهران) |
| ملس پيوندي اشكذر (يزد) |
| ملس تقليد كن (تهران) |
| ملس چرمك كلم (ايلام) |
| ملس حومه طبس (خراسان) |
| ملس دانه سفيد رامهرمز (خراسان) |
| ملس دانه سفيد سيرجان (كرمان) |
| ملس دانه سياه بافق (يزد) |
| ملس دانه سياه رامهرمز (خوزستان) |
| ملس دانه قرمز ساغند (يزد) |
| ملس دانه قرمز كن (تهران) |
| ملس دانه قرمز كن (تهران) |
| ملس درجه يك كن (تهران ) |
| ملس زواره اردستان (اصفهان) |
| ملس زود رس كن (تهران) |
| ملس سر باريك كوهپايه (اصفهان) |
| ملس سوري پاوه (كرمانشاه) |
| ملس سوزك رامهرمز (خوزستان) |
| ملس شاهوار دستجرد (اصفهان) |
| ملس شماره يك دستجرد (اصفهان) |
| ملس شهپر پيشوا ورامين (تهران) |
| ملس شهوار بهاباد بافق (يزد) |
| ملس شهوار پوست كلفت بافق (يزد) |
| ملس شهوار پوست كلفت بهاباد (يزد) |
| ملس شهوار پوست نازك بافق (يزد) |
| ملس شيرين ساوه (مركزي) |
| ملس صورتي دزفول (خوزستان) |
| ملس طوقي كلوخي گرگان (مازندران) |
| ملس طوقي ورامينن (تهران) |
| ملس عقدائي تربت حيدريه (خراسان) |
| ملس قله باريك كاشان (اصفهان) |
| ملس گردن بلند اشكذر (يزد) |
| ملس گره ابركوه (يزد) |
| ملس لرز گلو باريك (لرستان) |
| ملس مرمر رامهرمز (خوزستان) |
| ملس معمولي ريجاب (كرمانشاه) |
| ملس معمولي سرجو (سيستان و بلوچستان) |
| ملس معمولي كوهپايه (اصفهان) |
| ملس نا آلوت بانه (كردستان) |
| ملس نار بهشهر (مازندران) |
| ملس نار پوست قرمز مريوان (كردستان) |
| ملس ناهوك (سيستان و بلوچستان) |
| ملس نكجوب (سيستان و بلوچستان) |
| ملس نكجوب بمپور (سيستان وبلوچستان) |
| ملس هنجن نطنز (اصفهان) |
| ملسيك هوشك (سيستان وبلوچستان) |
| مهرماهي مهريز، ملس (يزد) |
| مي شرفي طبس، ملس (خراسان) |
| ميچپري ترش كوهپايه (اصفهان) |
| ميخوش ارتفاعات گنو، ملس (هرمزگان) |
| ميخوش بواسي شي نشاء (لرستان) |
| ميخوش بيني كج سبزوار (خراسان) |
| ميخوش پوست قرمز رفسنجان (كرمان) |
| ميخوش پوست قرمز سيرجان (كرمان) |
| ميخوش پوست كلفت ابركوه (يزد) |
| ميخوش پوست كلفت خرم آباد (لرستان) |
| ميخوش پوست كلفت گنو (هرمزگان) |
| ميخوش پوست كلفت، ملس (كرمان) |
| ميخوش پوست نازك ابركوه (يزد) |
| ميخوش پوست نازك بافت (كرمان) |
| ميخوش پوست نازك شهربابك (كرمان) |
| ميخوش پيش رس كوهپايه (اصفهان) |
| ميخوش تسوج شبستر (آذربايجان شرقي) |
| ميخوش چترود، ملس (كرمان) |
| ميخوش خوسف بيرجند (خراسان) |
| ميخوش دانه سفيد نطنز (اصفهان) |
| ميخوش دانه سياه رفسنجان (كرمان) |
| ميخوش دانه قرمز رفسنجان (كرمان) |
| ميخوش دانه قرمز نطنز (اصفهان) |
| ميخوش درجه يك سبزوار (خراسان) |
| ميخوش دره هوراند (آذربايجان شرقي) |
| ميخوش زاغي ابركوه |
| ميخوش سنگ سفيد (خراسان) |
| ميخوش سنگان (سيستان و بلوچستان) |
| ميخوش صورتي داوران (كرمان) |
| ميخوش صورتي سيرجان (كرمان) |
| ميخوش عقدائي اردكان، ملس (يزد) |
| ميخوش لاديز (سيستان و بلوچستان) |
| ميخوش مروست مهريز، ملس (يزد) |
| ميخوش معمولي ساغند، ملس (يزد) |
| ميخوش معمولي شهرضا (اصفهان) |
| ميخوش هسته ريز شهداد (كرمان) |
| ميخوش ياسوج (كهگيلويه و بويراحمد) |
| ميرزائي ترش راور (كرمان) |
| ميرزائي طبس، ملس (خراسان) |
| ميرعبدالحسيني، ترش (هرمزگان) |
| نارداني پوست سفيد ترش (چهارمحال وبختياري) |
| نباتي اردكان، ملس (يزد) |
| نباتي پوست سفيد اشكذر، ملس (يزد) |
| نرك باغ ملك ايذه، ترش (خراسان) |
| نرك پيشوا ورامين (تهران) |
| نرك ترش اشكذر (يزد) |
| نرك ترش بافق (يزد) |
| نرك داوران رفسنجان، ترش (كرمان) |
| نرك سنگ سفيد، ترش (خراسان) |
| نرك شيرين اشكذر (يزد) |
| نرك قصرالدشت، ترش (فارس) |
| نرك كن، ترش (تهران) |
| نرك كوهپايه، ترش (اصفهان) |
| نرك لاسجرد، ترش (سمنان) |
| نرك وحشي، ترش (سيستان و بلوچستان) |
| ني تلخي حاجي آباد، ترش (هرمزگان) |
| نيمولي دانه سرخ شهرضا، ملس (اصفهان) |
| نيمولي ريز هرابرجان ، ترش (يزد) |
| نيمولي كدوئي هرابرجان ، شيرين (يزد) |
| وحشي ، شيرين (چهارمحال وبختياري) |
| وحشي ارتفاعات گنو، ترش (هرمزگان) |
| وحشي بهرنگ جيرفت، ترش (كرمان) |
| وحشي ترش گلمانخانه (آذربايجان غربي) |
| وحشي ترش لوشان (گيلان) |
| وحشي تسوج شبستر (آذربايجان شرقي) |
| وحشي تميني، ترش (سيستان وبلوچستان) |
| وحشي جنگلي بابلسر، ترش (مازندران) |
| وحشي جنگلي رودسر، ترش (گيلان) |
| وحشي جنگلي قائم شهر (مازندران) |
| وحشي جنگلي، ترش (مازندران) |
| وحشي كن ، شيرين (تهران) |
| وحشي كوهستان البرز، ترش (تهران) |
| وحشي نرك ايج استهبان، ترش (فارس) |
| وحشي نرك سروستان، ترش (فارس) |
| وحشي نرك شهداد، ترش (كرمان) |
| وحشي نرك مرودشت، ترش (فارس) |
| وحشي، ترش (كهگيلويه و بويراحمد) |
| وشيك ، شيرين (سيستان وبلوچستان) |
| وشيك، ترش (سيستان و بلوچستان) |
| وشيك، ملس (سيستان وبلوچستان) |
| هسته دار پر بار ، شيرين (اصفهان) |
| هماي پيشواي ورامين، ملس (تهران) |
| يك كيلوئي، ملس (سيستان و بلوچستان) |
| يوسفي ملس دزفول (خوزستان) |
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم شهریور 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
مسجدجامع ابرندآبادیزد
مسجد جامع ابرندآباد
مسجد جامع ابرندآباد در شاهديه شهر يزد قرار دارد. مجموعهٔ عناصر ساختمانى اين بنا از جمله گنبد، ايوان، کاشىهاى مسدس آبىرنگ و درِ چوبى کندهکارى شدهٔ آن، مبيّن ساخت آن در قرن نهم هـ.ق است. اين مسجد شامل يک تابستانخانه با پوشش گنبدي، ايوانى در جلو، حياطى در جلوى ايوان و غرفههايى در پيرامون حياط است. در ضلع شرقى تابستانخانه و کمى گودتر از آن، يک گرمخانه وجود دارد که داراى سه ورودى در ضلعهاى شمالي، جنوبى و غربى است. ورودى ضلع شمالى و غرى به يک ساباط باز مىشود. بناى اصلى مسجد از خشت و گل است.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم شهریور 1388 | موضوع:
مدیریت شهری
تعريف 1: مدیریت یعنی کار کردن با افراد و گروه ها برای رسیدن به مقاصد سازمان. وظایف مدیریت
عبارتند از برنامهریزی، سازماندهی، نظارت و ايجاد انگیزش. تمامی این وظایف برای مدیریت شهری نیز متصور است.
مدیریت شهری باید برای شهر برنامهریزی کند، فعالیتهای شهر را سازمان دهد، بر فعالیتهای انجام شده نظارت کند، حتی برای انجام بهینه امور، انگیزش لازم را در سازمان مدیریت شهری و سایر سازمانها و شهروندان ایجاد نماید. به نقل از پاولهوس و کنت ایچ بلانچارد: معمولاً مدیریت شهری به عنوان زیر مجموعهای از حکومت محلی تعریف شده و شهرداری خوانده می شود. همچنین مدیریت شهری به مثابه سيستمي است که دارای ورودیها و خروجیهای مشخصی باشد.
منبع:دانشنامه رشد
تعريف 2: استرن (steren) در سال 1993 طی مقاله ای در نشریه شهرها( Cities)بیان می کند که اصول کلی برای فهم مدیریت شهری وجود ندارد و مفهوم اصلی این واژه بسیار گیج کننده است. مدیریت شهری با توجه به سلیقه ها، ادارک افراد و همچنین اقتضای سیاسی – اجتماعی زمانهای مختلف معانی متفاوت داشته است. چنانچه ما در زمان کنونی نیز این اختلاف معانی و مفهوم را کاملا شاهد هستیم.
از نظر بانک جهانی مدیریت شهری یک فعالیت شبه تجاری برای دولت هاست. به عبارت دیگر مدیریت شهری یعنی اداره امور شهری و کارایی بیشتر برای استفاده از وام های بانک جهانی می باشد. بعضی اوقات مدیریت شهری بعنوان ابزاری برای اجرای سیاستگذاریهای شهری در نظر گرفته می شود که به مفهوم علم اداره جامعه می باشد.
منبع :نوشته شده توسط جلال نعمت اللهي
تعريف 3: مديريت شهري عبارت است از اداره امور شهر بهمنظور ارتقاء مديريت پايدار مناطق شهري در سطح محلي با در نظر داشتن، و تبعيت از اهداف سياستهاي ملي، اقتصادي و اجتماعي کشور است.
تعريف 4: مديريت شهري عبارت است از يک سازمان گسترده، متشکل از عناصر و اجزاء رسمي و غيررسمي موثر و ذيربط در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و کالبدي حيات شهري با هدف اداره، کنترل و هدايت توسعه همه جانبه و پايدار شهر مربوطه است.
تعريف 5: تعريف تخصصي ديگري عبارت است از مديريت شهري بهعنوان چارچوب سازماني توسعه شهر به سياستها، برنامهها و طرحها و عملياتي اطلاق ميشود که در پي اطمينان از تطابق رشد جمعيت با دسترسي به زيرساختهاي اساسي مسکن و اشتغال هستند. بر اين اساس، کارآيي مديريت شهري وابستگي مشخصي به عوامل زمينهاي از قبيل ثبات سياسي، يکپارچگي اجتماعي و رونق اقتصادي و نيز عوامل ديگري از قبيل مهارت و انگيزههاي سياستمداران و اشخاص استفادهکننده از اين سياستها دارد. تحت اين شرايط چارچوب و ويژگيهاي سازماني حکومت و مديريت شهري بهويژه نقش اجرايي بخش دولتي و عمومي در آن، تاثير بسيار تعيينکنندهاي در موفقيت آن ايفا ميکند.
منبع:باشگاه مهندسان
تعريف UMIC از مديريت شهري : مديريت شهري عبارت است از اداره امور شهر به منظور ارتقاء شاخص هاي زندگي شهري در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي با توجه به نقش و حضور كليه اجزاء رسمي و غيررسمي موثر و ذيربط با هدف دستيابي به توسعه همه جانبه و پايدار شهري و با عنايت كلي به اهداف و سياستهاي كلان کشور.
سایت منبع : www.umic.ir
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
پرورش ذهن
| پرورش ذهن براي موفقيت |
|
|
|
|
|
در اين مقاله تمرينهايي ارائه مي شود كه اگر آنها را فرا گرفته روزانه به كار گيريد، شخص خوش بين و مثبتي خواهيد بود. هر چه بيشتر در اين راهها تأمل كنيد احساس بهتري خواهيد داشت و هر چه بيشتر تمرين كنيد سريعتر و راحتتر عمل خواهيد كرد. و به موفقيت نزديكتر مي شويد.
1_ درباره آينده فكر كنيد.
اولين و مهمترين تمريني كه مي توانيد داشته باشيد، جهت يابي براي آينده است تا بيشتر درباره آينده تان بدانيد. اين يكي از معمولترين صفات رهبران و انسانهاي موفق است خصوصاً مردان و زناني كه در كار, اجتماع يا زندگي شخصي مسئوليت بزرگ يا موقعيت خاصي دارند.
نتايج تحقيقات بر روي 3300 رهبر مشخص شد كه آينده نگري يكي از صفات مشترك در آنها بوده است. رهبران ديد بهتري از آينده براي خود, خانواده و تشكيلاتشان دارند. انها در قله پيشرفت خود آينده ايده آلي را مي بينند. پس تلاش مي كنند تا آن آينده ايده آل را به يك واقعيت در حال و گذشته خود تبديل كند. رهبران موفق بيشترين زمان خود را به انديشه درباره آينده اختصاص مي دهند. مردم اينده نگر مي انديشند كه به كجا مي روند و آن را با موقعيت كنوني مقايسه مي كنند. همچنين به اين فكر مي كنند كه در آينده چه تغييراتي بايد و چه تغييراتي نبايد صورت گيرد.
متأسفانه شايد كمتر از 10 درصد از مردم آينده نگرند. اكثر مردم به يكي از اين موارد متمايلند: لذت آني, گذران روز و شب يا در مورد گذشته و اينكه چه اتفاقي افتاده است.
چگونه مي توانيد بگوييد آيا شخص آينده نگري هستيد يا نه؟ ساده است! با مطرح كردن اين سؤال از ديگران و حتي از خودتان كه زندگي شما در 5 سال آينده چگونه خواهد بود.
مردم آينده نگر يك پاسخ فوري براي اين سؤال دارند. آنها مي توانند بگويند در 5 سال آينده چه مي خواهند و چه كاري مي خواهند انجام دهند. آنها تصاوير ذهني روشني از كاري كه مي خواهند انجام دهند، درآمد، خانواده، نوع زندگي، سلامتي و سطح موفقيت در سالهاي پيش رو دارند.
مردم عادي بندرت به جزئيات آينده فكر مي كنند و آينده آنها تيره و مبهم است. اغلب اگر از آنها بخواهيد اهداف خود را شرح دهند، رنجور مي شوند.
در اين رابطه، نظم و ترتيب بسيار مهم است. مردم موفق تصور واضحي از اينكه كه هستند، چه مي خواهند و قصد بدست آوردن آن چه را مي خواهند، دارند. اما مردم ناموفق همواره سردرگم و بي اطمينان درباره آينده و اينكه كه هستند و چه مي خواهند و قصد رفتن به كجا دارند.
براي تمرين اينگونه عمل كنيد:
در كمال مطلوب پيوسته نتايج يا راه حلي براي هر مسئله در زندگي تصور كنيد. در اينجا براي سه تا پنج سال آينده يا حتي بيشتر برنامه ريزي مي كنيد و اين باعث مي شود. يك تصوير ذهني از نوع زندگي و دوره زندگي خود در هر مقامي كه هستيد، بسازيد.
به فكر خود اجازه دهيد آزاد و شناور باشد. لحظاتي را تصور كنيد كه هيچ محدوديتي نداريد. تصور كنيد كه شما همه علوم و تجربه لازم براي كار را داريد. تصور كنيد پول زياد و هر آنچه را ميخواهيد بدست خواهيد آورد. اگر در تصورات خود باور كنيد كه مي توانيد در دنياي واقعي آزادانه روياي خود را به حقيقت تبديل مي كنيد.
يك ليست خيالي بسازيد. در اين ليست هر آنچه را كه مي خواهيد زندگي شما در آينده باشد، اهداف و راههاي رسيدن به آن را بنويسيد.
اگر ازدواج كرده ايد اجازه دهيد همسر شما ليست خيالي را تكميل كند.
آينده اي براي خود بسازيد كه در آن سريعتر به تصاوير ساخته ذهن خود مي رسيد. اگر چه شما نمي توانيد با موانعي كه هست رو به رو شويد.
2 ــ يك ديد 5 ساله بيافرينيد.
اهداف را بنويسيد و آنها را اولويت بندي كنيد.
براي تنظيم يك استراتژي كه شما را به اهداف مي رساند از پرسشهايي كه با «چگونه» شروع مي شود، استفاده كنيد.
استفاده منظم از كلمه چگونه مانند پله اي شتابدهنده از ذهن شما است كه موتور استعداد شخص شما را زنده مي كند. بهترين دستاورد از فكر كردن به آينده اين است كه چگونه مي توانيد هدفهاي آينده را در واقعيتهاي كنوني پياده كنيد. و شما نسبت به خود خوش بين تر و مثبت تر خواهيد شد. شما انرژي و اشتياق بيشتري را تجربه مي كنيد. با جرأت بيشتري ارتباط برقرار مي كنيد ارتباط بزرگتر و سودمندتر.
3ــ هر روز خود را تست كنيد.
هر بخش زندگي يك آزمايش است.انسان هميشه با فراز و نشيب زندگي و اتفاقات غير منتظره در حال امتحان است. راه و روشي كه نسبت به دنياي اطراف واكنش نشان مي دهيد. مانند امتحان دادن است. شايد بزرگترين امتحان سنجش توانايي براي فكر و گفتگو درباره آينده است و صرف بيشترين زمان درباره آنچه مي خواهيد انجام دهيد و جايي كه مي رويد. اين فكر بايستي نقطه مركزي افكارتان باشد.
4 ــ درباره اهداف خود فكر كنيد.
مردم موفق بيشترين زمان خود را به تفكر درباره اهدافشان و اينكه چگونه مي توانند آنرا بدست آورند، صرف مي كنند. مردم ناموفق زمان زيادي را در مشكلات و انتقاد از زمان و ناليدن به بخت مي گذرانند.
جهت يابي درست براي آينده با ديد طولاني مدت امكانپذير است. گاه جهت يابي آنقدر دقيق است كه آشكارا آنرا لمس مي كنيد. مردم بي هدف مثل كساني اند كه مجازات آنها كار كردن است. آن هم براي مردمي كه به دنبال اهدافشان هستند.
كليد تنظيم كردن اهداف اين است كه آنها را بر روي كاغذ بياوريد. مردان و زنان موفق با يك خوكار در دستشان فكر مي كنند. و قبل از آنكه اهداف را با چشم ببينيد به آنها شكل مي دهيد . اهداف قابل لمس و بهم پيوسته و موضوعي براي كاربري مثبت و مشخص مي شود. نوشتن اهداف ذهن مثبت شما را فعال مي كند و به شما انرژي مي دهد همچنين توانايي هاي شما را بالقوه مي كند.
يكبار پروژه را كنترل و تمرين مي كنيد آنوقت قادر خواهيد بود تا گام برداريد و پيشرفت كنيد. طوري كه ممكن است در دو سال و حتي در ده سال گذشته چنين پيشرفتي نداشته باشيد.
7 گام براي تنظيم اهداف
1. تصميم بگيريد واقعاً در زندگي چه مي خواهيد بدست آوريد. اكثر مردم اين عمل ضروري را انجام نمي دهند.
2. آنچه مي خواهيد به طور واضح و مشخص بنويسيد. آنرا قابل اندازه گيري سازيد. هدفي را كه ننويسيد يك نقشه خيالي است و انرژي به دنبال آن وجود ندارد.
3. يك فرجه براي اهداف خود تنظيم كنيد. ذهن ناخودآگاه شما روي هدفهاي مشخص هر لحظه پيشرفت مي كند.
4. يك ليست از آنچه كه مي خواهيد بدست آوريد تهيه كنيد. به ليست خود هر چيزي از وظايف جديد و فعاليتهاي نو كه مي خواهيد اضافه كنيد ليست خود را تا هنگاميكه كامل شود نگه داريد.
5. ليست خود را در يك نقشه سازمان دهيد كه شما چه نياز داريد تا ابتدا انجام دهيد و چه چيزي بعداً تصميم بگيريدكه چه و چگونه بايد انجام دهيد، نقشه را اصلاح كنيد تا كامل شود.
6. با نقشه عمل كنيد. هر چيزي را انجام دهيد، نه هر چيز را، اما شروع كنيد. شگفت انگيز است كه چه تعدادي از مردم شكست مي خورند زيرا آنها بدوون نقشه كار كرده اند.
7. تصميم بگيريد هر روز چه كاري انجام دهيد كه شما را به هدف نزديكتر كند. اين نظم و ترتيب در عمل است كه شما را قادر مي سازد هر روز مقدار حركتتان را بهبود بخشيد. عمل روزانه انگيزه شما را افزايش مي دهد و به شما انرژي مي دهد. اين نيت، عمل روزانه، مي تواند در اطراف زندگي شما بچرخد. يكبار كه شما تصميم بگيريد و هدفهايتان را بنويسيد، در همه اوقات صبح، ظهر و شب به آنها فكر مي كنيد. و تنها سؤالي كه مي پرسيد اين است كه چگونه مي توانيد آنها را بدست آوريد.
5 ــ سر سپردن به انجام امري و برتري طلبي
سومين حالت براي موفقيت گرايش به برتري است. مردم موفق در آنچه كه انجام مي دهند خيلي خوب هستند شما بايد هميشه در انجام كارهايتان خيلي خوب باشيد. مهم نيست چقدر كوشش و فداكاري لازم است و مهم نيست چقدر زمان مي گيرد. شما بايستي بلند شويد، مسئوليت بپذيريد و خودتان را سرويس دهيد. اگر مي خواهيد مسيري از زندگي را شروع كنيد. در ابتدا لازم است در زندگي كمك كنيد. يك تصميم بگيريد تا در آنچه كه انجام مي دهيد عالي باشيد و سپس آنرا در مسير زندگي بدست آوريد. دوم در اين مسير توقف كنيد، يك تصوير وابسته به موقعيت در پيشرفت شخصي بسازيد و سپس برگرديد و فيلم خود را تماشا كنيد. مسير اصلي را پيدا كنيد و در آن باقي بمانيد. يك قدم از ديگران جلوتر گام برداريد. چيزهاي جديد در هر روز ياد بگيريد و تمرين كنيد. به سمت جلو حركت كنيد هيچ جنبشي را از دست ندهيد خبر خوب اينكه مسبر زندگي هرگز بسته نمي شود آن 24 ساعته باز است.
هر كسي مي تواند آنچه بيشتر مهم است بدست اورد. خواسته خود را به عنوان هدف قرار دهيد آنرا بنويسيد يك نقشه بسازيد و روي آن هر روز كار كنيد يك هفته، يك ماه، يك سال از حالا شما به اطراف آن نگاه خواهيد كرد و مطمئن باشيد از پيشرفتي كه در طول زندگي خود مي كنيد متعجب مي شويد.
|
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در سه شنبه بیستم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
درآمدهای اینترنتی
دوست عزیزی سایتی رو معرفی کرده اند که من هم این سایت رو به شما معرفی می کنم و چندتا نکته هم پایانش می گم.
ثبت نام در این سایت رایگان بوده و
قیمت هر ایمیل 400 دلار
قیمت كلیك بر روی هر بنر 100 دلار
3500 دلار جایزه ثبت نام
250 دلار جایزه معرفی هر زیرمجموعه
حداقل برداشت 50000 دلار و پرداخت به حساب آلرت پی و مدت انتظار 48 ساعت
درآمد از زیر مجموعه ها :
رده اول 20% ، رده دوم 15% ، رده سوم 10%، رده چهارم 5% ، رده پنجم 2% و ردههای ششم و هفتم و هشتم 1% میباشد
نکته 1: پرداخت بسیار وسوسه انگیزه و خیلی خیلی بالاست و این احتمالات بدی رو تو ذهن خطور می ده ولی فکر کنم به ریسکش می ارزه
نکته 2:این سایت فعلا پلاگین نداره که با مولتی کلیکر بشه باهاش کار ولی پرداخت های بالاش ارزش لاگین شدن و کلیک بر روی چندتا بنر رو داره
نکته 3:که نکته مهمی است قرارداد این سایت با چندتا از سایتهای مهم پرداختی (
AlertPay, Check, E-Bullion, E-Gold, Neteller,
LibertyReserve, MoneyBookers, Money Order, StormPay, Western Union, Wire Transfer) و واریز وجه شما به این حسابهاست و حتی مثل گرین هورس امکان ارسال پستی چک درآمدی شما به آدرس منزلتونه
نکته 4: یکی از این حساب ها لیبرتی ریزرو همونطور که در مطلب مربوط به آموزشش گفتم ایران رو هم ساپورت می کنه و هنوز تحریمش نکرده
حالا با توجه به این نکات و پرداختهای بسیار بسیار بالایی که داره می خواهید از طریق این سایت به کسب درآمدبپردازید اینجا کلیک کنید
لینک عضویت در این سایت
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
آشنایی باشهرشاهدیه
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 | موضوع: شاهدیه شهرمن
دعوت نامه بزرگترین جامعه مجازی برای شما
شهر الکترونیک به هر کاربر یک وبلاگ ارائه می کند که در آن به انتشار مطالب خود بپردازد ، این سیستم وبلاگ دارای امکاناتی بی نظیر است که فقط این امکانات در سیستم وبلاگ های شهر الکترونیک ارائه می شود لیست این امکانات در زیر آمده است :
1 - اختصاص یک آدرس کوتاه http://Your Username.xec.ir
2 - اختصاص آدرس بلند http://Your Username.xeeus.com
3 - اختصاص سه نوع ویراستار برای ارسال مطلب
4 - سرعت بالای بارگذاری صفحات
5 - قابلیت ارسال مطلب به آینده
6 - قابلیت کنترل ماژول های وبلاگ
7 - قابلیت نمایش پربازدید ترین / جدید ترین / تصادفی مطالب
8 - قابلیت ویرایش قالب وبلاگ در یک ثانیه
9 - قابلیت ایجاد لینک باکس روزانه
10 - قابلیت ایجاد لینکستان ثابت
11 - قابلیت ارائه سیستم RSS برای هر وبلاگ
12 - قابلیت روشن و خاموش کردن وبلاگ
13 - قابلیت تهیه نسخه پشتیبانی از هر وبلاگ
14 - قابلیت ایجاد صفحات ثابت و اضافی
15 - اختصاص یک نظرسنجی برای هر وبلاگ
16 - قابلیت آمار گیری بازدیدکنندگان وبلاگ
17 - قابلیت مدیرت آسان نظرات
18 - قابلیت ارسال پاسخ به نظرات
19 - قابلیت آرشیو بندی مطالب
20 - قابلیت صفحه بندی مطالب وبلاگ
21 - قابلیت تنظیم تعداد مطلب درون صفحات وبلاگ
22 - قابلیت جستجوی مطلب در هر وبلاگ
23 - قابلیت اتصاف وبلاگ به پروفایل مدیر
24 - قابلیت ایجاد قالب اختصاصی
25 - قابلیت ایجاد شاخه بندی مطالب
26 - قابلیت ویرایش تاریخ مطالب و مدیریت تاریخ
27 - قابلیت با خبر سازی مدیر وبلاگ از وجود نظر جدید
28 - قابلیت نوشتن مطالب به صورت چرکنویس
29 - قابلیت شمار تعداد بازدید هر مطلب در وبلاگ
30 - قابلیت نمایش وبلاگ به صورت چاپی
و ده ها امکان بی نظیر دیگر که فقط در اختیار وبلاگ نویسان شهر الکترونیک است ...
فقط وبلاگ همین ؟
خیرُِشهر مجازي زئووس يک جامعه مجازي است که به کاربران خود امکانات زير را ارائه مي کند .براي نمايش امکانات بر روي آن کليک کنيد.
1. ارائه سیستم وبلاگ فوق حرفه ای به هر کاربر شهرک
هر کاربر با ثبت نام در شهر الکترونيک يک وبلاگ فوق حرفه اي به نام دلخواه خود مي تواند در اختيار داشته باشد. پيشنهاد مي کنيم حتما سيستم وبلاگدهي را از نظر امکانات مقايسه کنيد
2. ارائه سیستم فروشگاه به هر کاربر شهرک
هر کاربر مي تواند يک فروشگاه حرفه اي با نام خود داشته باشد و اجناس خود را براي فروش به ديد همگان بگذارد.
3. ارائه فضای مجازی با حجم نا محدود به هر کاربر
کاربران مي توانند يک فضاي مجازي براي خود داشته باشند و فايل هاي خود را بدون محدوديت در آن قرار دهند .
4. اختصاص پروفایل منحصر به فرد برای هر کاربر
در شهر الکترونيک به هر کاربر يک پروفايل ارائه مي شود که مي تواند در آن خود و مشخصات خود را ثبت کند .
5. ارائه گالری تصاویر به هر کاربر شهرک
به هر کاربر در شهر الکترونيک يک گالري عکس ارائه مي شود تا بتواند به راحتي عکس هاي خود را با ديگران به اشتراک بگذارد.
6. امکان ایجاد کلوپهای نامحدود برای کاربران شهرک
کاربران در شهر مجازي مي توانند در مورد موضوعات مورد علاقه خود کلوپهاي گفتگو راه اندازي کنند .
7. آیا می دانید که شهر مجازی شهر دوستی هاست؟
شهر مجازي محلي است براي ايجاد روابط سالم بين کاربران ، کاربران شهر مجازي اکثرا با همديگر رابطه دوستي برقرار مي کنند.
8. استفاده از نرم افزار پیغام رسان شهرک
این هم لینک دعوتنامه برای شما بازدیدکننده عزیز
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 | موضوع: آگهی هاوتبلیغات
درآستانه ماه مبارک رمضان
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است. پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره میشود: وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت. ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت. جنگ بدر در سال دوم هجرت. فتح مکه در سال هشتم هجرت.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
چرابایدبخندیم
1. لبخند جذابتان می کند.
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
3. لبخند مسری است.
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
پس....همیشه لبخند بزنید.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
آشنایی با انواع سس و روشهای تهیه آن
سس یکی از چاشنی های محبوب غذاهاست که در سراسر دنیا طرفداران زیادی را به خود اختصاص داده است. این نوع چاشنی به تنهایی مورد استعمال قرار نمی گیرد و در حقیقت به صورت مایع و یا نیمه جامد برای افزودن طعمی هر چه دلچسب تر و ظاهری زیباتر به غذاها مورد استفاده قرار می گیرد. برخی از سس ها آماده هستند و برخی دیگر را می توان به روش های خانگی تهیه نمود.
درباره سس ها
تفاوت های منطقه ای بسیار زیادی در مورد نحوه انتخاب انواع سس ها وجود دارد و در هر ناحیه افراد با توجه به ذائقه و سلیقه شخصی خود طعم و عطر سس ها را تغییر می دهند. برخی طرفدار سس های تند و فلفلی به همراه سرکه هستند، بعضی ها سس های شیرین و میوه ای را ترجیح می دهند، عده ای هم سس های گوجه ای یا مایونز را انتخاب می کنند. اخیراً رنج وسیعی از سس های مختلف به بازار عرضه شده که هر یک موارد استفاده متفاوتی دارند: در غذا، سالاد، باربکیو، بریانی، و تنوری و .... سس های زیادی با استفاده از گوجه فرنگی درست می شوند، مانند: سس کچاپ، سس پنکک گوجه و غیره که گاهی مقداری سبزیجات معطر نیز می توان به آنها اضافه نمود. انواع سس های شیرین هم موجود است که می توانند به صورت گرم یا سرد همراه دسر سرو شوند. نوع دیگر سس از میوه های شیرین تهیه می شود. برای تهیه این نوع سس ابتدا پوست میوه ها را جدا می کنند و اغلب مقداری شکر نیز به آن اضافه می نمایند. از جمله این سس ها می توان به سس سیب و سس کران بری (میوه ای سرخ رنگ و شبیه به زغال اخته) اشاره کرد که معمولاً با غذاهای خاصی نظیر پوره سیب زمینی و سایر دسرها مصرف می شود. در این مقاله چند نمونه از محبوب ترین انواع سس ها را به شما معرفی می کنیم.
مایونز
مایونز نوعی امولسیون چرب و غلیظ است که از ترکیب روغن، زرده تخم مرغ، آبلیمو یا سرکه تهیه می شود. اغلب افراد سس مایونز را با سس سالاد اشتباه می گیرند، حال آنکه سس سالاد حاوی زرده تخم مرغ نیست و قدری شیرین تر از مایونز می باشد.
تاریخچه مایونز
مایونز نخستین بار در سال 1756 توسط یک آشپز فرانسوی که سرآشپز دوک دی ریچلیو بود اختراع شد. پس از آنکه دوک در نبرد خود با بریتانیایی ها در بندر "ماهون" به پیروزی دست پیدا کرد، سرآشپز او به یمن این پیروزی ضیافتی ترتیب داد و روی غذاها را با نوعی سس خاص که حالت کرمی داشت تزیین نمود و نام آنرا به افتخار فتح دوک "ماهونز" گذاشت و از آن پس این نام در زبان های ملل مختلف چرخید و نهایتاً به حالت امروزی "مایونز" درآمد.
طرز تهیه
برای تهیه مایونز ابتدا آبلیمو و یا سرکه و زرده تخم مرغ را با هم مخلوط می کنند و بعد روغن را قطره قطره به آن اضافه می کنند تا به طور کامل با آن مخلوط گردد. اگر روغن به سرعت به ترکیبات اضافه شود، به خوبی در آن حل نمی شود اما زمانیکه سس غلیظ شد می توان روغن را سریع تر به آن اضافه کرد؛ سپس می توان سایر چاشنی ها را نیز به آن اضافه نمود. این روزها وجود مخلوط کن، همزن برقی، و میکسر کار را راحت کرده و همه افراد به سادگی می توانند در خانه سس درست کنند. کلیه کارشناسان علم تغذیه به اتفاق آرا تائید می کنند که طعم سس های خانگی به مراتب دلچسبتر و لذیذتر از انواع صنعتی آن است.
از آنجایی که سس های خانگی تحت فرآیندهای شیمیایی قرار نمی گیرند، بهتر است تا آنجایی که می توانید از تخم مرغ های تازه استفاده کنید. مایونز خانگی در یخچال به مدت 3-4 روز قابل نگهداری و مصرف است.
سس های کارخانه ای تا 6 ماه نیز قابل نگهداری و استفاده در یخچال می باشند. اصولاً از مایونز به عنوان ترکیب اولیه تهیه سایر سس ها مانند سس هزار جزیره و سس تارتار استفاده می شود.
مایونز شامل 70 تا 80 درصد چربی می باشد که شاید استفاده آن در برخی رژیم ها قدغن اعلام شده باشد. این روزها انواع مایونزهای کم چرب هم در بازار موجود می باشند که گزینه های سالم تری محسوب می شوند اما دیگر نمی توان به آنها مایونز واقعی گفت چراکه فاقد زرده تخم مرغ می باشند.
شرایط نگهداری
- زمانیکه درب سس را باز می کنید، حتماً آنرا درون یخچال قرار دهید. در این حالت تا حدود 6 ماه می توانید از آنها استفاده کنید.
- مایونزهای کارخانه ای را می توانید برای مدت کوتاهی در دمای معمولی نیز قرار دهید اما این امکان وجود دارد که پس از مدتی طعم و بوی اولیه خود را از دست بدهند.
- فریز کردن و نگهداری در دمای خیلی پایین سبب جداشدن محتویات سس شده و تغییرات نامساعدی در بافت ماده ایجاد می کنند.
- مایونزهای خانگی عمرشان حداکثر 4 روز در یخچال است.
نکاتی در مورد طریقه مصرف
به غیر از افزودنی هایی که به طور رایج به مایونز اضافه می شود، این سس را می توانید با چاشنی های متعدد و گیاهان مختلفی نظیر موارد زیر ترکیب کنید:
- ریحان
- ترخون
- زیره
- خرده های ماهی کولی
- مارچوبه
|
ارزش غذایی در هر 239 گرم |
|
|
کالری |
1645 |
|
چربی |
186 g |
|
کلسیوم |
16.7 mg |
|
سدیم |
1162 mg |
کچاپ
کچاپ که با نام های مختلفی نظیر سس گوجه و یا سس قرمز هم شناخته می شود، چاشنی متداولی است که از گوجه فرنگی تهیه می گردد. مواد اولیه سس های کچاپ امروزی عصاره گوجه فرنگی، شربت ذرت، نمک، ادویه، و عصاره ی گیاهان دیگری نظیر کرفس، پودر سیر، دارچین، میخک، و پیاز می باشد.
کچاپ خواص بسیار زیادی دارد، اما برخی از پژوهشگران معتقدند که به دلیل وجود نمک و شکر فراوان سایر ارزش های غذایی این محصول زیر سوال رفته و تحت الشعاع قرار می گیرند. همچنین سس کچاپ حاوی مقدار زیادی لیکوپین نیز می باشد که این ماده نوعی آنتی اکسیدان قوی به شمار می رود که از بروز برخی از سرطان ها جلوگیری بعمل می آورد. درصد بالای اثربخشی آن در آزمایش های علمی انجام شده بر روی برخی انواع سس های کچاپ ارگانیک به اثبات رسیده است. کچاپ های ارگانیک سه برابر انواع غیر ارگانیک خود حاوی لیکوپین هستند.
تاریخچه
تقریباً همه افراد سس کچاپ را دوست دارند و جالب است بدایند که کودکان دو برابر بزرگسالان از این سس استفاده می کنند. اولین دستور تهیه این سس در سال 1727 توسط خانمی به نام الیزابت اسمیت نوشته شد که در آن از سرکه، موسیر، شراب سفید، زنجبیل، جوز هندی، فلفل و پوست لیمو نیز استفاده کرده بود. پس از آن هزاران هزار دستور دیگر برای تهیه کچاپ معرفی شد. از جمله موفق ترین شرکت های تولید کچاپ می توان به کارخانه HJ Heinz اشاره کرد. طرز تهیه سس کچاپ توسط این کارخانه در حقیقت تبدیل به نوعی استاندارد برای سایر شرکت ها شده است.
طرز تهیه
برای درست کردن کچاپ شما به گوجه فرنگی های کاملاً رسیده، سرکه سفید، نمک، شکر، موسیر، پیاز، فلفل سیاه، و زنجبیل نیاز دارید. البته اگر می خواهید به روش های خانگی این سس را تهیه نمایید می توانید از سایر افزودنی های دلخواه نظیر سبزی های معطر نیز بهره بگیرید. روش تهیه سس به این شکل است که ابتدا گوجه فرنگی ها را خرد کرده، در سرکه می ریزید و می جوشانند سپس نمک را به آن اضافه کرده و خوب به هم می زنید. ماده بدست آمده را پس از فشرده سازی از صافی رد می کنند تا دانه ها و پوست گوجه فرنگی از آن جدا شود. بعد شکر را به آن اضافه کرده و مجدداً به مدت 20 دقیقه می جوشانند. سپس ترکیب بدستآمده را با سایر چاشنی ها مخلوط کرده و خوب بهم می زنند تا کاملاً غلیظ شده و آماده مصرف شود.
موارد مصرف
سس کچاپ اصولاً با سیب زمینی سرخ کرده، برگرها، و پیتزا و برخی از غذاهای موجود در فست فودها مورد استفاده قرار می گیرد و با انواع گوشت های بریانی و سرخ کرده نیز استفاده می شود. این سس معمولاً به عنوان مایه اصلی درست کردن سایر سس ها هم به شمار می رود.
|
ارزش غذایی در هر 100 gr |
کچاپ |
کچاپ رژیمی (سدیم پایین) |
|
انرژی |
100 kcal - 419 kJ |
104 kcal - 435 kJ |
|
آب |
68.33 g |
66.58 g |
|
پروتئین |
1.74 g |
1.52 g |
|
چربی |
0.49 g |
0.36 g |
|
کربوهیدرات |
25.78 g |
27.2 g |
|
سدیم |
1110 mg |
20 mg |
|
ویتامین C |
15.1 mg |
15.1 mg |
سس خردل
همانطور که از نام این سس پیداست در آن از خردل استفاده می شود. دانه های خردل را از درخت خردل می گیرند. درخت خردل برای انسان موارد استفاده گسترده ای دارد و یکی از این موارد هم کمک به تهیه سس خردل است. سس خردل تهیه شده از دانه های سیاه خردل اصولاً تندترین نوع سس خردل است. اگر در حین طبخ سس خردل به غذا افزوده شود در اثر حرارت بیشتر خواص خود را از دست می دهد.
طرز تهیه
به طور عمده سس خردل طعم غذاها را به طور چشمگیری تغییر می دهد و در اروپا طرفداران بسیار زیادی دارد. برای تهیه این سس، خردل آماده شده را در روغن سبزیجات، و سرکه می خوابانند و سپس نمک، شکر و سایر چاشنی های رایج را به آن اضافه می کنند.
انواع سس خردل
امروزه در بازارهای جهانی چیزی در حدود بیش از 101 نوع سس خردل مختلف وجود دارد. سس خردل باهامایی و جامائیکایی نستاً تندی کمتری دارند . سس خردل سرشار از سدیم می باشد و حاوی تخم مرغ نیز هست. سس خردل چینی هم بسیار تند است به همین دلیل در همه جا مورد استفاده قرار نمی گیرد.
سس خردل دیجن هم یکی از انواع معروف خانواده سس های خردل است که طرفداران بسیار زیادی دارد و عموماً در فرانسه تولید می شود و از دانه های قهوه ای خردل و خواباندن آن در سرکه تهیه می شود. سس خردل زمانیکه با کچاپ مخلوط می شود، طعم دلچسبی را به انواع برگر ها می دهد.
سس باربکیو خردل هم خوشمزه است و طعم ترش و شیرینی به گوشت می دهد. اگر می خواهید کباب شما طعم لذیذی پیدا کند حتماً قدری سس خردل به آن اضافه کنید. برای مطبوع تر کردن مرغ و کباب های بریانی نیز می توانید از آن استفاده کنید.
موارد مصرف
ترکیبات سس در مناطق مختلف جغرافیایی متفاوت است. شما می توانید سس خردل را در ساندویچ بریزید و یا آنرا به سیب زمینی سرخ کرده، مرغ بریان و سالاد نیز اضافه کنید. این سس هم رنگ خوبی به غذاها می دهد و هم عطر و طعم مناسبی در بر دارد. این سس برای خوشمزه تر کردن ساندویچ های تنوری و پنیری، و ماهی سوخاری نیز به کار گرفته می شود. برخی از انواع سس های خردل عسلی حاوی عصاره هلو، اسفناج و گردو نیز هستند و دارای خواص بی شماری برای سلامتی می باشند.
برخی از سس ها دارای میزان کمی چربی هستند و برخی دیگر حاوی مقادیر بالایی چربی می باشند. برخی از انواع سس های خردل هستند که دارای حداقل میزان کربوهیدارت هستند و از شیرین کننده ها در آنها استفاده نشده است. اگر به دنبال طعم خوب غذاها هستید پس حتماً باید از سس خردل روی سبزیجات، مرغ و گوشت استفاده کنید. اگر هم می خواهید که وزن خود را کم کنید، بهتر است از انواع رژیمی آن استفاده کنید که البته ممکن است طعم سس خردل واقعی را نداشته باشند.
سس خردل عسلی
سس خردل عسلی یکی دیگر از انواع سس خردل است که به شیرین بودن شهرت دارد و با بسیاری از غذاهای خوشمزه مورد استفاده قرار می گیرد. دارای خاصیت غذایی بالایی است و فاقد چربی های متداول در سس ها می باشد. البته برای تهیه این سس دستور العمل های مختلفی وجود دارد اما اگر می خواهید سس طعم خوبی داشته باشد باید از مواد اولیه با کیفیت و تازه استفاد کنید تا سس شما خوش طعم شود.
|
ارزش غذایی سس خردل / در هر 100 گرم |
|
|
انرژی |
70 kcsl – 280 kJ |
|
کربوهیدرات |
3 gr |
|
فیبرهای رژیمی |
3 gr |
|
پروتئین |
4 gr |
|
سدیم |
1120 mgr معادل 49% |
سس سویا
زمانیکه نوبت به غذاهای چینی می رسد، استفاده از سس سویا اجتناب ناپذیر است. اغلب با برنج و سرخ کردنی مورد استفاده قرار می گیرد، اما معمولاً عموم مردم اطلاعات دقیقی در مورد این سس ندارند و حتی فرق میان انواع تیره رنگ و روشن آن را نمی دانند.
تاریخچه سس سویا
درست مانند "توفو" سس سویا هم از دانه های گیاه سویا درست می شود. اروپایی ها دانه های سویا را در اوایل قرن 18 پیدا کردند و این در حالی است که چینی ها در حدود 5000 سال پیش از آن به عنوان یکی از منابع اولیه تغذیه ی خود استفاده می کردند. امپراتور چین در آن زمان نام سویا را "تا تئو" گذاشته بود که به معنای "دانه بزرگ" بود و یکی از 5 دانه مقدس چینی ها در میان برنج، گندم، جو، و ارزن به شمار می رفت. سویا منبعی سرشار از پروتئین می باشد، به این شکل که پروتئین موجود در 1کیلو سویا معادل پروتئین موجود در 2.5 کیلو گوشت قرمز است. به هر حال تاریخچه سس سویا بر می گردد به 2000 سال قبل و در ابتدا مانند نوعی رب شور مورد استفاده قرار می گرفت.
طرز تهیه
امروزه سس سویا را از دانه های سویا که با غلات تفت داده شده نظیر برنج گندم و جو مخلوط می شود، تهیه می کنند. ترکیب فوق را به حالت خمیر در آورده و برای چند ما به حال خود باقی می گذارند تا فرایند ترکیب انجام پذیرد و پس از سپری شدن چند ماه آنرا از صافی رد کرده و در شیشه می ریزند. باید توجه داشت که تیه سس سویا به روش مصنوعی بیش از چند روز زمان نمی برد. به این منظور مواد فوق تحت فرایند هیدرولیت قرار گرفته و در نهایت چاشنی هایی نظیر شربت ذرت، نمک و قدری آب نیز به آن اضافه می شود. البته سس های صنعتی فاقد طعم مطبوع انواع طبیعی خود هستند.
انواع سس سویا
دو نوع سس اصلی سویا وجود دارد که عمدتاً در آشپزخانه های چینی به وفور مورد استفاده قرار می گیرد: 1- سس تیره و2- روشن. سس تیره مدت زمان بیشتری از تهیه آن می گذرد و رنگ قهوه ای- مشکی پیدا کرده و بافت آن قدری غلیظ تر است. نوع دوم رنگ ملایم تری دارد و قدری شورتر است. نوع دوم بیشتر در پخت و پز مورد استفاده قرار می گیرد چراکه سس تیره بوی تند و تیزی دارد و در اثر طبخ سبب از بردن طعم اصلی غذاها می شود. از سس تیره بیشتر در غذاهای قرمز رنگ استفاده می شود. یکی دیگر از مزایای سس سویای تیره ترد کردن گوشت کبابی است. شما می توانید پیش از کباب کردن گوشت آنرا برای 15 دقیقه در سس سویای تیره بخوابانید تا ترد و نرم شود. به هر حال در حین آشپزی بهتر است که هر دو نوع سس را در اختیار داشته باشید. سس سویا با طعم قارچ و میگو نیز وجود دارد. در رستورانها از سس تیره برای تیره کردن برنج استفاده می شود. به خاطر داشته باشید که بهترین انواع سس سویا انواع چینی آن هستند.
سس تاماری سویا
تاماری یکی دیگر از انواع ژاپنی سس سویا است که غلیظ است و طعم آن بسیار قوی است.
|
ارزش غذایی سس سویا / در هر 255 گرم |
|
|
کالری |
135 |
|
سدیم |
14374 mg |
|
کربوهیدرات |
19 g |
|
فیبر |
2 g |
|
شکر |
4 g |
|
پروتئین |
16 g |
|
کلسیوم |
48.4 mg |
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 | موضوع: نکات خانه داری ویژه خانمها
پیگیری تکمیل مرکزدرمانی شاهدیه
تذکر به وزیر بهداشت
به گزارش دفترنماینده یزد و صدوق طی تذکری به وزیر محترم بهداشت ودرمان تعیین تکلیف و اتمام واحدهای بهداشتی و درمانی شهرهای شاهدیه و زارچ (شهرستان یزد) که از حدود 10 سال پیش تاکنون تا کنون به مرحله بهره برداری نرسیده است خواسته شد. لازم به ذکر است که واحدهای مذکور توسط خیرین منطقه و زیر نظر وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد احداث شده است ولی علیرغم نامه نگاریهای متعدد تا کنون به شکل مناسبی دنبال نشده است
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 | موضوع: اخبارشاهدیه
دخترپسرهای دم بخت بخوانند
دختر و پسراي دم بخت ، کليک کنند
چند وقت پيش صداي نا آشنايي آنطرف خط تلفن ، به دنبال مطلبي بود که بتواند با مطالعه ي آن براي مراسم خواستگاري سوالات مهم و اساسي را پيدا کند و به قول خودش اولويتي را از قلم نياندازد...
جستجويي در مقالات کردم و در قسمت خواستگاري و نامزدي به نمونه هايي از مواردي که بايد در اينگونه جلسات به آن پرداخت ،برخوردم و به يکي از شما همراهان تبياني که منتظر جواب من بود عناوينش را دادم ، مقالاتي مثل:
کيا مي خوان برن خواستگاري؟
از او سؤال کنيد که هدفش از ازدواج چيست؟
ازدواج، يک تعامل چندجانبه است و هدف فردي را جوابگو نيست. اگر مرد يا زني فقط براي فرار از تنهايي، امرار معاش و يا نياز جنسي و... به ازدواج تن دهد، در راه پرخطري گام نهاده است. او بهطور دقيق بايد بداند که همسرش، دوست او نيست و فراتر از يک دوست و يا يک حمايتکنندهي مالي در زندگياش ارزش دارد.
خواستگارى، چرا و چگونه ؟
سفارش اسلام اين است كه در انتخاب همسر, تنها جمال و ديگر ملاكهاى فرعى را مورد توجه قرار ندهيد, بلكه به آنها به عنوان يك ارزش اضافى و مزيت بنگريد. پسرى كه فقط بخاطر زيبايى دخترى, با او ازدواج كند و نسبت به ديگر خصوصيات اخلاقى و روانى او بى تفاوت باشد, گرفتار بلايى مى شود كه خروج از آن به آسانى ممكن نيست.
گذر از پيچ و خم خواستگاري
خوانندگان جوان! در ادامه مباحث شناخت همسر آينده( انتخاب همسر، زيبايي يا تفکر و پيش نياز هاي ازدواج) ، سعي داريم به نکاتي در مورد خانواده ها و پس از آن به مسائل مهم راجع به جلسه خواستگاري اشاره نماييم. با هم بخوانيم...
تناسب خانواده ها
يکي از مهم ترين روابطي که همسران را تحت تأثير قرار مي دهد رابطه ي خانواده هاي آن ها با يکديگر است که اگر مناسب نباشد زوجين دچار مشکل مي شوند. تنها زماني رابطه خانواده ها کم ترين تأثير را دارد که پسر و دختر افرادي مستقل و پخته باشند. ويژگي هاي اخلاقي فرزندان بازتاب تربيت خانوادگي آن هاست.تناسب خانواده ها بهتر است در جنبه هاي زير باشد: 1- اعتقادات مذهبي و ديني 2- عوامل فرهنگي 3- طبقه بندي اقتصادي و اجتماعي
فقط دختر پسراي دم بخت بخوانند!
1 - فکر نکنيم که سئوالات بايد استاندارد شده و از پيش تعيين شده و با جوابهاي مشخص باشد، بايد هنگام گفتگو سعي کنيم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرمسئله مبهم، طرح کنيم.
2 - سئوالات کلي براي شروع خوب است ولي فايده هاي آن اندک هستند. مثلا نظر شما در مورد حجاب چيست؟ شما چه توقعي از همسر آيند ه ات داري؟ شما نظرت در مورد اخلاق و ايمان چيه؟ ميعارهاي شما براي ازدواج چيست؟ شما چه نقشي براي زن در خانواده ، يا چه نقشي براي مرد در خانواده قائل هستيد؟سئوالات کلي، حتما جواب کلي دارد و جوابهاي کلي چون مبهم و ناشفاف هستند ، مفهوم شناخت از يکديگر را با تحريف روبرو مي سازد.
3 - به جاي سئوالات کلي، سعي کنيد مفاهيم را به زودي به طرف مصداق ها و مثالهاي عيني بکشانيد، و با طرح مسئله فرد را در موقعيت قرار دهيد.
***
اما بعد از مطالعه ي دقيق تر اين مقالات ،جاي خالي مطلبي ديده مي شد که در آن به وضوح سوالات مناسب براي دختران و پسران _با توجه به شرايط فرهنگي و نقش هاي جنسيتي و بومي ايران_مطرح شود به گونه اي که تبيان در سرنوشت ساز ترين تصميم زندگي تان در کنارتان باشد و مثل هميشه از شما کاربران که مهم ترين پشتوانه ي ما هستيد
مي خواهيم که کمکمان کنيد. اگر تجربه ي ازدواج را داريد و يا اگر هنوز ازدواج نکرده و در پيچ و خم روز هاي خواستگاري به سر مي بريد با ذکر جنسيت 5 سوال که برايتان مهم ترين اولويت را داشته يا دارد ،را مطرح کنيد .و بر طبق نظرات شما و بر اساس نظرات کارشناسان تبيان ، دو مقاله به تفکيک سوالاتي که يک پسر در مراسم خواستگاري بايد مطرح کند و سوالاتي که دختر در مراسم خواستگاري بايد مطرح کند را به شما تقديم کنيم .
پس در قسمت نظرات 5 سوال مهم خود را که در مراسم خواستگاري مي پرسيد را بنويسيد.
مثال :
زن
1- شما ( به عنوان مرد) با ادامه ي تحصيل همسرتان مشکلي نداريد؟
2- حد حجابي که شما دوست داريد همسر آينده تان رعايت کند ،چقدر است؟
3- بعد از ازدواج تا چه حد با خانواده تان رابطه خواهيد داشت؟
4- تاکيدي براي زندگي در خانه ي پدري تان داريد؟
5- به نظر شما ارتباط همسرتان با دوستان قديمي و رفت . آمد با آن ها مثل دوستان دانشگاه ، مشکلي دارد؟
تبيان - داوودي
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه پنجم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
منزلت پدرومادر
نيکي به پدر و مادر هم رديف يکتا پرستي
سوره اسراء که به آن بني اسراييل و سبحان نيز گفته مي شود پراست از نکته هايي که هر يک از آنها، انسان را به سوي جاودانگي پرواز مي دهد ، يکي از اين نکته ها توحيد و ايمان، است، توحيدى كه خمير مايه همه فعاليتهاى مثبت و كارهاى نيك سازنده است. (*)
شـرك سـبـب مـى شـود كـه خـداوند، مشرك را به معبودهاى ساختگيش واگذارد و دست از حمايتش بردارد در نتيجه «مخذول » يعنى بدون يار و ياورخواهد شد
در بخشي که آيات آن از نظر گذشت ، نخست مى گويد: «هرگز معبود ديگرى را با خدا قرار مده » (لا تجعل مع اللّه الها آخر). نـمى گويد معبود ديگرى را با خدا پرستش مكن ، بلكه مى گويد: «قرار مده » تامعنى وسيعترى داشته باشد، يعنى نه در عقيده ، نه در عمل ، نه در دعا و تقاضا و نه در پرستش، معبود ديگرى را در كنار «اللّه » قرار مده . سپس به بيان نتيجه مرگبار شرك پرداخته ، مى گويد: اگر شريكى براى او قائل شوى «نكوهيده و بى يار و ياور خواهى نشست » (فتقعد مذموما مخذولا ). از جمله بالا استفاده مى شود كه شرك سه اثر بسيار بد در وجود انسان مى گذارد
1 - شرك مايه ضعف و ناتوانى و زبونى و ذلت است .
2 - شرك ، مايه مذمت و نكوهش است ، چرا كه يك خط و روش انحرافى است در برابر منطق عقل و كفرانى است آشكار در مقابل نعمت پروردگار.
شرك ، مايه مذمت و نكوهش است ، چرا كه يك خط و روش انحرافى است در برابر منطق عقل و كفرانى است آشكار در مقابل نعمت پروردگار
3 - شـرك سـبـب مـى شـود كـه خـداوند، مشرك را به معبودهاى ساختگيش واگذارد و دست از حمايتش بردارد در نتيجه «مخذول » يعنى بدون يار و ياورخواهد شد.
و پروردگارت فرمان داده جز اورا نپرستيد و نسبت به پدر و مادر نيكى كنيد هـرگاه يكى از آن دو، يا هر دو آنها، نزد تو به سن پيرى و شكستگى برسند(آن چنان كه نيازمند بـه مـراقـبت دائمى تو باشند از هرگونه محبت در مورد آنها دريغ منما و كمترين اهانتى به آنان مكن حتى سبكترين تعبير نامؤدبانه يعنى : "اف" به آنها مگو و بر سر آنها فرياد مزن با گفتار سنجيده و لطيف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا بـعد از پرداختن به اصل توحيد و يکتا پرستي به يكى از اساسى ترين تعليمات انسانى انبيا ضمن تاكيد مجدد بر توحيد اشاره به آن امر مهم که همانا نيکي به پدر و مادر است کرده و قرار دادن توحيد يعنى اساسى ترين اصل اسلامى در كنار نيكى به پدر و مادرتاكيد ديگرى است بر اهميت اين دستور اسلامى .
و پس از بيان توحيد و يکتا پرستي ، به بيان يكى از مصداقهاى روشن نيكى به پدر و مادر پرداخته،که بيان شد و در ادامه مي فرمايد : بالهاى تواضع خود را دربرابرشان از محبت و لطف فرودآر و بگو: بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خويش قرار ده، همان گونه كه دركودكى مرا تربيت كرده اند وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا و نهايت فروتنى را در برابر آنها بنما
شرك مايه ضعف و ناتوانى و زبونى و ذلت است
در بخشي ديگر فرموده است : پروردگار شما به آنچه در دل وجان شماست از شما آگاهتر است اگر شما صالح باشيد (وتوبه كار) خداوند توبه كاران را مى آمرزد بترسيد از اين كه عاق پدر و مادر و مغضوب آنهاشويد، زيرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هيچ گاه كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند بوى آن را نخواهند يافت رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا و از آنـجا كه گاهى در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها وتواضعى كه بر فرزند لازم اسـت، مـمكن است لغزشهايى پيش بيايد كه انسان آگاهانه يا ناآگاه به سوى آن كشيده شود در اين آيه مى گويد: «پروردگار شما به آنچه در دل وجان شماست از شما آگاهتر است » (ربكم اعلم بما فى نفوسكم ). چـرا كـه علم او در همه زمينه ها حضورى و ثابت و ازلى و ابدى و خالى ازهرگونه اشتباه است در حالى كه علوم شما واجد اين صفات نيست . بـنابراين اگر بدون قصد طغيان و سركشى در برابر فرمان خدا لغزشى در زمينه احترام و نيكى به پـدر و مـادر از شـما سر زند و بلافاصله پشيمان شديد و در مقام جبران برآييد مسلما مشمول بخشش و عفو خـدا خواهيد شد: «اگر شما صالح باشيد (وتوبه كار) خداوند توبه كاران را مى آمرزد»! (إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا)
احترام پدر و مادر در منطق اسلام
اسلام در مورد احترام والدين آن قدر تاكيد كرده است كه در كمتر مساله اى ديده مى شود .به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى كنيم.
قرآن حتى كمترين بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است
الـف ) در چـهار سوره از قرآن مجيد نيكى به والدين بلافاصله بعد از مساله توحيد قرار گرفته اين هم رديف بودن بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براى پدرو مادر احترام قائل است .
ب ) اهـمـيت اين موضوع تا آن پايه است كه هم قرآن و هم روايات صريحاً توصيه مى كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعايت احترامشان لازم است .
ج ) شـكـرگـزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى دربرابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است .
د) قرآن حتى كمترين بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است .
شـكـرگـزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى دربرابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است
هـ) بـا ايـن كه جهاد يكى از مهمترين برنامه هاى اسلامى است ، مادامى كه جنبه وجوب عينى پيدا نـكـنـد يـعـنى داوطلب به قدر كافى باشد، بودن در خدمت پدر ومادر از آن مهمتر است ، و اگر موجب ناراحتى آنها شود، جايز نيست .
و) پـيامبر(ص ) فرمود: «بترسيد از اين كه عاق پدر و مادر و مغضوب آنهاشويد، زيرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هيچ گاه كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند بوى آن را نخواهند يافت ».
در حـديـث ديگرى از امام كاظم (ع ) مى خوانيم : «كسى نزد پيامبر(ص ) آمد واز حق پدر و فرزند سـؤال كرد، فرمود: «بايد او را با نام صدا نزند (بلكه بگويد پدرم !)و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او نـنشيند، و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگويى كنند» نگويند خدا پدرت را نيامرزد كه چنين كردى.
پاورقي
......................
(*)سوره اسراء آيه ،23،24،22 ،25
لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَـهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً يعني معبود ديگرى با خدا قرار مده تا نكوهيده و وامانده بنشينى.
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا يعني و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها (حتى) (اوف) مگو و به آنان پَرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا يعني و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگستر و بگو: (پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.)
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا يعني پروردگار شما به آنچه در دلهاى خود داريد آگاهتر است. اگر شايسته باشيد، قطعاً او آمرزنده توبهكنندگان است.
برگرفته از تفسير نمونه
نوشته و تنظيم آقاميري
بخش دين و انديشه تبيان
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه چهارم مرداد 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان
آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان
تمام موجودات زنده تولید مثل می کنند. در انسان تولید مثل به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد. اسپرم ها که به وسیله بیضه های مرد ساخته می شوند و تخمک ها که به وسیله تخمدان های زن تولید می شوند. هر یک از این سلول ها نیمی از مجموعه DNA (ماده ژنتیک) را در خود دارند. آنها از طریق مقاربت جنسی، کنار هم قرار می گیرند؛ اگر یک اسپرم وارد یک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکیب شده، سلول های جدیدی حاصل می شوند. بارداری زمانی رخ می دهد که این سلول ها خود را در رحم جای می دهند. در طول بارداری که حدود۴۰ هفته (۹ماه) طول می کشد، این سلول ها تکامل یافته، نوزاد را به وجود می آورند.
آغاز بارداری

سلولی که از اتصال تخمک و اسپرم حاصل می شود، تخم نام دارد. در عرض۲ روز پس از بارداری، تخم سفر خود را از طریق لوله حمل تخمک به سمت رحم آغاز می کنند که این امر با فعالیت عضلات جدار لوله میسر می شود. در همین زمان، تخم خود را مکرراً تقسیم می کند تا مجموعه ای از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ تا۷ روز این مجموعه سلول به رحم می رسد. این مجموعه خود را به صورت امنی در آندومتر (سطح داخلی رحم) جای می دهد و به رشد خود ادامه می دهد. از این لحظه به بعد از بارداری به خوبی تثبیت می شود. یک بخش از مجموعه سلولـی به داخل آندومتر رشد می کند و تبدیل به جــفت می شود کـه نوزاد در حال تکامل را تغذیه می کند. بقیه سلول ها که نوزاد به وسیله آنها رشد خواهد کرد، تبدیل به جنین می شوند
از تخمک تا جنین
با تقسیم سلول های در حال عبور از لوله حمل تخمک، تعداد آنها هر ۱۲ ساعت دو برابر می شود. وقتی مجموعه سلولی به رحم می رسد، شامل صدها سلول است. وقتی سلول ها در سطح داخلی رحم جای می گیرند، تکامل خود را برای تشکیل یک جنین آغاز می کنند
چگونگی تغذیه جنین

جنین برای برآوردن نیازهای خود به اکسیژن، مواد غذایی و پادتن های ضد عفونت و همچنین برای دفع مواد زاید خود به مادرش وابسته است. این مواد در داخل جفت که عضوی متصل به سطح داخلی رحم است و از طریق طناب نافـی به نـوزاد مرتبـط مـی شود، بین خـون مادر و خـون جنیـن مبادله مـی شوند. در جفت، خون مادر و جنین نزدیک هم قرار می گیرند ولی واقعاً مخلوط نمی شوند .
عروق خونی در جفت
عروق خونی طناب نافی در جایی که به جفت می رسند، ساختارهایی به نام پرز را تشکیل می دهند و پرزها به سمت نواحی حاوی خون مادر پیشروری می کنند. کوریون که غشایی است که مواد غذایی و سـایر مـواد از طـریق آن عبــور مـی کنند، آنها را محصور می کند
تکامل جنین

جنین در کیسـه ای در داخـل رحم تـکامـل می یابد. مایع آمنیوتیک مثل یک ضربه گیر برای این کیسه عمل می کند و تغذیه آن نیز به وسیله خون بندناف انجام می گیرد. محصول بارداری در۸ هفته اول، رویان نام دارد. در این مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شکل می گیرد؛ بیشتر اعضا تشکیل می شوند و قلب شروع به ضربان می کند. رویـان بعـد از۸ هـفـتـه، جنیـن نامیـده مـی شود. تکامل ساختارهای بدن در سراسر بارداری ادامه می یابد
عموما در انسان ھا دوران بارداری تقریبا ۳۸ هفته طول می کشد که از زمان لقاح، یا از حاملگی، تا تولد محاسیه می شود. در مدت ۸ هفته بعد از لقاح، آن انسان در حال رشد را جنین می نامند، كه معنی آن “بزرگ شدنی در داخل” است. این زمانی كه دوران جنینی نامیده می شود، با تشکیل سیستمھای اصلی بدن مصادف می باشد.
از زمان تکمیل ۸ هفته ای تا آخر وضع حمل، ” انسان در حال رشد را رویان می نامند،” که به معنی “اولاد زاییده نشده” می باشد. در خلال این دوران، که دوران رویانی نامیده می شود. بدن بزرگتر شده و سیستمهای آن شروع به کار می کنند.

تمام سنین جنینی و رویانی در این برنامه به زمان آغاز شده از زمان لقاح اشاره می کنند.
از دیدگاه زیست شناسی، ”رشد انسان از لقاح شروع می شود،” وقتیکه یک زن و یک مرد از هر دو ۲۳ کروموزوم خود را بواسطه اپیوند سلولھای تناسلی خود ترکیب می کنند.
سلول تناسلی یک زن را عموما “تخمک” می نامند ولی کلمه صحیح آن اوسیت است.
ھمچنین، سلول تناسلی یک مرد را بیشتر افراد به عنوان “اسپرم” می شناسند ولی اصطلاح صحیح آن منی دانه (اسپر ما تو زون) است.

بعد از رھا شدن اوسیت تولید از تخم دان زنی در نتیجه عملی كه آن را تولید اوول کردن نامیده می شود. اوسیت و اسپرماتوزون در داخل یکی از مجری ھای رحمی متحد می گردند، كه غالبا بنام لوله فالوپ نامیده می شوند.
این مجری ھای رحمی تخم دان ھای زن را به بچه دان یا رحمش متصل می کنند.
این باعث ایجاد یک جنین تک سلولی که زیگوت نامیده می شود، میگردد.، كه معنی آن “جفت یا به ھم وصل شده” می باشد.
۴۶ کروموزوم زیگوت نسخه بی نظیر کامل ژنتیکی فرد جدید را نمایش می دهد. این طرح کلی در ملکولهای بهم پیچیده DNA قرار دارد. آنها حاوی دستورالعملهای رشد برای تمام بدن ھستند.

مولکل ھای DNA شبیه یک نردبان مارپیچ می باشند كه آن بنام مارپیچ دوبل می شناسند. پله ھای این نردبان از مولکل ھای جفتی یا پایه هایی كه گوانین، سیتو سائین، ایندنائین، و تایمائین می نامند،ساخته می شود.
گوانین فقط با سیتو سائین جفت می شود، و ایندنائین با تایمائین. ھر سلول انسان تقریبا ۳ میلیارد از این جفت ھای بنیادی را دارا است.
DNA یک تک سلولی حاوی اطلاعات بسیار زیادی است كه اگر این اطلاعات در بصورت کلمه آنهم فقط با حرف اول نمایش داده شوند به ۵/۱ میلیون صفح نیاز خواهیم داشت!
اگر آن را سرتاسری پخش کنیم در یک سلول انسان این DNA برابر با ۳/۱ ۳ فوت یا یک متر خواهد شد.
اگر ما ھر یک از DNA در داخل ۱۰۰ تریلین سلولھای فرد را، می توانستیم باز کنیم، طول آن به متجاوز از ۶۳ میلیارد مایل می رسید. این مسافت ۳۴۰ برابر مسافت بین زمین و خورشید است.

تقریبا ۲۴ تا ۳۰ ساعت بعد از لقاح، زیگوت نخستین تقسیم سلولی را با استفاده از فرآیند میتوز انجام می دهد یک سلول به دو قسمت، دو به چهارشنبه و به همین صورت این کار ادامه مییابد
بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از شروع لقاح، آبستنی را می توان با شناسایی یک هورمون که به آن “عامل آبستنی اولیه” می گویند آبستنی را تایید کنند.
در مدت ۳ تا ۴ روز بعد از لقاح، سلولهای تقسیم شونده جنین دارای یک شکل کروی می گردند. و این جنین را مورولا می خوانند.
در مدّت ۴ تا ۵ روز، در داخل توپ سلولی حفره ای ایجاد می شود. و پس از آن این جنین بلاستوسیست نامیده می شود.
سلولھایی كه در داخل بلاستوسست ھستند توده داخلی سلول نامیده می شوند. و رشد سر، بدن و ساخت ھای دیگر را كه برای انسان در حال رشد حیاتی است را باعث می شود.
سلولھای داخل توده سلولی داخلی سلولھای بنیادین نامیده می شوند چون آنها توانایی ساخت بیش از ۲۰۰ نوع سلول که در بدن انسان هستند را تشکیل دهند.
بعد از جابجا شدن بطرف پایین مجرای رحمی، جنین ابتدایی خود را در دیوار داخلی رحم مادر جاسازی می کند. این عمل را القاء می نامند، كه ۶ روز بعد از لقاح آغاز و ۱۰ تا ۱۲ روز بعد از آن به پایان می رسد.
سلول ھا از جنین ر حال رشد شروع به تولید کردن ھورمون می کنند که نام آن کوریونک گونادوتروفین انسانی ، یا HCG می باشد. ماده ای که در اکثر آزمایشهای آبستنی شناسایی می شود.
HCG ھورمن ھای مادری را برای اینکه بعد از لقاح آبستنی را ادامه دهد بسوی قطع کردن دوره قاعدگی عادی زنان متوجه می سازد. سلولھایی كه پیرامون بلاستوسیست قرار گرفته اند قسمتی از یک ساخت را فعال می کنند كه آن را جفت جنین (مشیمه) می نامند، كه میان سیستمھای گردش خون مادر و جنینی نقش واسطه را ایفا می کند.
مشیمه مادری اکسیژن، مواد مغذّی، ھورمن ھا، و داروھا را به انسان در حال رشد می رساند؛ ھمه مواد زائد را برطرف می کند؛ و خون مادر را از مخلوط شدن با خون جنین و رویان باز می دارد.
و ھمچنین این مشیمه ھورمن ھا را تولید کرده و درجه حرارت بدن جنینی و رویانی را کمی بالاتر از درجه حرارت بدن مادر نگاه می دارد.
این مشیمه بواسطه رگ ھای ریسمان نافی با انسان در حال رشد ارتباط برقرار می کند.
توانائی ھای شیمه با دستگاه ھای مراقبت ویژه كه در بیمارستان ھای امروزی یافت می شوند رقابت می کند.
در مدّت ۱ هفته، سلولھای توده داخلی سلول دو تا لایه را تشکیل می دھند كه آنھا را هیوبلاست و. و اپی بلاست می نامند.
غشاء داخلی جنین کیسه محتویات نطفه را ایجاد می کند. که یکی از ساختارهایی است كه مادر بواسطه آن مواد مغذّی را برای جنین اوليه تامین می کند.
سلولھایی از اپی بلاست پرده ای را تشکیل می دھد كه آن آمنیون می نامند كه در داخل آن جنین و بعد از آن تا زمان تولد رویان رشد می کند.
در مدت تقریبا ۵/۲ هفته، اپی بلاتست ۳ بافت تخصصی یا طبقات سلول ابتدایی جنین را تشکیل داده است كه آنھا را اکتودرم ایندودرم و میزودرم (لایه وسطی جرثومه) می نامند.

اکتودرم منشاء ساختارهای بسیاری است مانند مغز، نخاع، عصب ھا، پوست، ناخن ھا، و مو.
ابندودرم دستگاہ تنفس و مسیر ھاضمه را ایجاد می کند، نیز یخشھایی از اعضای اصلی را بوجود می آورد مانند جگر و لوز المعده.
مزودرم قلب، کليه ھا، استخوان ھا، غضروفها، عضلات، یاخته ھای خون، و ساختھای دیگر را تشکیل می دھد.
در مدّت ۳ هفته مغز به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود كه آنھا را جلو مغز مغز میانی و عقب مغز می نامند.
رشد دستگاه ھای تنفّس و ھاضمه ھم در پجریان است. در ابتدا یاخته ھای خون در کیسه محتویات نطفه ظاهر می شوند، رگ ھای خونی در سرتاسر جنین تشکیل می شوند، و قلب لوله ای پدیدار می شود.
تقریبا بلافاصله، قلب با رشد سریع بزرگ شدنی در خود محفظه هایی را ایجاد و شروع بع رشد می کند.
۳ هفته و یک روز بعد از لقاح قلب شروع به تپیدن می کند.
دستگاه گردش خون یا گروهی از اعضای مربوطه نخستین دستگاه بدن است كه به حالت عملیاتی می رسد.
بی ۳ و ۴ هفته نقشه بدن پدیدار می شود مانند مغز، نخاع، و قلب جنین در کیسه محتویات نطفه به آسانی شناخته می شود.
رشد سریع موجب پیچیدن نسبتا جنین مسطح می شود. این عمل شامل پیچیدن قسمتی از کیسه محتویات نطفه را در داخل آستر دستگاه ھاضمه می گردد و قفسه سینه و حفره های شکمی انسان در حال رشد را تشکیل می دھد.
در مدّت ۴ هفته مشیمه زلالی جنین را در کیسه پر از مایع احاطه می کند. این مایع استرلیزه، كه مائع مشیمه نامیده می شود، محافظت از جنین در برابر آسیب را برعهده می گیرد.
قلب در یک دقیقه عموماً ۱۱۳ مرتبه ضربان می کند.
توجه کنید كه رنگ قلب چگونه عوض می شود و خون وارد محفظه ها گردیده و آن را ترک می کند.
قبل از تولد قلب تقریبا ۵۴ میلیون مرتبه ضربان می کند و در کل دوره ۸۰ ساله زندگی متجاوز از ۲/۳ میلیارد مرتبه می تپد.
بواسطه تبدیل کردن ظواھر جلو مغز، وسطی مغز، و عقب مغز نمود سریع مغز قابل مشاهده است.
با ظھور جوانه های دست و پا رشد عضو بالا و زیرین در مدّت ۴ هفته شروع می شود.
در این مرحله پوست شفاف است زیرا كه ضخامتش فقط برابر یک سلول است.
هنگامی که پوست ضخیم می شود، این شفافیت را از دست خواھد داد، یعنی ما فقط قابل دیدن اعضاء داخلی خواھیم شد كه آنھا برای حدود یک ماه دیگر رشد می کنند.
زنـدگی شـمـا بـا لـقـاح یـافـتـن یـك اسپرم و یك تخمك آغاز گــردیده. در این لحظه ۴۶ كروموزوم با ۳۰ هزار ژن با یكدیگر تركـیب می گردند تا تمام مشخصات فیزیكی شما همچون جـنـسیت، تـیـپ بـدن، ویـژگــیهای چهره، رنگ پوست،مو و چـشمـان شمـا را تعیـیـن كنـنـد. هنـگـامی كه لقاح صورت می گیرد زیگوت ایجاد می گردد. این زیگوت یا همان تخمك بــارور شده تكثیر یافته و پس از گذشت ۵ روز از یك سلول به ۱۰۷ سلول میرسد.
شما در طول مدتی كه درون رحم قرار دارید توسط كیسه آمنیوتیك احاطه گشته اید. كیسه آمنیوتیك كیسه ای ست نازك كه درون آن از مایع آمنیوتیك پر گردیده است. وظیفه این كیسه محافظت از جنین (شما) در برابر صدمات و همچنین تنظیم درجه حرارت بدن جنین میباشد. شما توسط عضوی بنام جفت كه به شكل یك كیك تخت میباشد به رحم متصل گردیده اید. جفت وظیفه تبادل مواد متابولیك را میان شما و مادر به عهده دارد. در واقع شما غذا، خون، اكسیژن را از مادر دریافت كرده و دی اكسید كربن ودیگر مواد زائد را از طریق جفت دفع میكنید. البته شما مستقیما به جفت متصل نشده اید و این بند ناف است كه با ۲ سرخرگ و یك سیاهرگ شما را به جفت متصل میسازد. تمام سطح بدن جنین نیز از هفته ۲۰ م به بعد كاملا از یك لایه پنیری و مومی شكل پوشیده میگردد كه از پوست جنین در برابر مایع آمنیوتیك محافظت میكند. در غیر اینصورت پوست جنین بسیار چروكیده خواهد شد.

تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میكند. از روز ۱۰م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز ۱۸م قلب و چشمها شروع به شكل گیری میكنند و از روز ۲۱ م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد.
از روز ۲۸م به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شكل گیری میكند. از روز ۴۲م اسكلت بدن كامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است.
از هفته ۵ م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میكنند. از هفته ۷م پلكها و انگشتان شكل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته ۸ م تمام سیستمهای بدن شكل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد.
از هفته ۱۱م (ماه دوم) جنین شروع به تنفس مایع آمنیوتیكی میكند. این روند تا زمان زایمان ادامه می یابد. البته كودك با این عمل خفه نمیشود زیرا اكسیژن را از طریق جفت دریافت میكند. نقش جریان یافتن این مایع تنها به تكامل و شكل گیری ششها و دیگر اعضای تنفسی مربوط میگردد.
* قلب جنین ۱۲۰ تا ۱۶۰ بار در دقیقه میزند.
* در هـــفته ۸ م شما بصورت یك انسان با ابعاد مینیاتوری میباشید. با ۳ ساتنی متر قد و وزن یك گرم!
* در هـفـتـه ۹ م اثــــر انگشت شما شكل می گـیـرد و كف دستتان حساس به لمس میگردد. اگر كف دست یك جنین را در این زمان لمس كنیم جنین دستانش را مشت خواهد كرد!
* اگر یـك جــنـیـن ۸ هفـتـه ای را قـلـقلـك دهیم سرش را بسمت عقب خم خواهد كرد!
* در هفته ۷م تمام جوانه دندانهای شیری شكل گرفته اند. و جنین معمولا انگشتان خود را می مكد!
* جوانه های چشایی در شما از هفته ۱۳ م تا ۱۵ م به بعد فعال میگردند!
* پـس از گـذشـت تنـهـا ۱۴ هـفـتـه از لـقـاح جـنـین قادر به شـنـیدن است اما از هفته ۲۶ م به بعد جنین قادر است به صـدا واكـنـش نشـان دهـد. جـالــب است بدانید جنین درون
رحـم تـمام صداهای محیط اطراف را همچون شما میشنود امـا ۱۰ دسی بـل ضعـیـف تـر. هرگاه جنین در معرض صدای بـلنـد قـرار گیـرد دست خود را مقابل گوشهایش قرار خواهد داد! جنین اصوات بم را بهتر از اصوات زیر می شـنـود. الـبته ایـن پـایان مـاجـرا نیست چرا كه جنین درون رحم در معرض انواع سرو صدا قرار دارد:صدای قلب مادر،سیستم گوارشی مادر و تنفس مادر نیز توسط جنین باید تحمل گردد. تــصویر روبرو واكنـش جنـیـن را هنـگام شنـیـدن صـدای بـلند نشان میدهد:
* جنین انسان از ۶ ماهگی به بعد به یك انسان احساسی بدل خواهد گشت.
* از ۴ ماهگی به بعد چنانچه شكم مادر مقابل نور شدیدی قرار گیرد جنین دستانش را مقابل صورتش خواهد گرفت تا مسیر نور را سد كند!
* جنین انسان از هفته ۲۰ م به بعد قادر است مانند یك انسان بالغ درد را حس كند. اما یك جنین ۸ هفته ای نیز قادر به احساس درد است. چنانچه كف دست یك جنین را با یك شیء نوك تیز فشار دهیم، جنین دهانش را باز كرده و دستش را نیز میكشد!
* جنین ۹ هفته ای میتواند سكسكه كند!
* جنین ۹۰ درصد وقت خود را در رحم در خواب سپری میكند.
* از هفته ۱۱ م به بعد جنین قادر است اشیاء را با دستانش بگیرد!
* از هفته ۱۷ م جنین قادر است خواب ببیند!
* از هفته ۱۸ م تارهای صوتی جنین شكل گرفته و میتواند گریه كند!
* در هفته ۱۶ م اندامهای تناسلی جنین كاملا تمایز یافته و كودك میتواند لگد بزند، شنا كند، بچرخد و یا معلق بزند!
* در ماه ۴ و ۵ برای نخستین بار مادر حكت جنین را درون شكمش احساس میكند.
* در هفته ۲۰ م جنین در سر مو داشته ،۴۵۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد دارد.
* جنین درون رحم میتواند بخندد و یا خمیازه بكشد!
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه چهارم مرداد 1388 | موضوع: دنیای عجایب
خون به جای اشک
دختری که به جای اشک، خون میگرید
یك دختر 13 ساله هندی به جای اشك، خون گریه میكند. علاوه بر این، از تمامی منافذ بدنش نیز خون میچكد.
به نقل از خبرگزاری شینهوا، «تونیكل دوی ودی»، دختر نوجوان هندی است كه بدون هیچ خراش یا زخمی روی پوست بدنش، خونریزی دارد.
وی هنگامی كه گریه میكند، به جای اشك، خون از غدد اشكی چشمانش میچكد. علاوه بر این از گردن، بینی و كف پاهایش نیز خون ترشح میشود.
این دختر 13 ساله میگوید: "این موضوع نخستین بار باعث ترس من شد، اما بعد به آن عادت كردم. خون، كثیف است و تمامی لباسهای من همیشه خونآلوده هستند، در مدرسه هیچ كس به من نزدیك نمیشود، تا با هم بازی كنیم. من هیچ وقت نمیتوانم گریه كنم و همیشه جلوی گریه خودم را میگیرم تا خون جاری نشود."
بنا بر گزارش ها، برای اولین بار در ژوئیه سال 2007 میلادی، دهان این دختر خونریزی کرد و از همان زمان این خونریزی ادامه دارد.
ابتدا پزشكان گمان كردند این خونها از یک زخم ناشی میشود، اما چند هفته بعد این خونریزی از منافذ پوست سر وی هم ادامه یافت.
پزشكان انیستیتو تحقیقاتی هند بر این باورند كه این دختر به بیماری كمبود پلاكت خون مبتلاست، یعنی بدنش قادر به تأمین پلاكت به میزان كافی نبوده و به همین دلیل از منافذ بدنش به طور ناخواسته خون خارج میشود.
«تونیكل» 13ساله همراه با سه خواهر و والدینش در روستای عالم باغ در شهر لاك نو در ایالت اوتارپرادش هند زندگی میكند.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه چهارم مرداد 1388 | موضوع: دنیای عجایب
راه مقابله باچشم چرانی همسر
با وجود اینکه ارضاء جنسی در اوج لذت جنسی صورت می پذیرد اما متاسفانه اکثر افراد در سکس با شریک جنسی خود نمی توانند این اوج را به حد کفایت برسانند و به بیان دیگر
به طور ناقص ارضاء می شوند، لازمه ی ارضاء شدن به صورت کامل آن است که دو طرف پیش از برقراری رابطه ی جسمانی، رابطه ی عاطفی را تجربه کرده باشند.
بیش از 60 درصد افراد در اکثر موارد به طور ناقص ارضاء می شوند، اما این کامیابی های ناقص در جامعه و فرهنگ جنسی جهان چه تاثیری خواهد داشت؟
مردان و زنانی که نتوانند از طریق آمیزش با شریک جنسی خود به ارضاء کامل برسند، به مانند گرسنگانی هستند که همه چیز را غذا می بینند، آنان همواره در جستجوی لذت جنسی اند و هیچ گاه سیر نمی شوند، طبعا اشخاصی که در آمیزش جنسی به ارضاء کامل جنسی دست می یابند به سکس با تک همسر یا تک معشوقه ی خود قانع اند، اما اگر کسی کاملا ارضاء نشود به آمیزش با شریک جنسی خود قانع نبوده و همواره در پی کشف فردی زیباتر و شهوت انگیز تر و یا روشی جدید برای ارضای جنسی خویش است، به بیان ساده تر ریشه ی اصلی تنوع طلبی جنسی، همجنس بازی و…، نرسیدن به ارضای کامل جنسی و گرسنه ماندن است، تنوع طلبی جنسی ذاتی و برخواسته از طبیعت انسان نیست، بلکه پدیده ای است که هرگاه عشق در روابط زناشویی جامعه کمرنگ می شود، از ارضاء ناقص جنسی متولد می گردد، بنابراین میزان تنوع طلبی جنسی با میزان عشق در جامعه رابطه ی عکس دارد، در جامعه ای که عشق معنای خود را از دست بدهد، مردان و زنان در طمع کسب لذت بیشتر و ارضای تنوع طلبی خویش، به دنبال چشم چرانی و تماشای فیلم ها و تصاویر شهوت انگیز، همجنس بازی و… خواهند رفت…
اشتباه است اگر بگوییم که فردی که تنوع طلب نیست با تک شریک جنسی خود ارضاء می شود و فردی که تنوع طلب هست با چند شریک جنسی، صحیح تر آن است که بگوییم، فقط کسانی به معنای واقعی و کامل ارضاء می شوند که تنوع طلب نیستند، تنوع طلبی برخواسته از ارضاء های ناقص جنسی است و شخص تنوع طلب هیچ گاه به طور کامل ارضاء نمی شود، چنانچه شخص تنوع طلب بتواند چندین بار در سکس با یکی از شرکای جنسی خود ارضای کامل جنسی را تجربه کند، میل به تنوع طلبی در او کمرنگ و به مرور زمان ریشه کن خواهد شد!
اگر به همسرتان شک داشته و نگرانید از اینکه مبادا با شخص دیگری رابطه داشته باشد، به جای کنترل روابط و رفت و آمدهایش سعی کنید روابط عاطفی میان یکدیگر را قوی و قوی تر کنید، در اینصورت می توانید مطمئن باشید که او لحظه ای به شخص دیگری فکر نخواهد کرد…
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
معجزات قران2
از جمله مواردی که موجب اعجاز قران می شود انواع علومی است که در خود جای داده است و جرز با تفکر به دست نمی آید اینک یکی از این علوم را برای شما بازگو می کنیم این علم که امروزه به علم نجوم معروف است چندین سال پیش تئسط قران کریم توضیح داده شده است.

۱ – افلاک مدار ستارگان آسمان شناسان پیشین معتقد بودند که فلک جسم مدور بزرگ و شفافی است که ستارگان در آن میخ کوب شده است ولی قرآن عقیده آنان را تکذیب می کند و مطابق آنچه امروزه روشن شده است می گوید فلک یعنی مدار ، افلاک یعنی مدار ستارگان و هر ستاره ای برای خود مدار مستقلی است این مطلب از بعضی آیات قرآن به وضوح بر می آید و با اندک توجه و دقت در آن موارد مطالب مورد نظرگویا می شود
2 – مبدا آفرینش دقیق ترین نظر علمی که دانشمندان تا کنون به آن دست یافته اند این است که همه کرات و اجرام آسمانی ابتدا به صورت گاز بوده سپس به صورت اجسام و اجرام سماوی و به صورت فعلی در آمدند. قرآن نزدیک ترین مطلب را در این باره در هزار و چهارصد سال پیش فرموده است انهم در زمانی که شاید هنوز هیچ نظریه پردازی در این باره اظهار نظر نکرده بود خداوند در سوره فصلت آیه ۱۱ می فرماید ثم استوی الی السماء و هی دخان سپس به آسمانها پرداخت در حالی که به صورت دخان بود ازجمله مواردی که به عنوان کشف اسرار طبیعت قرآن از آن خبر داده و بعدها کشف شده است سیر طولی خورشید است قرآن کریم در سوره یس آیه ۳۸ می فرماید والشمس تجری لمستقرلها ذلک تقدیر العزیز العلیم خورشید به سوی قرار گاهی جریان دارد علم هیئت قدیم معتقد بود که خورشید به دور زمین می گردد ولی با پیشرفت علم و تکنولوژی ثابت شد که زمین به دور خورشید می گردد آنچه پیش از کشف حرکت زمین همه به آن اعتقاد داشتند چرخیدن خورشید به دور زمین بود که عرب به آن دوران می گوید ولی قرآن می گوید : خورشید جریان دارد جریان به معنی حرکت طولی است مانند جریان آب.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 | موضوع: واقعیت های امروزی
فرهنگی شدن وفرهنگ پذیری
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است . دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر میآموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی میشود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال میشود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار میگردد. برآوردن نیازهای غریزی در انسان با مجموعهای از رفتارهای پیچیده همراه است و این رفتارها را فرهنگ هر جامعه ای شکل میدهد . در مورد برآوردن نیاز تغذیه در جوامع مختلف اشکال گوناگونی دیده میشود و محدودیت ها , مقررات , قواعد و رسومی هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ میگیرند که مثلاً چه باید خورد و از خوردن چه چیز باید پرهیز کرد. فرهنگ بین افراد مشترک است . هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران را از آن بهرهای نیست . این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمیرود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است ,ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد. و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوششهای جمعی انسان است متکی میباشد.
تطابق با همنوائی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی یک جامعه را فرهنگ پذیری گویند. فرهنگ پذیری یا جریانی را که طی آن فرد فرهنگی میشود میتوان به دو دسته تقسیم نمود. فرهنگ پذیری یک سویه و فرهنگ پذیری دو سویه.
فرهنگ پذیری یک سویه مربوط به کودکان میشود و به این دلیل یک سویه نام گرفته است که کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش های جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تاثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه بسوی کودک است و او مقاومتی در برابر این ارزش ها از خود بروز نداده و نمیتواند بر جامعه تاثیری متقابل داشته باشد. کودک بتدریج و ابتداء از طریق خانواده بعنوان میانجی با ارزشها و نهادها و واقعیتهای اجتماعی آشنا میگردد.
فرهنگی شدن طفل از طریق خانواده به دو طریق صورت میگیرد : ناآگاهانه و آگاهانه
انتقال ناآگاهانه هنجارها به طفل از طریق سر مشق قرار دادن و اقتباس رفتار و کردار و گفتار والدین میگیرد و بدین ترتیب بدون آنکه والدین خود متوجه باشند کودک بتدریج با الگوهای رفتار و کرداری آشنایی مییابد که وی از سوی اطرافیان مشاهده میکند. این مرحله مرحلهای است حساس که شخصیت طفل بوسیله این الگوهای رفتار و کردار و گفتار بتدریج شکل گرفته و پایه ریزی میشود.
از طرف دیگر انتقال هنجارها به کودک از طریق آگاهانه بدین معنی است که والدین با آموزش مستقیم و امر و نهی و تشویق و یا ممانعت وی را عمداً با هنجارها و موازین زندگی اجتماعی آشنا ساخته و بگونهای که خود ترجیح میدهند و با توجه به برداشتی که از هنجارهای اجتماعی دارند سعی در اجتماعی شدن و فرهنگی نمودن وی مینمایند.
آشنایی و سپس همنوائی عمیق کودک با هنجارهای اجتماعی در دو وضعیت آگاهانه ,ناآگاهانه از آن جهت اهمیت فراوان دارد که این جریان ,جریانی است یک سویه و بنابراین ذهن کودک مساعد و آماده است ,از برای هر آنچه که میبینید, میشنود و حس میکند , در حالیکه جریان فرهنگی شدن در بزرگسالان جریانی دو سویه بدین معنا که در مورد افرادی مصداق دارد که شخصیت آنان تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی باشند. در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده میشود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تاثیر خود قرار نخواهد داد.
فرهنگ پذیری دو سویه می تواند از چند طریق به وجود آید :
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 | موضوع: تحقیق وپژوهش
تقويت و بهبود روابط ميان همسران
ما در اينجا تعدادي روش مفيد را براي تقويت و بهبود روابط ميان همسران پيشنهاد مي كنيم . البته بايد دانست كه حتماً نبايد همه آنهارا با هم و در يك زمان بكار برد. شما مي توانيد با توجه به ويژگيهاي خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم بكار بريد:
1ـ تحسين کنيد: رفتارهاي مثبت همسرتان را تحسين كنيد و او را به انجام هر چه بيشتر آن رفتارها ترغيب نماييد. به او بگوييد كه چقدر به وجودش افتخار مي كنيد و دوست داريد همواره در كنارش باشيد.
2ـ سخنش را قطع نکنيد: وقتي همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هيچ وجه حرفش را قطع نكنيد. صبر كنيد تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بيان كنيد.
3ـ او را اسير نکنيد: همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسير خود نسازيد. وقتي كاري از او مي خواهيد خودتان هم در عوض كاري برايش انجام دهيد. دقت كنيد كه اين كار حتماً نبايد مسئله مهمي باشد. شما هم مي توانيد با انجام كارهاي كوچك و به ظاهر كم اهميت و حرفهايي محبت آميز او را شاد كنيد و خستگي را از تنش بيرون آوريد.
سعي كنيد در روز حداقل يك كار كه سبب رضايت او مي باشد انجام دهيد.
4ـ علاقه او را در نظر بگيريد: خيلي از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصباني و ناراحت مي كنيم. سعي كنيد تا حد امكان از كارها و رفتارهايي كه سبب دلزدگي و ناراحتي همسرتان مي شود بپرهيزيد. حتماً اگر به آن كارها علاقه داريد به خاطر همسر و زندگي مشتركتان آنها را كنار بگذاريد.
5 ـ مباحثه کنيد: براي ايجاد صميميت بيشتر سعي كنيد با هم كتابي انتخاب كنيد و آن را به نوبت بخوانيد. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نماييد. اگر اهل كتاب نيستيد، مي توانيد به جاي آن با هم فيلمي را تماشا كنيد و بعد درباره اش حرف بزنيد.
6 ـ از محاسن يکديگر بگوييد: در مورد روزهاي اول آشناييتان و ويژگيهايي كه سبب شد نسبت به هم علاقه مند شويد گفتگو نماييد. ولي دقت كنيد كه اگر ويژگيهاي خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده ايد بهتر است در مورد آنها حرفي نزنيد. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ويژگيهاي ظاهري و فيزيكي نمي باشد. به جاي آن سعي كنيد آزادانه و صادقانه در مورد ويژگيهاي مثبت روحي و شخصيتي يكديگر گفتگو نماييد.
7 ـ زماني را با هم بگذرانيد: زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهيد. مثلاً يك بعدازظهر با هم به پاركي برويد كه هيچ كس حتي فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعي كنيد از اين با هم بودن لذت ببريد.
8 ـ احترام بگذاريد: هيچ وقت احترام گذاردن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. (احترام به افكار، عقايد و ديدگاههاي همسرتان باعث مي شود او نيز چنين احساساتي را نسبت به شما پيدا كند ).
9- انتقاد نكنيد: البته راهنمايي و گوشزد كردن ايرادات طرف مقابل با انتقادات بي جا فرق مي كند. انتقاد مستقيم اغلب سبب رنجيدگي خاطر طرف مقابل مي شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتي كاملاً غير مستقيم به همسرمان بگوييم . چرا كه شرط اول زندگي مشترك پذيرفتن بدون قيد و شرط يكديگر است.
10- نسبت به هم اعتماد داشته باشيد: در غير اين صورت عشق و علاقه واقعي ميانتان شكل نخواهد گرفت.
پس از گذشت چند سال در زندگي هاي زناشويي افراد دچار نوعي روزمرگيمي شوند. در چنين حالاتي فرد مثل يك قطار مسيري را دائم طي مي كند و ديگر هيچ چيز اين مسير برايش تازگي و جذابيت ندارد. متأسفانه با بروز چنين احساساتي افراد اغلب حس مي كنند كه ديگر چيز تازه اي براي هم ندارند و به بن بست رسيده اند. ولي بايد دانست كه در اين مواقع فقط زندگي زناشويي به نوعي به خواب رفته است و تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بيدارش كنيد. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمي فكر كنيد و بيانديشيد كه چه كاري مي توانيد بكنيد تا همسرتان زندگي بهتري داشته باشد. سعي كنيد در روز حداقل يك كار كه سبب رضايت او مي باشد انجام دهيد. رفته رفته اين كار به نوعي عادت تبديل مي شود و به اين ترتيب همواره همسر شما جزء اولين مسائلي مي شود كه ذهنتان را به خود مشغول مي سازد.
در زندگي صبر را پيشه خود سازيد و كوچكترين بهانه اي را براي دعوا قرار ندهيد.
متأسفانه امروزه كانونهاي خانوادگي زيادي فقط و فقط به دليل همين مسئله عادي شدن روابط و رسيدن به نوعي روزمرگي از هم پاشيده مي شوند. زن و شوهر بايد قدر زندگي زناشويي خود را بدانند. بايد توجه كنيد كه زندگي قرار نيست هميشه بر وفق مراد شما باشد. روزهاي خوب و بد هميشه وجود دارند و اين حقيقت زندگي است. سعي كنيد همراه با هم روزهاي سخت زندگي را تحمل كنيد و همچون روزهاي شيرين، در سختيها نيز با هم باشيد. به خاطر داشته باشيد كه شما ازدواج كرده ايد كه يك تن شويد و همه چيزتان با هم مشترك شود. نه اينكه تبديل به رقبايي شويد كه همواره در حال حسادت و نيش و كنايه زدن به يكديگر مي باشند. همانطور كه از همسرتان توقع داريد بعضي از كارها را بكند يا نكند به او نيز اجازه دهيد همين توقع را از شما داشته باشد. ولي توقعات بي جا از همسرتان نداشته باشيد. زن و شوهر حتي مي توانند در ميان جمع بدون بيان كلمه اي با اشاره و طرز نگاه يكديگر را تشويق و حمايت كنند و به اين ترتيب به او بفهمانند كه عليرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست مي دارند و دركش مي كنند. هميشه و تحت هر شرايطي براي كمك به همسرتان آماده باشيد. مگر قرار نيست شما بهترين دوست او باشيد؟ پس توجه به او و نيازهايش و درك شرايط او را در اولويت كارهاي خود قرار دهيد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم دی 1387 | موضوع:
دنیای کودکانه
طراحی و تزیین و زیباتر ساختن اتاق کودک توسط والدین، به دانش و شناخت نیاز دارد و این که پدر و مادر با دنیای ذهنی کودکان آشنایی داشته باشند. چگونه والدین میتوانند اتاق کودکی را بیارایند، بدون اینکه نسبت به دنیای پر رمز و راز او توجه و علاقه نشان دهند ؟ این نکته البته در مورد نوزادان بهطور کامل مصداق ندارد، مگر این که بخواهیم علائق شخصی خودمان را به کودک نیز منتقل نماییم. این تفکر هم در جای خود ارزشمند است، اما باید بهخاطر داشت که دادن خط فکری به کودکان نمیتواند زیاد ادامه داشته باشد. ممکن است فرزند شما در سن چهار، پنج سالگی یا بیشتر، دیگر به آنچه برایش تدارک دیدهاید علاقه نشان ندهد.
کودک ما از همان بدو تولد با ارزشهای خانوادگی آشنا میشود.
بنابراین، از زمانی که شخصیت کودکانتان شکل میگیرد، شما نیز میبایستی ابتکار عمل را به دست بگیرید و با دنیای ذهنی آنان همسو شوید. در این مرحله، بدون این که بخواهید اصول کلی و ارزشهای مورد نظر خود را زیر پا بگذارید، با کودک خردسالتان مشورت کنید و ضمن راهنمایی وی، سعی کنید به نتیجهای مشترک برسید؛ به نحوی که فرزندتان نیز از زندگی کردن و گذران اوقات در فضایی که برای او تدارک میبینید، لذت ببرد. برای آراستن اتاق کودک به رنگ توجه ویژه نشان دهید و حتماً نظر او را نیز جویا شوید. در این صورت به کودک نیز ثابت میکنید که برای اظهار نظرش ارزش قائلید و هر آنچه او دوست بدارد، شما نیز تأیید می کنید. نقش رنگها در وسایل منزل بسیار با اهمیت است، شما در تکتک اتاقهای منزلتان میتوانید با استفاده از یک رنگ البته نه تنها روی دیوار، بلکه وسایل خانه، شادابی را به زندگیتان ببخشید، لذا سعی داریم به مواردی اشاره داشته باشیم که خواندنش نمیتواند خالی از لطف باشد، برای مثال اتاق خواب کودک...
اتاق خواب کودک
رنگ سبز روشن میتواند برای اتاق کودک بسیار مناسب و چشمگیر باشد، چرا که این رنگ با عنصر چوب در ارتباط است و شادابی را همیشه یادآور است. البته عدهای از شما دوست ندارید، رنگ اتاق کودکتان را سبز کنید. گرچه باید بدانید سبز روشن هم برای اتاق خواب پسرتان خوب است و هم دخترتان. اما اگر دوست ندارید از رنگ سبز استفاده کنید، رنگهای صورتی کمرنگ برای دختران و آبی کمرنگ را برای پسران استفاده کنید.
رنگ
آبی کمرنگ، رنگ سردی است و با خلقیات پسران در ارتباط است و رنگ صورتی جزو رنگهای گرم میباشد که به دختر کوچولوها، اعتماد به نفس میبخشد.
همچنین شما میتوانید روبالشی، رو تختی و ملحفه و... کودکانتان را به سه رنگ سبز، آبی و صورتی روشن، اختصاص دهید. چرا که فرزندان شما با دیدن این رنگها، شاداب و سرحال میشوند. اما بحث مهمتر وسایل بچههاست، حوله، پتو، آباژور یا حتی وسایل اسباب بازی آنها، این رنگها میتواند با فرزندان به راحتی ارتباط برقرار کند.
برای مثال تحقیقات نشان داده است که دختر بچهها با عروسکهایی که پیراهنهای تیره بر تن دارند، زیاد ارتباط برقرار نمیکنند اما با عروسکهایی که پیراهنهای بنفش، نارنجی، صورتی، آبی، سبز کمرنگ و یا سفید و لیمویی کمرنگ بر تن دارند، به راحتی ارتباط برقرار میکنند. پسرهای 2، 3 ساله به سختی با ماشین بازیهایی که به رنگ سیاه هستند، ارتباط برقرار می کنند یعنی پس از یک یا دو بار، دیگر با آن ماشینها بازی نمیکنند و سراغ اسباببازیهای دیگری میروند، پس چه بهتر که زمان خرید اسباب بازی برای فرزندانتان به رنگآمیزی آن توجه ویژهای داشته باشید.
ضمن اینکه اگر میتوانید و از لحاظ مالی برای شما مقرون به صرفه است، دیوارهای اتاق کودکانتان را رنگآمیزی کنید، به خصوص که اگر بتوانید، هر دیوار را به یک رنگ در بیاورید البته از همان رنگهای روشن استفاده کنید، یک ضلع دیوار صورتی، یک ضلع دیگر آبی و ضلع دیگر سفید و... چرا که بچههای شما احساس راحتی و امنیت در این گونه اتاقها میکنند.
منبع: خانواده سبز، طراحی منزل
گردآوری: فهیمه کهتری
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم دی 1387 | موضوع: دیدگاههاونقطه نظرات فرهنگی
نکته های تربیتی قرآن
1 . اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبتبهره گیرید; حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند; (طه/44 و شعرا/215) .
2 . الف) گفتار رفتار آدمی در هر زمان و مکان، در حافظه الهی محفوظ است ; مراقب باشید; (لقمان/16 و کهف/30) .
ب) نسبتبه انسانهای اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهای بد بازدار و به کارهای خوب تشویق کن . این لازمه استحکام یک پیکر است و بنی آدم اعضای یکدیگرند; (لقمان/17) .
ج) در رفتارهای اجتماعی دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متبکران راه بروی ; مبادا تندرو و کندرو شوی ; میانه روی، بهترین روش است ; مراقب باش صدایت را بر سر کسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش ; (لقمان/18و19) .
3 . قرآن کریم به شدت با پیروی از جمع (خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعتشو) و حرکتبه دنبال اکثریت، مخالف است . قرآن میگوید: اگر بخواهی از اکثریت مردم فقط به این خاطر که اکثریت هستند، پیروی کنی، بدون شک از راه خدا دور میشوی ; همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر; (انعام/116 و اسراء/36) .
4 . همیشه بزرگ ترها، بهترین حرف را نمیزنند و همیشه حرف گوش کنی و اطاعت از بزرگان، انسان را به سعادت نمیرساند . این پیام تربیتی قرآن است که حتی در اطاعت از بزرگان هم گوش و چشمت را باز کن که فردا فقط و فقط خودت پاسخ گوی اعمالتخواهی بود; نه بزرگترهایت; (احزاب/67) .
5 . علم بهتر استیا ثروت؟ جواب آن را در آیه 247 بقره پیدا خواهید کرد .
6 . امانت داری یکی از ارزشمندترین ارزشهای قرآنی است . حضرت موسی (ع) را به خاطر امانتداری و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند; (قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتداری وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند; (یوسف/55) و حتی رسول خدا (ص) که از سوی خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتداری و به محمد امین معروف بود .
7 . اگر میخواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمیشود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند; (آل عمران/159) .
8 . آیا دوست دارید که دشمن خود را به یک دوست تبدیل کنید؟ به هر بدی که در حق شما کرد، با خوبی پاسخ گویید . این را قرآن تجویز میکند; آیه 34 سوره فصلت را بخوانید!
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه یکم دی 1387 | موضوع: واقعیت های امروزی
بچه هابانقاشی چه می گویند؟
شما چقدر به نقاشی های با معنا و بی معنای فرزندتان علاقه نشان می دهید؟ هیچ می دانید پشت همین خط خطی های درهم و لابه لای همین تصاویر ساده، دنیایی از رمز و راز نهفته است؟
اولین تلاش های کودک در زمینه نقاشی به میل ذاتی او برای اثرگذاری و لذت بردن از کارهای خود ساخته نشأت می گیرد. در یک سالگی مداد در دست می گیرد و بدون کشیدن تصویر خاص با آن روی کاغذ می کوبد. بتدریج خط خطی های او هدفدار شده و در ذهن تصویری از واقعیات را می کشد و پس از آن با کشیدن دایره، نمادی از ضرورت انسان را ترسیم می کند.
چگونگی تفسیر نقاشی
نقاشی برای کودک وسیله ای است برای بیان زندگی عاطفی او هنگامی که کودک با آزادی و دلخواه خود نقاشی می کند در واقع حالت روحی و احساسی زمان حاضر و احساسات ژرف خود را بیان می کند. کودک به کمک نقاشی دلهره های درونی اش را آشکار می سازد و اثر آن را کاهش می دهد.
پاک کردن های مکرر و از سرگیری و تکرار می تواند حس حقارت را در کودک بازگو کند.
عدم حضور کودک در نقاشی هایش نشان از عدم راحتی او در خانواده و یا تمایل به تغییراتی در سن و جنس اوست. خطوط موج دار نشان از اضطراب کودک است. نقاشی های مینیاتوری گویای ضعف اعتماد به نفس و نقاشی خیلی بزرگ، نیاز به توجه و گاه اعتماد به نفس را در او می نشاند.
تصویر فرد با دهان بزرگ، نشان از فریاد کشیدن و شکایت از نا ملایمات است و یا فقدان گوش در نقاشی علائمی از انتقادات و اوامر و نواهی زیاد اطرافیان به اوست، که تمایل به شنیدن آنها را ندارد. اگر کودک نقاشی را در حاشیه کاغذ می کشد وابستگی او به والدین را می رساند و در صورتی که کودک خود را با فاصله از پدر و مادر ترسیم می کند، نشانه تنهایی و دوری بیشتر او از والدین است.
حتی ترتیب زمانی ورود اعضاء خانواده به نقاشی نیز ارزش شخصیتی افراد را نشان می دهد. تشدید رنگ آمیزی در یک ناحیه، تمرکز نیروی روانی و وجود احساسات نسبت به آن ناحیه را می رساند. پرکردن افراطی صفحه با ترسیم لکه های برف یا باران گاه نشان از تنش و اضطراب است.
هویت آدمک در نقاشی می تواند آرمان های فرد را برساند. کشیدن سر کوچک زمینه افسردگی و بی ارزشی خود، چشمان بزرگ کنجکاوی را و چشم کوچک درونگرایی و گاه امتناع از دیدن را می رساند. کشیدن دست در جیب یا پشت سر می تواند نشان از ناتوانی در برقراری ارتباط یا تمایل به پنهان کاری باشد.
در نقاشی کودکان با خشونت، خطوط نقاشی زاویه دار و پررنگ است، دندان کشیده می شود، شانه ها پهن است، مشت ها گره خورده است، رنگ های تند و همراهی قرمز و سبز یا توأم با سیاه دیده می شود. پاک کردن های مکرر و از سرگیری و تکرار می تواند حس حقارت را در کودک بازگو کند.
او را تشویق کنید
لازم است والدین، نقاشی را در کودک تشویق کنند. اگر کودک در نقاشی خود مورد تمسخر قرار گیرد ، قطعاً از نقاشی دلزده می شود. لذا تشویق او به نقاشی ضروری است. چرا که نقاشی وسیله ای برای بروز خلاقیت کودکان است. تشویق مهم ترین و اولین و آخرین راهکاری است که بیشتر روانشناسان آن را به والدین توصیه می کنند. حتی اگر فرزند شما کپی می کند و علاقه ای به نقاشی ندارد، هرگز او را مجبور به کاری نکنید.
کشیدن سر کوچک زمینه افسردگی و بی ارزشی خود، چشمان بزرگ کنجکاوی را و چشم کوچک درونگرایی و گاه امتناع از دیدن را می رساند
بلکه با توسل به معجزه تشویق او را در راهی که مناسب می دانید هدایت کنید. ساعاتی را با او نقاشی کنید. البته هر کدام برای خود چیزی بکشید. به یاد داشته باشید که همواره در نقاشی کودکان بیش از آنچه نتیجه کار مهم باشد، اجرای آن اهمیت دارد. کودک باید توانایی کسب تجارب مخصوص خود را و نه تجارب ما را داشته باشد. با دیدن نقاشی او چنان شعف داشته باشید که بیش از آن ممکن نباشد. نقاشی او را قاب کنید تا او متوجه اهمیت کارش باشد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه شانزدهم آذر 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
چراچادروآن هم ازنوع مشکی ؟
کارآمدی چادر و حجاب مشکی
علاوه بر فواید بسیار زیاد فردی و اجتماعی حجاب در شکل چادر، حجاب چادری بانوان در انقلابهای دینی، یک سمبل و نماد مبارزه با اهداف استعماری و استکباری نیز هست. قبلاً در فصل اول کلامی از فرانتس فانون دربارهی سمبل و نماد ضد استعماری بودن حجاب چادری زنان در انقلاب الجزایر بر ضد دولت فرانسه نقل شد. به اعتراف دشمنان انقلاب اسلامی، این سمبل و نماد بودن در مورد حجاب چادری بانوان ایرانی نیز وجود دارد. ریون کرکت (ادوارد شرلی) صهیونیست و مسئول سابق شبکه جاسوسی سیاه در ایران میگوید: «چادر نمادی است که وجود انقلاب را در سر هر چهار راه به نمایش میگذارد؛ با چادر میتوان این احساس را پدید آورد که انقلاب اسلامی هنوز زنده و جاوید است»[1] به رغم اینکه دشمنان چنین صریح خشم خود را دربارهی چادر اظهار میدارند، متأسفانه عدهای در داخل در صدد مخدوش جلوه دادن کارآمدی حجاب در شکل چادر هستند؛ از این رو، فصل پنجم این اثر به بررسی کارآمدی حجاب و پوشش اسلامی در غالب چادر و چادر مشکی پرداخته است.
مسئله ی دست و پاگیر بودن حجاب در شکل چادر
شبهه: بعضی در کارآمدی چادر این گونه شبهه کردهاند که «این نوع حجاب دستوپاگیر است.»[2] آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: اولاً، گرچه حجاب در شکل چادر رایج ایرانی، ممکن است برای برخی افرادی که از سنین کودکی استفاده از آن را تمرین نکردهاند، مقداری مشکل باشد، ولی برای همهی زنان، خصوصاً بانوانی که تجربهی کافی استفاده از آن را دارند مشکل نیست. به همین دلیل اگر از زنان متدینی که از سنین قبل از بلوغ به استفاده از چادر عادت کردهاند سؤال شود که آیا استفاده از چادر برای شما دست و پاگیر است، پاسخ آنها منفی است.
ثانیاً، یکی از علل دست و پاگیر دانستن چادرهای ایرانی و سختی کنترل آن برای بعضی از بانوانی که خیلی استفاده از آن را تمرین نکردهاند، باز بودن جلوی آن است، که برای حل این مشکل نیز زنان و دختران میتوانند از «عباءة» چادرهای مشکی زنان عرب که دارای آستین است استفاده نمایند که کنترل آن آسان است. هم اکنون نیز عدهای از زنان و دختران ایرانی از این نوع چادر استفاده میکنند.
حجاب مشکی در تابستان
شبهه: بعضی گفتهاند: «چون رنگ مشکی نور را جذب میکند، پس در تابستان معمولاً نمیتوان دختران را به حجاب تیره (مثل چادر مشکی) تشویق کرد».[3] آیا این ادعا صحیح است؟
پاسخ: اولاًً، پوشش تیره و مشکی در بعضی از مناطق که دارای تابستان گرم است، اساساً برای دستهای از بانوان و دختران باعث مشقت نیست و برای دستهای دیگر، بر فرض مشقتآور بودن، قابل تحمل است.
دسته اول (کسانی که در تابستان گرم، حجاب مشکی برای آنها مشقت ندارد) بانوان و دختران معتقد و مؤمنی هستند که به نقش حجاب برتر، مثل چادر مشکی، اعتقاد و باور راسخ دارند؛ از این رو نسبت به بعضی مشکلات احتمالی آن، احساس مشقتی ندارند.
اساساً وقتی انسان عملی را از روی عقیدهی راسخ انجام دهد نسبت به عوارض و پیامدهای سخت آن احساس مشقتی ندارد. در سیرهی انبیای الهی و معصومین(ع)، اصحاب و یاران ائمهی اطهار(ع) و عالمان مجاهد، نمونههای بسیار زیادی وجود دارد که در برابر مشقتهای نشأت گرفته از پذیرش یک عقیده و ایمان، احساس مشقتی نداشتهاند.[4]
در روایتی از امام صادق(ع) نیز تصریح شده است؛ «ما ضَعُفَ بدن عما قوِیت علیه النیة»؛[5]جسم و بدن انسان، در مقابل کارهایی که بر اساس نیت و اعتقاد درونی قوی انجام میگیرد، احساس ضعف و مشقت نمیکند.
در جریان اسارت زنان اهل بیت(ع) پس از قیام خونین عاشورا و همچنین کشف حجاب زنان به وسیلهی رضاخان در ایران، حکایتها و خاطرات تاریخی و ماندگار فراوانی از مقاومت و پایداری زنان مؤمن و عفیف در مقابل بیحجابی نقل شده است.[6] مطالعهی این حکایتها برای بانوان و دختران جوان و عفیف بسیار آموزنده و افتخارآمیز است.
از این قضایا به خوبی استفاده میشود که زنان مؤمن، نه تنها احساس مشقتی نسبت به حجاب نداشتهاند، بلکه بر عکس، جدایی آنها از حجاب برتر، مثل چادر مشکی، باعث اذیت و آزار روحی آنان بوده است. در قضیهی کشف حجاب رضاخان نقل شده است که برداشتن چادر از سر زنان باعث گردید که عدهای از آنها از شدت غصه و ناراحتی دق و فوت نمایند.[7]
اما دستهی دوم (کسانی که ممکن است حجاب تیره و مشکی برای آنها مشقت داشته باشد، ولی سختی و مشقت آن را تحمل میکنند) بانوان و دخترانی هستند که به دلیل قرار داشتن در محیط دینی و مذهبی خانواده و جامعه، از کودکی به این گونه حجاب عادت نمودهاند؛ لذا در بزرگسالی، سختی احتمالی حجاب مشکی برای آنها قابل تحمل است.
در علم روانشناسی و تعلیم و تربیت، در مبحث عادت گفته میشود که اگر انسان از کودکی به انجام کاری عادت کرد، نه تنها انجام آن برایش مشقتآور نیست، بلکه برعکس، ترک و جدایی از آن عمل برایش مشقت دارد. همین نکتهی مهم، رمز و راز توصیهی ائمهی اطهار(ع) به والدین در عادت دادن فرزندان به کارهای شایستهای، مثل نماز و اذکار آن و روزهی ناقص در سنین کودکی است.[8] بر اساس همین تأثیر شگرف مقولهی تمرین و عادت متربی به کارهای شایسته، و به موازات آن آگاهی بخشی دربارهی آثار مثبت کارهای خیر است که معمولاً در کتابهای تربیت اسلامی از روشهای تربیتی، هم چون «تلقین به نفس» و «تحمیل بر نفس» در کنار دیگر روشهای تربیتی مهم، مثل «اعطای بینش» بحث میشود.[9]
بنابراین، با اسثثنا شدن دو دستهی قبل نمیتوان به طور مطلق و کلی ادعا نمود که حجاب مشکی در تابستان مناطق گرم، برای همهی بانوان و دختران، فارغ از هر مقدار اعتقاد دینی و هر نوع محیط تربیتی مشقت دارد و نمیتوان به آن تشویق کرد.
ثانیاً، اجمالاً میپذیریم که ممکن است حجاب مشکی در تابستان برخی از مناطق بسیار گرم برای بعضی از افرادی که از دو دستهی قبل نیستند مشقتآور باشد، ولی نمیپذیریم تحمل هر گونه مشقت و سختی به طور مطلق غیر معقول و نامطلوب باشد. طبق آموزههای معصومین(ع) که تجربهی زندگی انسانها و واقعیت خارجی نیز مؤید آن است، اساساً زندگی دنیا بدون سختی و مشقت وجود خارجی ندارد. در احادیث، دنیا خانهی محنت و سختی معرفی شده است: «الدنیا دار المحنة»[10]و «دار بالبلاء محفوفة».[11] فلسفه و رمز و راز آمیختگی دنیا با سختی و مشقت نیز این است که انسان در وصول به سعادت الهی که برای آن خلق شده است به تحمل سختیهایی که سازندهی کمال انسانی هستند نیازمند است و به تعبیر قرآن، چه بسا کاری دارای سختی باشد و انسان از انجام آن اکراه داشته باشد، ولی خداوند خیر و نیکی انسان را در آن قرار میدهد:
فَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً. [12]
علاوه بر این در متون دینی، دستیابی به کرامتها و بهشت جاودان در گرو تحمل سختی دانسته شده است:
المکارم بالمکاره[13] بالمکاره تنال الجنة.[14]
اساساً فلسفهی همراهی بعضی از احکام و تعالیم، مثل روزه، حجاب و جهاد با کلفت و سختی، در واقع، برای تأمین نیازمندی مذکور بدون هیچگونه تبعیض بین زن و مرد است؛ مثلاً اگر استفاده از حجاب کامل در تابستان مناطق گرم برای برخی بانوان و دختران با سختی و مشقت همراه است، طبق گفتهی قرآن کریم، بعضی از احکام الهی ویژهی مردان، مانند جهاد نیز با سختی و مشکلات همراه است:
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ.[15]
نکتهی جالب این است که همان گونه که بعضی افراد، امروزه به بهانهی گرما، در حجاب و پوشش زنان در تابستان تشکیک مینمایند، طبق فرمودهی قرآن، عدهای راحتطلب برای جهاد مردان در هوای گرم نیز تشکیک میکردهاند و میگفتند در هوای گرم برای جهاد کوچ و هجرت نکنید «قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ»[16] که خداوند به پیامبر(ص) میفرماید در جواب آنها بگو:
نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ؛[17] اگر میدانستند حرارت آتش جهنم از حرارت گرمای تابستان بیشتر است.
علاوه بر نقل، عقل نیز در مواردی که تحمل سختی در زندگی دنیا باعث دستیابی به هدف والاتر و بالاتر است، حکم به مطلوبیت آن میکند؛ مثلاً اگر تأمین سلامت جسمانی انسان، به عنوان هدفی مهم، به انجام عمل جراحی سخت یا خوردن فلان داروی بسیار تلخ و مشقتآور نیازمند باشد. عقل و نقل هر دو حکم به لزوم تحمل سختی ومشقت میکنند، تا غرض بالاتر، که حفظ سلامتی جسمانی است، تأمین گردد.
چون شارع مقدس به عنوان یک طبیب روحانی[18] تشخیص داده است که سلامت روحی و روانی افراد جامعه متوقف بر رعایت حجاب برتر، مثل چادر مشکی در مقابل نامحرم است، لذا پوشش چادر مشکی، حتی در هوای گرم، عقلاً و نقلاً امری راجح و مطلوب است؛ و برخلاف شبهاتی که بعضی با تبلیغات القایی منفی، به منظور فرهنگسازی بر ضد چادر مشکی منتشر میکنند، تجربهی بیش از بیست سال پس از انقلاب اسلامی و گسترش سریع استفاده از چادر مشکی در بین زنان و دختران مؤمن و عفیف، خود بهترین شاهد است که استفاده از این نوع حجاب مشکل نیست، و لذا قابل تشویق است. براساس نظرسنجی و تحقیقی که به تازگی صورت گرفته است 65 درصد از پاسخگویان، استفاده از چادر مشکی را در مجامع عمومی پسندیدهاند.[19]
علاوه بر عقل، ائمه(ع) و خاندان اهل بیت نیز نظراً و عملاً انسان را به تحمل مشکلاتی، که در راستای سعادت و تکامل جسمانی و روحانی اوست، تشویق نمودهاند. در بُعد نظری، امام علی(ع) در وصیتی به فرزند خود، امام حسن(ع) فرمودهاند:
عَوِّدْ نفسَک التصبّر علی المکروه؛[20] نفس خود را به صبر و بردباری بر کار سخت عادت بده.
در روایت دیگری، ایشان کارهایی را که انسان با اکراه و سختی بر خویشتن تحمیل مینماید از بهترین اعمال دانسته اند:
اَفضَلُ الاعمالِ ما اَکرَهْتَ نفسَک علیه.[21]
در بُعد عملی نیز، فرزند امام سجاد(ع) میفرماید:
وقتی جدم امام حسین(ع) شهید شد، زنان بنی هاشم در عزای حضرت، لباس مشکی پوشیدند و این لباس را در گرما و سرما تغییر نمیدادند.[22]
حاصل این که صرف سخت بودن بعضی از احکام، مانند پوشیدن چادر مشکی در هوای گرم، باعث نمیشود که این گونه حجاب قابل ترویج و تشویق نباشد.
رابطه ی حجاب مشکی و بیماریهای استخوانی
شبهه: بعضی این گونه ادعا کردهاند که استفاده از لباسهای با رنگ سیاه (مانند مقنعه و چادر مشکی) روی سلامتی خانمها تأثیر منفی دارد و باعث بیماریهای استخوانی میگردد.[23] آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: اولاً، اگر گویندهی محترم با استناد به پژوهشهای میدانی مشخص و متعدد ادعا کرده بود که پوشش لباسهای مشکی، علت ایجاد بیماریهای استخوانی است، آن وقت در حد یک احتمال میتوانستیم به ادعای مذکور توجه و آن را مورد مطالعه و بررسی بیشتر قرار دهیم؛ ولی از آن جایی که ادعا کننده هیچ دلیل و مدرک علمی معتبری برای ادعای خود ارائه نکرده است؛ بنابراین، ادعای ایشان فاقد دلیل و مدرک، و در نتیجه، فاقد ارزش و اعتبار علمی است.
ثانیاً، برعکس ادعای فوق، کارشناسان، وجود رابطهی بین پوشش لباسهای مشکی و ایجاد بیماریهای استخوانی را انکار کردهاند. «استفاده از چادر و مقنعه ـ که مصداق بارز و رایج آن در جامعهی امروزی ما چادر و مقنعهی مشکی است ـ بیماری استخوانی ایجاد نمیکند.»[24]
رابطه ی حجاب مشکی و افسردگی و اندوهناکی
شبهه: بعضی افراد این گونه ادعا کردهاند که استفادهی مکرر از لباسهایی با رنگ تیره و سیاه (مثل مقنعه و چادر مشکی) میتواند به افسردگی بینجامد.[25] آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: از دو کلمهی «مکرر» و «میتواند» فهیمده میشود که ایشان دو مطلب را قبول دارد.
مطلب اول: ادعا کنندهی محترم قبول دارد که اگر استفاده از پوشش و لباس سیاه، مثل چادر مشکی، به طور مکرر و دایمی نباشد، بلکه فقط در بیرون از منزل و در مواجهه با نامحرم باشد، باعث افسردگی نخواهد بود.
مطلب دوم: از کلمهی «میتواند» میفهمیم ادعا کنندهی محترم قبول دارند که حتی استفاده مکرر و دایمی از لباس سیاه فقط، به طور احتمالی ممکن است به افسردگی منجر شود؛ یعنی این گونه نیست که بین پوشش مکرر و دایمی لباس تیره و مشکی و افسردگی رابطهی قطعی و لزومی باشد.
بنابراین، مدعای ایشان مبین یک رابطهی احتمالی بین استفادهی مکرر از لباس سیاه و افسردگی است؛ ولی همین رابطهی احتمالی نیز نادرست است؛ زیرا:
اولاً، ادعا کنندهی محترم، حتی برای اثبات همین رابطهی احتمالی نیز دلیل و مدرک ارائه نکرده است؛ بنابراین، کلام ایشان مدعایی بدون دلیل و مدرک و در نتیجه، فاقد ارزش و اعتبار علمی است.
ثانیاً، همین رابطهی احتمالی و بدون دلیل و مدرک گویندهی محترم نیز نادرست است؛ زیرا یکی از روانپزشکان معتقد است «این حرف که پوشش تیره بانوان یا آقایان در جامعه دلیل افسردگی است کاملاً سخن غلطی است و هیچ پایهی علمی ندارد»؛[26] همچنین بر اساس نتایج مشورتهای علمی که نگارنده با بعضی از روانشناسان و روانپزشکان انجام داده، ممکن است افسردگی بعضی از افراد، علت تمایل آنها به پوشش سیاه باشد، ولی پوشش سیاه افراد علت ایجاد افسردگی آنها نیست؛[27] و بین این دو نکته تفاوت بسیار ظریفی است و خلط بین آن دو باعث اظهار نظر نادرست ادعا کنندهی محترم گردیده است.
اگر ادعا شود که همین تمایل احتمالی بعضی افراد افسرده به پوشش سیاه نیز مبین نوعی رابطهی اجمالی بین افسردگی و پوشش تیره و مشکی است، باید گفت:
اولاً، رابطهی فوق نیز، مانند رابطهی قبلی، احتمالی و بدون ارائهی دلیل و مدرک است و در نتیجه فاقد ارزش و اعتبار علمی است.
ثانیاً، بر فرض که رابطهی احتمالی مذکور، با پژوهشهای میدانی تأیید شود، باز هم نتیجهی این پژوهشها قطعی و قابل اعتماد نخواهد بود؛ زیرا کنترل تمامی عوامل و علایم تأثیرگذار در نتایج پژوهشهای میدانی بسیار مشکل است.
توضیح مختصر اینکه، افسردگی از بیماریهای روحی و روانی بسیار پیچیدهای است که دارای عوامل و علایم و تظاهرات رفتاری مختلف و حتی متضاد است؛ مثلاً بعضی افراد افسرده ممکن است به بیاشتهایی و عدهای دیگر به پرخوری متمایل شوند. در خصوص پوشش نیز ممکن است بعضی از افراد افسرده، به پوشیدن لباس تیره و عدهای نیز به لباسهایی با رنگ غیر تیره تمایل پیدا کنند؛ بنابراین، حتی استناد به پژوهشهای میدانی نیز اثبات کنندهی مدعای مذکور نخواهد بود.
پس استفاده از چادر مشکی برخلاف ادعاهای به ظاهر علمی بعضی از افراد، نه تنها عارضهی منفی ندارد، بلکه با فلسفهی حجاب و پوشش زنان در مقابل نامحرم، یعنی عدم تهییج و تحریک و ایجاد آرامش روانی در جامعه نیز سازگار است. امروزه در روانشناسی رنگها، این که رنگ مشکی رنگی صامت و غیر فعال است و باعث تحریک و جلب توجه نمیشود، یک واقعیت مسلم است. در کتاب روانشناسی رنگها دربارهی رنگ سیاه گفته شده است که «سیاه نمایانگر مرز مطلق است»؛[28] بنابراین، فردی که در مقابل نامحرم و در بیرون منزل، از حجاب مشکی استفاده میکند با این کار، مرز مطلق و کاملی بین خود و افراد نامحرم ایجاد مینماید. وقتی که خانمی در بیرون منزل چادر مشکی به سر میکند، میخواهد نشان دهد که نامحرم حق ندارد به این حریم نزدیک شود؛ زیرا این حریم، حریم حیا و عفت است، نه جای بیحیایی و هرزگی و هوسبازی؛ او با حجاب مشکی خود میخواهد نگاه تیز هرزگی و ابتذال را بشکند و نگذارد نامحرمی در حریم عفت و پاکی و نجابت او وارد شود و حرمت او را از بین ببرد.
همچنین در روانشناسی رنگها آمده است که سیاه به معنای «نه» بوده و نقطهی مقابل «بله» یعنی رنگ سفید است؛[29] بنابراین، وقتی بانوان در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده میکنند، در واقع میخواهند به او «نه» بگویند؛ و در مقابل، آنهایی که لباس سفید میپوشند، در واقع راه نگاهها را به سوی خود باز میگذارند و آنهایی که لباسهای رنگارنگ و جذاب میپوشند خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاههای هرزه و آلوده قرار میدهند. از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچهی مشکی را میبیند، دیگر چندان رغبتی برای نگاه کردن ندارد و خودبهخود نظر را برمیگرداند؛ و در مقابل، نگاه به رنگهای روشن چشم را باز میکند و برای دیدن و استمرار آن رغبت ایجاد میکند؛ و استفادهی بانوان از لباسهای رنگارنگ نیز باعث جلب توجّه مردان نامحرم میگردد.
در حدیثی نقل شده است:
حضرت موسی(ع) در یکی از مجالس خود نشسته بود که ناگهان ابلیس در حالی که کلاه رنگین بر سر داشت وارد شد؛ وقتی به حضرت موسی(ع) نزدیک شد، کلاه رنگین خود را برداشت و به حضرت موسی(ع) سلام کرد. حضرت موسی(ع) پرسید: تو کیستی؟ گفت: من ابلیس هستم. حضرت موسی(ع) گفت: خدا تو را هلاک کند، برای چه نزد من آمدهای؟ ابلیس گفت: به خاطر مقام و منزلت تو در نزد خدا، آمدم سلامی به تو بگویم. آن حضرت سؤال کرد: آنچه بر سر داری (کلاه رنگارنگ) برای چیست؟ ابلیس در پاسخ گفت: به وسیلهی آن قلوب فرزند آدم را میربایم.[30]
بدون تردید، همانگونه که دنیا، در شکل کلاه رنگارنگ ابلیس، باعث فریفته شدن عدهی فراوانی میگردد، مظاهر رنگین دنیا، مثل لباسهای رنگارنگ در اندام زنان و دختران جوان نیز، باعث فریفتگی مردان و جوانان میگردد و هیچ انسان منصفی در این مطلب تردید ندارد.
با توجّه به آنچه در مباحث قبل گذشت که رنگ حجاب قرآنی (خمار و جلباب) نیز - آنگونه که از شواهد لغوی، حدیثی و تاریخی استنباط میگردد ـ مشکی بوده است؛ و با عنایت به آنچه بیان شد که از نظر روانشناسی، رنگ مشکی رنگی صامت و غیر فعال است و این ویژگی در تأمین فلسفهی حجاب بانوان نقش بسیار مؤثری دارد. باید به نگاه روانشناسانهی عمیقِ وحی قرآنی و به انتخاب زنان مسلمان و ایرانی آفرین گفت که در زمانی که هنوز روانشناسی در غرب از مادر علم متولد نشده بود، مادران و بانوان مسلمان و ایرانی به برکت تقوای الهی و نورانیت تعالیم دین مبین اسلام، روانشناسانهتر از دانشمندان امروزی، چادر مشکی را برای حجاب بیرون از منزل خویش انتخاب نمودهاند.[31]
شبهه: برخی با این عبارت که «فریاد شادیام را آوای شوم میدانند. چشمهایم را به روی شادی میبندند. من میخواهم سپید بپوشم، شاد باشم، شادی کنم.»[32] خواستهاند ادعا نمایند که سفیدپوشی شادیآور و بالعکس سیاهپوشی، باعث حزن و اندوه میگردد. آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: اوّلاً، وارد نمودن اتهامِ مخالفت با شادی به عدّهای نامعلوم، روش معقول و منطقی نیست. ای کاش گویندهی محترم مرجع ضمیرهای «میدانند» و «میبندند» در عبارت فوق را مشخص مینمود، تا به طور صریح و شفاف میتوانستیم با ایشان گفتوگوی منطقی داشته باشیم؛ به هر حال چون مخاطب اتهام یاد شده معلوم نیست، از بررسی آن صرفنظر میکنیم.
ثانیاً، این که گفتهاند میخواهند لباس سپید بپوشند، باید گفت نوع و رنگ پوشش افراد، اعم از زن و مرد، در هر جامعهای، متأثّر از عوامل و شرایط مختلف شغلی، زمانی، مذهبی و غیره است؛[33] مثلاً پزشکان و پرستاران در محیط کار خود از لباس سفید استفاده میکنند؛ دختران جوان، هنگام عروس شدن لباس سپید میپوشند و سپس آن را کنار میگذارند؛ رهبران دینی و طلّابی که از سلسلهی جلیلهی سادات هستند، به طور دایمی از عمامهی سیاه رنگ استفاده میکنند؛ برای مردان در مراسم احرام حج مستحب است لباس سپید بپوشند، ولی به دلیل حساسیت بیشتر نسبت به حجاب و پوشش زنان، به آنها شرعاً اجازه داده شده از همان لباس معمولی، ولو اینکه رنگ آن سپید نباشد، استفاده کنند.[34]
علاوه بر این، همهی افراد، اعم از زن و مرد، از پوشیدن لباس شهرت؛ یعنی لباسی که مطابق شأن افراد نیست و باعث انگشتنما شدن آنان میگردد منع شدهاند؛[35] و واضح است که رنگهای غیرمتعارف یکی از عوامل تحقق لباس شهرت میباشد.
حاصل اینکه ایشان، همانند هر فرد دیگری، خواه به عنوان یک فرد متدین و خواه به عنوان یک شهروند ایرانی، در مورد استفاده از لباس سپید، متأثّر از عوامل مختلف یاد شده هستند و این مطلب منحصر به ایشان نیز نمیباشد، بلکه همهی افراد در همهی جوامع در انتخاب نوع و رنگ پوشش، متأثّر از عوامل و شرایط متعددی شبیه عوامل و شرایط فوق هستند.
اینکه گفتهاند میخواهند شاد باشند و دیگران را نیز شاد کنند، بسیار مطلوب است. از نظر اسلام عزیز و احکام نورانی و مترقی آن نیز، شاد بودن و شاد کردن دیگران بسیار مورد تشویق و توصیه قرار گرفته است،[36] ولی آنچه در اینجا شایستهی توضیح میباشد دو نکتهی بسیار مهم است:
نکتهی اوّل: عدّهای با پذیرش این پیشفرض که استفاده از لباس مشکی، لزوماً نشانهی عزا و فقدان شادی است، تلاش میکنند افراد استفاده کننده از لباسهای مشکی را افراد غمگین، و افراد استفاده کننده از لباسهای رنگین را افراد شاد بدانند؛[37] حال آنکه این تصور و پیشفرض، نادرست است؛ زیرا نه همهی افرادی که از لباسهای مشکی استفاده میکنند، لزوماً افراد غمگیناند، و نه همهی افرادی که از لباسهای رنگین استفاده میکنند، لزوماً افراد شادی هستند؛ زیرا در جوامع و گروههای مختلف، لباس مشکی علامت و نشانهی امور مختلفی قرار گرفته است؛ گاهی لباس مشکی علامت و شعار عدهی خاصی بوده است، مثل بنیعباس که پوشش مشکی شعار آنان بوده است، یا مثل سلسلهی جلیلهی سادات روحانی که استفاده از عمامهی مشکی، علامت سیادت برای آنان است. براساس روایات، پیامبر اکرم(ص) نیز از عمامهی مشکی استفاده میکردند.[38]
گاهی از نظر عدهای پوشیدن لباس مشکی نشانهی زیبایی است؛[39] گاهی پوشش مشکی، نشانهی وقار و سنگینی است، مثل هنگامی که بانوان از این پوشش در بیرون منزل استفاده میکنند؛ پس اینکه بعضی خیال میکنند التزام به پوشیدن چادر مشکی، منافی با شادمانی و ملازم با غم و اندوه و افسردگی است، تصور صحیحی نیست؛ دین و مذهب و پایبندی به احکام آن، مثل رعایت حجاب برتر و استفاده از چادر مشکی، باعث آرامش روحی و روانی خود بانوان و دیگر افراد جامعه است. قبلاً دربارهی یافتههای روانشناسی رنگها در باب مطلوبیت رنگ مشکی برای حجاب بانوان در بیرون منزل و مطلوبیت این نوع حجاب از نظر متون دینی مطالبی نقل شد. دیل کارنگی دربارهی هماهنگی و تناسب بین یافتههای علوم جدیدی، مثل روانپزشکی و تعالیم پیامبران(ص) چنین گفته است:
امروز جدیدترین علم، یعنی روانپزشکی همان چیزهایی را تعلیم میدهد که پیامبران به مردم آموختند؛ زیرا آنان دریافتهاند که داشتن یک ایمان محکم، نگرانی، تشویش، هیجان و ترس را برطرف میکند.[40]
نکتهی دوّم: عدم آگاهی از مفهوم جامع و کامل شادمانی باعث شده است که برخی شادی و نشاط را فقط در بُعد مادی و زودگذر آن منحصر نمایند و از شادمانیهای اصیل که از اعتقاد به امور معنوی و پایدار به دست میآید غفلت نمایند.
یکی از پژوهشگرانی که سالیان دراز در غرب زیسته و دربارهی شادی تحقیقات فراوانی کرده است، به دخالت عنصر معنویت و اعتقادات در ازدیاد شادیهای اصیل و پایدار تأکید فراوان دارد. ایشان معتقد است انسان برای نجات از مشکلات کنونی و دستیابی به شادی همیشگی باید اعتقاد و باور خود را تصحیح کند و بپذیرد که در زندگی شادیهایی به مراتب عمیقتر از شادیها و لذتهای جسمانی وجود دارند که دستیابی به آنها نیازمند صرف وقت، تلاش و صبر و حوصله است. وی معتقد است با تقویت ارزشهای انسانی، همچون: عشق خدمت به مردم، خوشبینی، خیرخواهی، سپاسگزاری، رضایت، قناعت، گذشت و زدودن رذایل اخلاقی، میتوان به شادی دست یافت.[41]
آیا بانوان مشکی پوش نمیتوانند رنگهای غیر مشکی را بشناسند؟
شبهه: پدرم هیچ وقت مرا بیرون خانه نمیشناسد، میگوید همهی شما سیاه پوشیدهاید. راست میگوید، یکدست سیاهیم سیاه... از رنگها تنها سیاه را میشناسیم، نه قرمز را، نه آبی را، نه سبز را و نه بنفش را،[42] گویندهی محترم در عبارت فوق دو ادعا نموده است.
ادّعای اوّل:
همهی زنان در بیرون منزل لباس سیاه میپوشند.
پاسخ ادعای اوّل: اوّلاً، واقعیت عینی و مشهود روزانهی همهی ما حاکی از این است که ادعای سیاهپوش بودن همهی زنان ادعای درستی نیست. نگاهی به پوششهای رنگین خانمها در سطح جامعه، اعم از شهرهای بزرگی مثل تهران و غیر آن و پوشش زنان روستایی استانهای مختلف، تکذیب کنندهی ادعای مذکور است.
ثانیاً، فرض کنیم همهی زنان در بیرون منزل و در مواجههی با نامحرم از مصادیق مختلف حجاب مشکی، مثل مانتو، مقنعه و چادر مشکی استفاده میکنند، پوششهای یاد شده، به دلیل تأمین حجاب و پوشش بهتر و بیشتر برای زنان، قابل دفاع عقلی و شرعی است. طبق تصریح فقها به عنوان کارشناسان مسائل دینی و اسلامی، بانوان در مواجهه با نامحرم نباید از رنگهای مهیج و تحریک کننده استفاده نمایند.[43] واضح است که یکی از بهترین رنگهای پوشش بانوان که حالت تهییج و تحریک نامحرم در آن وجود ندارد رنگ مشکی است. همانگونه که قبلاً گذشت، در روانشناسی رنگها این مطلب از مسلمات است که رنگ مشکی، رنگی صامت و غیرفعال و در مواجهه با نامحرم نگاهشکن است؛ و تردیدی نیست که این ویژگی رنگ مشکی، فلسفه و حکمت حجاب را که عبارت است از عدم تحریکپذیری و ایجاد آرامش روحی و روانی در سطح جامعه، بیشتر تأمین میکند.
برخی مطبوعات و نویسندگان آنها باید به این پرسش جدی پاسخ دهند که چرا بدون ارائهی هیچ دلیل معقول و منطقی و با سوء استفاده از زبان شعر و ادب، جنگ روحی و روانی را بر ضد حجاب و چادر مشکی آغاز کردهاند.
ادعای دوّم:
استفاده از لباس و حجاب مشکی بانوان در بیرون منزل باعث میشود که استفاده کنندگان از حجابهای مشکی، رنگهای غیر مشکی را نشناسند.
پاسخ ادعای دوّم: اوّلاً، از نظر منطقی تلازمی بین استفاده از لباسهای مشکی به طور مستمر در خارج از منزل و نشناختن رنگهای غیرمشکی نیست؛ زیرا استفاده از لباسهای رنگین در مجالس زنانه، در داخل منزل و در مقابل افراد محرم، امکان شناختن رنگهای مختلف را فراهم میکند.
ثانیاً، علاوه بر داخل منزل، در خارج از آن نیز ایشان و دیگر بانوان میتوانند از لباسهای دارای رنگهای متنوع استفاده نمایند، البته به شرط اینکه به طریقی، مثل استفاده از چادر مشکی، در مواجهه با نامحرم آنها را بپوشانند؛ زیرا تردیدی نیست که لباسهای رنگین به دلیل زیبایی خیره کننده، از مصادیق عرفی زینت به شمار میآیند و بانوان و دختران براساس دستور قرآن، از تبرج و نمایش زینتها به نامحرمان منع شدهاند:
ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی[44] و غیر متبرجات بزینة.[45]
البتّه در مجالسی که افراد نامحرم حضور ندارند، مثل مجالس زنانه و همچنین در حضور شوهر و افراد محرم، میتوانند از زیورآلات و زینتها استفاده نمایند: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ...»[46] حتی بالاتر از جواز در روایات به استفاده از زینتها ترغیب و تشویق شدهاند؛[47] زیرا همانگونه که حجاب و پوشش، نیاز فطری انسان، خصوصاً زنان است، استفاده از زیورآلات و خودآرایی نیز نیاز فطری انسان، مخصوصاً بانوان است.
این از امتیازات احکام نورانی و مترقی اسلام است که ضمن توجّه و ضرورت پاسخگویی به دو نیاز مذکور، از طرفی با دستور الزامی زنان به رعایت حجاب و پوشش و از طرفدیگر با تشویق آنان به استفاده از زیورآلات و زینتها، به شرط عدم تبرّج و نمایش زینتها به نامحرمان، جلوی سوء استفاده را گرفته است، تا از این طریق زمینهی سلامت روحی و روانی افراد جامعه فراهم گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها
[1] . هفتهنامهی فیضیه، کشف حجاب به روش مدرن، 15 بهمن 1379 ص1.
[2] . زیبا میر حسینی، پیام زن، شمارهی 49. ص 45. لازم به تذکر است که پاسخ شبههی مذکور، به طور مختصر در خود مجله نیز آمده است.
[3] . عباس اللهیاری، روزنامهی ایران، شمارهی 1623، 28 شهریور ماه 79، ص 6.
[4]. به عنوان نمونه ر.ک: سید اسماعیل گوهری، آرزوی شهادت در بیان معصومین(ع)، ص 75.
[5] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 10، ص 270.
[6] . ر.ک: احمد عابدینی، «عاشورا حفظ کرامت و حجاب» مجلهی پیام زن، شمارهی 69، ص 38 و حکایت کشف حجاب، از سری کتابهای تاریخ تهاجم فرهنگی، نشر مؤسسهی فرهنگی قدر ولایت.
[7] . غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 48.
[8] . برای آشنایی با توصیههای مذکور به عنوان نمونه ر.ک: فروع کافی، ج 3، ص 409، و ج 4، ص 124.
[9] . برای اطلاع از روشهای مذکور و نقش تربیتی آنها ر.ک: دکترخسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص 68 ـ 86.
[10] . آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص 131.
[11] . همان.
[12] . سورهی نساء (4)، آیه ی 19.
[13] . سید اصغر ناظم زادهی قمی، جلوههای حکمت، گزیدهی موضوعی کلمات امیر المؤمنین علی(ع)، ص 504.
[14] . همان.
[15] . سورهی بقره (2)، آیهی 216.
[16] . سورهی توبه (9)، آیهی 81.
[17] . همان.
[18] . ر. ک: دیباچهی کتاب، روایت «یا عباد الله انتم کالمرضی و ربّ العالمین کالطبیب...».
[19]. زنان و تازههای اندیشه، ماهنامهی تحلیلی ـ خبری زنان، مهرماه 1380، پیششمارهی 2، ص 51، به نقل از روزنامهی ایران 30/5/80.
[20] . نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، نامهی 31.
[21] . همان، حکمت 249.
[22] . البحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج 7، ص 118.
[23] . فاطمه خاتمی، روزنامهی ایران، شمارهی 1627، 2 مهر ماه 1379، ص 4.
[24] . دکتر طباطبایی، روزنامهی ایران، 28 شهریور ماه 1379.
[25] . ر.ک: علیرضا امیر پور، روزنامهی ایران، 3 مهر ماه 79، ص 4، و مجلهی زنان شمارهی 22، بهمن و اسفند ماه 73، ص 4؛ بر خلاف ایشان که خیلی با احتیاط اظهار نظر کردهاند، مجلهی زنان طی مصاحبهای با مردم کوچه و بازار، با روش تبلیغ تلقینی و القایی، به طور صریح، ولی بدون ارائهی هیچ دلیل و مدرک معتبری این فکر را ترویج نموده است که سیاهپوشی باعث افسردگی است.
برخلاف مجلهی زنان در روزنامهی آفتاب، در تاریخ 24 شهریور 1380، ص 6، آمده است: «ثابت شده است که رنگ سیاه ناخواسته روحیهی افسردگی و ناامیدی را در افراد تشدید میکند». خوشبختانه ایشان نیز همانند روزنامهی ایران، مقداری با احتیاط اظهار نظر کرده است؛ چون از واژهی «تشدید» به خوبی آشکار میگردد که ایشان نیز قبول دارند پوشش سیاه، سبب ایجاد افسردگی نیست، بلکه فقط ممکن است بعضی از افرادی که در اثر عوامل دیگر دچار افسردگی شدهاند، استفاده از لباس مشکی باعث تشدید افسردگی آنها گردد؛ البته دو نکته دربارهی این ادعا به نظر میرسد. نکتهی اول این که، ایشان ادعا نمودهاند برای استفاده از لباسهای رنگ سیاه چنین اثری ثابت شده است، اما متأسفانه همانند همهی افرادی که چنین ادعاهایی میکنند، هیچ سند و مدرکی از کارشناسان قابل اعتماد و پژوهشهای قابل اطمینان ارائه ندادهاند. نکته دوم این که، اگر روانشناسان متخصص و متعهد دربارهی فردی که دچار افسردگی است تشخیص دادند که پوشش سیاه در مورد این فرد خاص باعث تشدید افسردگی او میگردد، در چنین موردی عقل و شرع به هیچ é ê وجه او را ملزم به استفاده از لباس مشکی نمیکنند؛ کما این که دربارهی افرادی که دچار افسردگی نمیباشند نیز چنین الزامی وجود ندارد. آنچه که مطرح است این است که براساس یافتههای روانشناسی رنگها، چون رنگ مشکی، رنگ صامت و غیر فعال است، استفادهی زنان از این رنگ در مقابل نامحرم، باعث آرامش روحی و روانی افراد جامعه میگردد و به همین دلیل استفاده از چادر و پوشش مشکی برای بانوان در خارج از منزل و در مقابل نامحرم رجحان و مطلوبیت دارد.
[26] . دکتر برهانی (متخصص اعصاب و روان)، هفتهنامهی 19 دی (قم) شمارهی 155، 28/5/81، ص9.
[27] . یکی از قراین و شواهدی که مؤید این ادعاست که پوشش سیاه علت ایجاد افسردگی نیست این است که بسیاری از بانوان روانپزشک و روانشناس نیز از پوششهای مشکی استفاده میکنند.
[28] . دکتر ماکس لوشر، «روانشناسی رنگها»، ترجمهی ویدا ابیزاده، ص 97.
[29] . همان.
[30]. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج 5، ص 177.
[31]. حجتالله رحمانی، «اعجاز رنگ سیاه، چرا چادر مشکی؟» نشریهی فیضیه، ص 3، دوشنبه 7 آذر 1379 (با دخل و تصرّف).
[32]. مانا دشتگلی، «نکند پدرم مرا نشناسد»، روزنامهی نوروز، 24 شهریور، 1380، ص 8.
[33]. یکی از افرادی که در زمینهی عوامل و انگیزههای افراد در انتخاب نوع، جنس و رنگ لباس تحقیقات خوبی نموده است، نویسندهی زن عرب زبان کتاب «دراسات فی سیکولوجیة الملابس» است. وی در فصل پنجم کتاب خود (ص 123 ـ 132) عواملی همچون é ê محیط، ارزشهای حاکم بر یک جامعه، عادتها، تقلیدها، و بالاخره معیارها و قوانین را از عوامل مؤثر در انتخاب پوشش ذکر میکند. وی همچنین در فصل هشتم (ص 179) جلب توجّه دیگران، زینت و خودآرایی، احتشام و حیا، برخورد و ارتباط با دیگران، مورد حمایت قرار گرفتن، تحقق ذات و بالاخره مدگرایی را از جمله انگیزههای روحی و روانی افراد در انتخاب نوع، جنس و رنگ پوشش ذکر میکند. برای آگاهی بیشتر ر. ک: دکترعلیة عابدینی، دراسات فی سیکولوجیه الملابس.
[34]. حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ج9، کتاب الحج، روایات باب 33 از ابواب احرام، ص41؛ و صدوق، المقنع، ص 229.
[35]. حر عاملی، وسائلالشیعه، کتاب الصلاة، ج3، ص354؛ و سید محمد کاظم طباطبایی، العروة الوثقی، فصل شرایط لباس مصلی، مسئلهی 42.
[36]. به عنوان نمونه ر.ک: میزانالحکمة، ج 4، ص 438، ذیل واژهی سرور؛ همچنین ر.ک. به کتابهای احادیث، ذیل واژههای سرور، بهجت، نشاط، فرح.
[37]. به عنوان نمونه، مجلهی زنان، شمارهی 22، طی مصاحبهای کوچه و بازاری و عوامانه با عنوان «خانم چرا سیاه میپوشید؟» با روش تبلیغ القایی، تلاش نموده است این تفکر را به مخاطبان خود تلقین نماید.
[38]. حر عاملی، وسائلالشیعه، ج 3، کتاب الصلاة، روایت 10، ص 379.
[39]. ناصر فرزان، رنگ و طبیعت، دانش رنگها، ص 42.
[40]. مجلهی زندگی، دفتر شادابی، ص 50، بهار 1379، به نقل از کتاب آیین زندگی، ص 37.
[41]. مجلهی زندگی، دفتر شادابی، ص 77، به نقل از مهدی بهادرینژاد، کتاب شادی و زندگی.
[42]. مانا دشتگلی، «نکند پدرم مرا نشناسد»، روزنامهی نوروز، 24 شهریور 1380، ص 8.
[43]. ر. ک: توضیح المسائل فقها و مراجع تقلید، ذیل مباحث مربوط به پوشش محرم و نامحرم؛ و استفتائات آخر کتاب.
[44]. سورهی احزاب (33)، آیهی 33.
[45]. سورهی نور (24)، آیهی 60.
[46]. همان، آیهی 31.
[47]. حر عاملی، وسائل الشیعه، کتاب الطهارة، ابواب آداب الحمام باب 52. باب کراهة ترک المرأة للحلی و خضاب الید.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه هجدهم آبان 1387 | موضوع: دیدگاههاونقطه نظرات فرهنگی
دنیای ضرب المثل
ضرب المثلهای جهان
انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است.
دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند.
لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند.
یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است.
فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.
عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد.
سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است.
آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.
یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است.
فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد.
لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند.
اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.
فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.
طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم.
فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.
اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده.
بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد.
بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است.
انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول.
مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است.
مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند .
ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت
مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند
مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 | موضوع: حکایات ولطایف
امثال وحکم
امثال وحکم
1.زخم زبان از زخم دندان عمیق تر است.
2.کلام راست همچون خورشیدی است که در سرزمینی سرد می تابد.
3.برای علاج حزن چیزی بالاتر از کشتن آن با صبر نیست.
4.قویترین پیروزی که یک نفر به دست می آورد چیرگی او بر خواسته های نفسانی اوست.
5.صداقت حقیقی قاموسی کامل برای همه ی معانی و صفات انسانی است.
6.اگر چنانچه نویسنده ای نیستی تا از تو فایده برند،خواننده ای باش تا خودت استفاده ببری.
7.اگر با جاهلان همنشین شدی خودت را در سطح عقلی آنان پایین میاور،بلکه بکوش که آنان را با سطح عقل خود بالا بکشی.
8.نصیحت بعد از پیشآمد چون نوشداروی پس از مرگ است.
9.وای و افسوس برکسی است که خانواده اش را به خیر و خوبی ترک کند اما با حالی بد و شر با خدایش مواجه شود.
10.هر نعمتی که انسان را به خداوند نزدیک نکند نقمت است.
11.رازت را تنها به یک نفر بگو ولی در مشورت با هزاران نفر مشورت کن.
12.بیشترین دروغگویان کسانی هستند که بیشتر در مورد خودشان سخن می گویند.
13.چه بسا که یک نظر مفیدتر از مال باشد و چه بسا که هوشیاری مفیدتر از مردان باشد.
14.هرکس که حرص را به قیمت قناعت بفروشد ثروت و مروت را بدست می آورد.
15.تشنگی مال شدیدتر از تشنگی به آب است.
16.عاقل مال را فدای سلامتی خود می کند،اما احمق سلامتی خود را فدای مال.
17.بالاترین معروف کمک به درمانده است.
18.محبت صادقانه چون خورشیدی است که کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.
19.هیبت سکوت را با رها کردن کلام از دست مده.
20.کسی که به هرچیز طمع کند همه چیز را ازدست می دهد.
21.نماز توشه ای است که شدت و سختی را از بین می برد.
22.بالاترین کلام گواهی دادن به اسلام است.
23.گذشت زمان موجب فراموشی دردها می شود.
24.برتوست که طمع کنی که منزلتت در نزد خداوند خوب باشد،در حالی که تو دوست داری که منزلتت در نزد مردم خوب شود.
25.پاسخ نرم ،خشم را از بین می برد.
26.نیک باش اگر می خواهی به تو نیکی کنند.
27.هرکس که بر روی زمین بخوابد سقوط نمی کند.
28.ترس از شکست موجب شکست تو می شود.
29.رعایت پدرت را بکن تا فرزندت مراعات تو را بکند.
30.خاک سیاه نان سپید می دهد.
31.انسان عاقل با نظر اول آخر کار خود را می داند.
32.مبانی حکایت کننده همت بانی است.
33.هرکس که اخلاقش نیکو شد جاده اش هموار می شود.
34.قویترین مردم کسی است که بر نفس خودش قوی باشد.
35.بلای انسان از زبان است.
36.ابتدای خشم جنون و انتهایش پشیمانی است.
37.چه بسا نابینا به رشد خود برسد،اما بینا در رسیدن به هدفش اشتباه کند.
38.معده فقیر محتاج غذاست و غذای ثروتمند محتاج معده است.
39.ناقص ترین مردم از نظر عقل کسی است که به پایین تر از خود ستم کند.
40.اگر می خواهی که که مردی را به قناعت برسانی عقلش را سیراب کن و اگر می خواهی که زنی را به قناعت برسانی قلبش را به دست آور و اگر می خواهی که همه را قانع کنی غرایزشان را بیدار کن!
41.حواس از جمله ی مهالک واوهام از جمله ی مسالک و عقل ها از جمله ی ممالک است،هرکس که نفس خود را از مهالک(هلاک کننده ها)رها سازد بر مسالک(مسلک ها) قدرت می یابد و هر کس که بر مسالک چیره شود بر ممالک شرف خواهد داشت،شرفی که او را به مالک(خداوند)خواهد رساند.
42.هیچ چیزی از علم عزیزتر نیست.پادشاهان بر مردم حکم می رانند و عالمان بر پادشاهان.
43.اخلاص را با استقامت و استقامت را با امیدواری و امیدواری را با اراده و اراده را با معرفت بشناس.
44.شرفی بالاتر از اسلام نیست و کرمی عزیزتر از تقوی وجود ندارد و شفاعت کننده ای موفق تر از توبه نیست و لباسی زیباتر از سلامتی وجود ندارد.
45.هرکس از شما که در میان خلق خدا کسی دیگر را ضعیف تر ببیند او متکبر است.
46.هرکس که از هوایش اطاعت کند،دینش را به دنیایش فروخته است.
47.از دست دادن کسب آسانتر است از الحاق ضرر.
48.آفت نصیحت،آشکار گفتن آن است.
49.راحتی قلب در کم بودن مشغولیت های آن است.
50.به جای دشنام دادن به تاریکی شمعی روشن کن!
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در یکشنبه سی ام تیر 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
اتلاف وقت درمحل کار
|
|
در جهان امروز، آمار در شناخت، پی گیری و حل مشکلات عمومی نقش بسیار مهمی دارد و به همین علت تمام کشورهای پیشرفته با آمارگیریهای سالانه نقاط ضعف و قوت خود را سنجیده و در صدد حل معضلات اجتماعی برمی آیند.
یکی از مشکلاتی که با همه گیر شدن اینترنت، گوشیهای تلفن همراه و خدمات مختلف آن و همچنین متکی بودن به کامپیوتر، به شدت موجب نگرانی کارفرمایان، روئسای ادارات و همچنین مراجعان شده است، افزایش شدید میزان اتلاف زمان کار توسط کارکنان شرکتها است. در گذشته ای بسیار نزدیک، مشکل بزرگ کارفرمایان، صحبت کردن بیش از حد و غیر ضروری کارکنان با یکدیگر و با "تلفن" بود، که علاوه بر منحرف کردن حواس دیگران از کار، زمان بسیاری از طرفین گفتگو را به خود اختصاص میداد. برای حل این مشکل در ادارات بزرگ، کابینهایی برای هر کارمند درنظر گرفتند و زمان استفاده از تلفن به شکل خودکار به 1 تا 3 دقیقه محدود شد. این روش تا مدتی عملی بود، اما آمار و ارقام نشان میدهند که دیگر چنین نیست : آمریکا به عنوان کشوری که تا مدتها از کمترین میزان اتلاف وقت در کار برخوردار بود، از آمار جدید بسیار شگفت زده شده است. کارمندان عادی آمریکایی، به گفته خودشان، به غیر از ساعت ناهار، روزی 2.09 ساعت از زمان کار خود را به هدر میدهند. بسیاری از مدیران برای کارکنان خود تا 1 ساعت اتلاف وقت روزانه را عادی میدانند اما 2.09 ساعت در روز برای هر نفر، یعنی چیزی معادل 759 میلیارد دلار ضرر مالی. حالا شما حساب کنید که کارها در ایران، که متاسفانه میزان اتلاف وقت اداری همیشه از درجه بالایی برخوردار بوده و حتا عده ای به شوخی ساعت کار مفید در ایران را "نیم ساعت" اعلام میکردند، با این تکنولوژی جدید چگونه انجام میگیرد. تحقیقات نشان میدهد که بیشترین عوامل وقت کشی در میان کارمندان، رسیدگی به امور شخصی از طریق اینترنت، پاسخ دادن یا فرستادن پیامهای اینترنتی یا پیامهای کوتاه بر روی تلفن همراه و همچنین بازیهای کامپیوتری و همچنین تلفن است. به خصوص که با داشتن تلفن همراه، زمان مکالمات تلفنی تحت کنترل نیست و به علت بی سیم بودن میتوان با آن به جاهایی دور از چشم رؤسا رفت و صحبت کرد. بیل کولمن (Bill Coleman) نایب رئیس ارشد مجله مهم اقتصاد اداری salary.com درباره وقت کشی با اینترنت میگوید: "بخشی از دلیل انجام چنین کاری، مقاومت ناپذیری افراد در برابر اینترنت است. اینترنت خود تجسم وسوسه است که روی میز کار شما نشسته. غرق شدن در کار پاسخ به ای - میلهای شخصی و گشت زنی در شبکه بسیار ساده انجام میگیرد. مهمتر از همه اینکه چنین مشغولیتهایی کاملا مانند کار به نظر میرسند و مچ گیری از این افراد مشکل تر و توجیه آن هم ساده تر است." رایج ترین عوامل اتلاف کننده وقت و روش مبارزه با آنها اگر شما در پنج روز هفته روزی یک ساعت وقت تلف کنید، در پایان سال - با احتساب دو هفته تعطیلی - بیش از 32 روز کاری 8 ساعته را هدر داده اید. با در دست داشتن تنها 24 ساعت در روز و 168 ساعت در هفته، آگاهی به ارزش زمان و استفاده صحیح از هر دقیقه بسیار اهمیت دارد. در اینجا به پنج مورد از رایج ترین عوامل "حواس پرتی" و کشنده وقت گرانبها به خصوص هنگام کار، اشاره شده است. اگر شما در پنج روز هفته روزی یک ساعت وقت تلف کنید، در پایان سال بیش از 32 روز کاری 8 ساعته را هدر داده اید. نرم افزار نامناسب : با افزایش انواع نرم افزارهای مخصوص عملیات حسابداری، مدیریت پروژه، مدیریت شبکه و مانند اینها، شما میتوانید در انتخاب برنامه بیشتر وسواس به خرج دهید. اما از طرفی انتخاب یک برنامه جدید، به صرف تازه بودن آن صحیح نیست. از مهمترین مواردی که در انتخاب برنامه باید در نظر داشته باشید، کاربرد ساده، سودمندی ، پشتیبانی و همچنین امکان افزودن بخشهای تازه به برنامه قدیمی تر است. یک برنامه میتواند برای کسی بسیار مفید و برای دیگری بی ارزش یا بیش از حد گیج کننده باشد. از طرفی ممکن است برنامه ای دارای بخشها و امکاناتی باشد که برای شما کاربردی ندارند و تنها فضای دستگاه شما را اشغال کرده، موجب کندی کار و همچنین اتلاف پول شما میشوند (این مورد آخر بیشتر در مورد برنامه های اوریژینال صحت دارد نه کپیهای موجود در بازار ایران). وقفه ها : هنگامی که مشغول انجام کار مهمی هستید، درب دفتر خود را ببندید یا از همکاران خود بخواهید مدتی با شما کاری نداشته باشند. دستگاه تلفن ثابت و همراه را روی "سکوت" بگذارید. اگر پاسخ دادن به تلفن یا پیامهای کوتاه SMS برایتان یک عادت شده است، از روزی نیم ساعت شروع کنید و در طی این زمان به تلفنها و پیامها پاسخ ندهید. کم کم این مدت را افزایش دهید. به تعویق انداختن اجرا : هنگامی که برای یک مشکل چند راه حل در دست دارید، تصمیم گیری برای انتخاب مسیر مشکل میشود. به جای هدر دادن وقت برای اندیشیدن و سنجیدن هر راه حل، تا جایی که آخرین فرصت تحویل را هم از دست بدهید، یک روش را به طور قطعی انتخاب کنید و برای محکم کاری، یک برنامه دیگر را هم در نظر داشته باشید که در صورت موفق نبودن روش اول، از دومی استفاده نمایید. فردی که هنگام تصمیم گیری دو دل باشد، شخصی متزلزل، اتکا ناپذیر و غیر حرفه ای به نظر میرسد. برای پرهیز از این سه صفت، در تصمیم گیریهای خود، آگاه و مصمم عمل کنید. تلفنهای طولانی : هنگامی که با شخصی تماس میگیرید که شهرت بدی در پرحرفی دارد یا اصولا با "شما" بیش از حد صحبت میکند، از همان ابتدا به او بگویید که تنها چند دقیقه برای گفتگو وقت دارید. سپس کار خود را مطرح کنید و پس از گرفتن اطلاعات لازم یا پاسخ دادن به خواسته او، ارتباط را قطع نمایید. اگر شخص مورد نظر گفتگوی بی هدفی را آغاز کرد، به او یادآوری کنید که باید بروید و اگر لازم باشد، بعدا به او تلفن خواهید کرد. نکته مهم در اینجا است که تا زمانی که "لازم" نباشد به چنین افرادی تلفن نکنید و در پاسخ به تلفنهای غیر کاری، از جمله "بعدا به تو زنگ میزنم" استفاده کنید. گشتن به دنبال گم شده ها : اگر پرونده ها، منابع اطلاعاتی و مراجع، نوشت افزار و خلاصه تمام مواد مورد نیاز کار خود را مرتب کنید و هر روز تمام اطلاعات یا محصولات وارد شده به دفتر خود را در جای خودشان قرار دهید، در وقت خود بسیار صرفه جویی خواهید کرد. گشتن به دنبال پرونده، نامه یا حتا خط کش گمشده، نه تنها وقت شما را به هدر میدهد، بلکه در موارد اضطراری موجب پریشانی و درهم ریختگی بیشتر شده و بیش از آنچه تصور کنید بر نتیجه کار شما تاثیر منفی خواهد داشت.
روی دیگر سکه یک اخطار اگر متوجه شده اید که هنگام کار وقت زیادی را به هدر میدهید، بهتر است به این پرسشها پاسخ دهید : • آیا احساس میکنید باید مسئولیتهای بیشتری بر عهده داشته باشید؟ 32.2 درصد افرادی که در یک آمارگیری شرکت کرده اند، دلیل شماره یک برای اتلاف وقت را "نداشتن کار کافی" عنوان کرده اند. بیل کولمن در این رابطه میگوید: "یک کارمند وظیفه دارد به مقام بالاتر خود اطلاع دهد که از نظر زمانی در دسترس بوده و میتواند کار بیشتری انجام دهد." و می افزاید: "اگر پشت میز خود نشسته اید و مشغول برنامه ریزی برای تعطیلات یا رویا پردازی هستید، به عنوان یک کارمند کار خود را انجام نمیدهید، زیرا هرچند به نظر میرسد که مشغول کار هستید، اما اینطور نیست" • آیا تحت نظر هستید؟ احتمال اینکه وقت گذرانی شما مورد توجه رئیس یا مدیر قسمت خودتان قرار گرفته باشد بسیار زیاد است. به گفته کولمن: "بدون شک کارفرمایان به بازده کار توجه دارند و به خوبی میدانند چه کسی کار خود را انجام داده و چه کسی به آن بی توجه است." اگر قدر دان شغل خود هستید، با دقت به ؟آن بپردازید و گذشته را جبران کنید. به رئیس خود بگویید که از بازده خود راضی نبوده اید و در صدد جبران آن هستید. • آیا زمان آن رسیده که به دنبال شغل جدیدی باشید؟ اتلاف وقت در کار میتواند نشانه نارضایتی از کار باشد. اگر متوجه شده اید که به طور فزاینده ای به کارهای بی مورد و به عبارتی "وقت کشی" میپردازید، از خود بپرسید که واقعا زمان و عمرتان چه ارزشی دارد. شاید موقع آن باشد که زمان و نیروی خود را صرف انجام کاری نمایید که از آن لذت میبرید. در غیر این صورت نه تنها عمر و نیروی خود را به هدر داده اید، بلکه برای هیچ کس مفید واقع نشده اید. |
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: واقعیت های امروزی
اشتباهات زندگی
اشتباهات زندگی 1-خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران 2-نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست 3-عدم حذف غیرممکن در زندگی ...
1-خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران 2-نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست 3-عدم حذف غیرممکن در زندگی 4-ترس از ریسک کردن برای پیروزی 5-محدود دیدن 6-اهداف شما قربانی افکار دیگران 7-فکر کردن به محدودیتها قبل از اقدام به عمل 8-باز کردن ذهن به روی هر نوع فکر 9-باور به شانس بد 10-ندیدن عواقب و پیامدها 11-در اندیشه گذشته 12-سطحی نگری 13-عبرت نگرفتن از شکست
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
باغهای معلق بابل
باغهاي معلق بابل در سال 1898 ميلادي باستانشناس آلماني « روبرت كلدوي » ، در حدود 90 كيلومتري جنوب بغداد در عراق امروز در سواحل رود فرات جستجو در پي ويرانه ها و بقاياي شهر غرق شده ي بابل را آغاز كرد.
بابل كه در عهد عتيق (تورات ــ كتاب آسماني موسي) از آن با همين نام ياد شده است ، در تاريخ بيش از سه هزار ساله ي خود سه بار تا پي ديوارهاي شهر منهدم شده و همواره ديگر بار از نو ساخته شده بود ، اما در نهايت اين شهر در قرنهاي 6و 5 پيش از ميلاد تحت سلطه و حكمراني فارسها و مقدونيها قرار گرفت.
بابل نخستين شهر جهاني تاريخ بشريت محسوب مي شود و قبل از هر چيز به خاطر سه اثر ساختماني برجسته ، كه براي اهل فن و حرفه ي زمان خود جنجال برانگيز محسوب مي شدند ، يعني: براي برج بابل ، براي ديوارهاي عظيم و مستحكم كه به دور شهر كشيده شده بود و براي باغهاي معلق سميراميس ، مشهور و معروف شده بود.
« كلدوي » از سوي شركت « آلمان ــ مشرق زمين » در برلين مأموريت داشت به جستجوي اين سه اثر هنري فني عجيب بپردازد و آنها را از دل زمين حفاري كند . اين باستانشناس 18 سال از عمر خود را در اجراي اين مأموريت سپري كرد ؛ او براي اين كه بتواند با توده ي عظيم خرابه ها و ويرانه ها دست و پنجه نرم كند دستور داد يك خط كامل نقاله ي حفاري براي انجام اين كار از اروپا به محل بياورند ــ و او در كار خود موفق شد. او برج بابل را يافت ، معبدي بزرگ و مطبّق و در عين حال درون پُر كه به افتخار خداي كشور بابل ، « مردوك » برپا شده بود . در هر صورت ، از اين اثر ساختماني كه ارتفاع آن 90 متر بوده و بر روي سطح چهار گوشي كه هر ضلعش نيز 90 متر طول داشته ، بنا شده بود ؛ تنها تعدادي از پايه هاي اصلي بنا و تل عظيمي از خاكهاي آثار مخروبه باقي مانده بود.
« كلدوي » همچنين ديوار شهر بابل را ، كه عظمتش تعجب جهانيان زمان خود را برانگيخته بود ، پيدا كرد: ديوار بقدري عريض بود ، كه دو ارابه ي اسبي مي توانستند روي آن براحتي در كنار هم حركت كنند. اين ديوار ، تمام شهر ، مجتمع قصرها و نيز يك قطعه زمين مسطح و بزرگ را در بر مي گرفت. اين قطعه زمين احتمالاً براي مردمي كه خارج از ديوار زندگي مي كردند ، هنگام حمله ي احتمالي دشمن به عنوان پناهگاه در نظر گرفته شده بود. « كلدوي » از اين اثر ساختماني عظيم نيز فقط پايه هاي اصلي ديوار را كه تا 12 متر ارتفاع داشتند و تل عظيمي از ويرانه ها را يافت. اما باغهاي معلق معروف كجا بود؟
اين پژوهشگر آلماني پس از اينكه سالهاي طولاني سختكوشانه و با ناكامي به دنبال اين اثر ساختماني گشته بود ، يك روز در گوشه ي شمال شرقي مجتمع بي حد و مرز كاخهاي سلطنتي ، در عمق يك متري از سطح خاك و خرابه ، به ساختماني برخورد كه مشابه آن را تا به حال هرگز نديده بود ؛ اين پي از دوازده اتاق باريك و دراز كه اندازه يكديگر بودند تشكيل مي شد ، كه ــ بر خلاف تمام ديگر آثار ساختماني كشف شده در بابل ــ از سنگِ تراش داده درست شده بود. اين دوازده اتاق در دو سوي يك راهروي مياني رديف شده بودند ؛ سقف اين اتاقها از آجر (خشت پخته) بنا شده و چنان محكم و قطور بود ، كه ظاهراً منظور از ساخت آن تحمل بارهاي سنگين بوده است. ديوارها و ستونها تا 7 متر قطر داشتند. چيز ديگري كه كلدوي در اين خرابه ها درست در كنار اثر ساختماني طاقْ گنبدي دوازده اتاقه كشف كرد ــ كه كمتر از آن اتاقهاي نادر ، عجيب نبود ــ يك حلقه چاه بود. اين چاه از يك دهانه ي حلقويِ مركزي و دو دهانه ي گوشه دار كوچكتر تشكيل شده بود. چرخ چاهي كه به اين چاه تعلق داشته و احتمالاً از چوب و طنابهاي كلفت تشكيل مي شده ، باقي نمانده بود . كلدوي مدتي طولاني انديشيد ، كه اين زير زمين طاقْ گنبدي ، زماني چه چيزي را مي توانسته تشكيل بدهد ــ آنگاه او پاسخ را يافت. او در بسياري از نوشته هاي يونانيان و روميان ، و همچنين بر روي كتيبه هاي سنگي خط ميخي زمان بابليها ، سرنخهايي به دست آورد كه در بابل فقط در دو نقطه سنگِ تراش داده به كار رفته بوده است: در ديوار شمالي « قصر » يا كاخ و سراي سلطنتي بابل ، و در « باغهاي معلق سميراميس ». سنگهاي تراش داده شده ي قصر را « كلدوي » قبلاً يافته بود ــ بنابراين زير زمين طاقْ گنبدي مي بايست متعلق به « باغهاي معلق » مشهور مي بود.
« كلدوي » از ادبيات جامع موجود درباره ي بابل قديم ، فقط مي توانست يك تصوير درباره ي شكل ظاهري باغهاي معلق سميراميس نزد خود مجسم كند: احتمالاً روي زيرزمين طاق گنبدي يك ساختمانِ مركزيِ تراس گونه با تراسهاي مطبّق قرار داشته است. هر تراس حدود 5 متر بالاتر از تراس زيري خود واقع بوده و با سطوح سنگي به طول 45/5 متر و عرض 35/1 متر فرش شده بوده است.
بر روي هر يك از سطوح سنگي ، يك لايه حصير آغشته به قير ، كشيده شده و روي آن با دو لايه آجر كوره ، فرش و درزهاي ميان آجرها با گچ گرفته شده بوده است. دوباره بر روي اين طبقه ي آجري ، يك لايه سرب ريخته شده بوده كه از نشت رطوبت به طبقات زيرين جلوگيري كند.
در نهايت بر روي لايه ي سربي ، يك لايه خاك به ارتفاع 3 متر قرار داشته كه باغ اصلي را ــ كه در آن حتي درختان بلند هم ميتوانستند برويند ــ تشكيل ميداده است.
كلدوي » پيروزمندانه به برلين گزارش داد: « من باغهاي معلق را يافته ام » اما پيروزي او براي مدت زيادي دوام نيافت. هنوز كشف او به زحمت معروف شده بود ، كه درباره ي آن شك و ترديد پيدا شد.
ديگر پژوهشگران نيز با تكيه بر نوشتارهاي عهد باستان تلاش كردند ثابت كنند كه باغهاي معلق در مكاني كه « كلدوي » حدس ميزد ، نميتوانسته بنا شده باشد. برخي از اين پژوهشگران گفتند كه « باغهاي معلق » درون محوطه ي كاخها نبوده ، بلكه در كنار آن قرار داشته است. برخي ديگر بر اين باور بودند كه باغها نه در محوطه ي قصرها و نه در كنار آن بوده ، بلكه دور از محوطه ي كاخها و درست در كناره ي رود فرات قرار داشته ، و تعدادي هم حتي ادعا كردند كه باغها نه در كناره ي رود ، بلكه بر فراز رودخانه ، گويا بر روي پل عريضي ــ كه بسيار پهنتر از بستر رودخانه بوده ــ قرار داشته است!
مشخص نيست كه كدام يك از اين فرضيه ها درست و كدام اشتباه است. احتمالاً اين معما در آينده نيز حل نخواهد شد.
همچنين معلوم نيست كه چرا « باغهاي معلق » به سميراميس نسبت داده شده است. « سميراميس » ملكه ي افسانه اي بابلي ــ آشوري بوده كه اگر واقعاً وجود خارجي هم داشته ــ مي بايد قرنها پيش از ساخت و ايجاد « باغهاي معلق » ميزيسته است. در مورد اينكه آيا ملكه اي هم ، كه در زمان ساخت باغ در بابل ميزيسته ، سميراميس نام داشته است ، دليل و مدركي وجود ندارد.
به اين ترتيب « باغهاي معلق » كه در فهرست اسامي عجايب هفتگانه ي « آنتيپاتروس » در مقام دوم از آن نام برده شده است ، از تمام عجايب هفتگانه ي ديگر كمتر مورد پژوهش و تحقيق قرار گرفته است.
تنها نكته ي مسلم و مطمئن اين است كه باغهاي معلق در بابل قرار داشت و بنيانگذار آن پادشاه بابلي نبوكد نصر دوم (605 ــ 562 پيش از ميلاد) بود ــ پادشاهي كه حكومت خود را به بالاترين حد شكوفايي تاريخ زمان خود رسانيد.
اما نظریه دیگری هم وجود دارد
پس از از زير خاك درآوردن خرابه هاي بابل باستان در صد سال پيش هزارن لوح گلي و سنگي با خط ميخي از زير خاك استخراج شد و حتّي يك اشاره كوچك هم در هيچكدام به باغهاي معلّق بابل نشده بود!!!!
در طی مصاحبه با يك پروفسور آمريكايي باستانشناس ايشان ادّعا كردند اين مورخين يوناني بودند كه صدها سال پس از ساخته شدن چنين باغهايي(چنانكه خود ادّعا كرده اند) از ساخته شدن باغهاي معلّق به دستور نبوكد نصر آنهم در بابل خبر دادند.درحاليكه در يكصد سال گذشته هيچ سندي از هزاران لوح گلي بابل حتّي اشاره اي به وجود اين باغها ندارد.با توجّ به اينكه شاهان باستاني بعيد به نظر ميرسد چنين اثر معماري نبوغ آميزي را بسازد و در هيچ سند خود از آن ياد نكند!
ايشان معتقد بودند كه باغهاي معلّق نه در بابل بلكه در نينوا و آنهم صدها سال قبل از نبوكدنصر بدست شاه مقتدري بنام Sennacherib كه در واقع يك نابغه فن معماري بوده است .. ساخته شده. و جالب اينكه ده ها تصوير نقش برجسته از اين باغها و نيز يك لوح گلي بزرگ را كه شرح دقيق ساخت باغها بود در اين مستند نشان داد.Sennacherib درواقع بنيانگزار پادشاهي آشور در ۷۰۰ قبل از ميلاد به پايتختي نينوا بود. Sennacherib براي آبياري باغهايش طبق محاسبه دانشمندان به روزي حدود ۳۰۰ هزار كيلو آب نياز داشته. و از آنجا كه سطح باغ ها از رودخانه خيلي بالاتر بوده سيستمي عجيب را ابداع كرده بود.
استوانه هايي كه درونشان ميله اي چوبين قرار داشت و دور ميله توسط پوست درخت نخل مارپيچ هايي درست كرده بودند كه با چرخش مارپيچ آب از پائين به بالا منتقل ميشد. و عجيب اينكه اين سيستم در جهان علم با نام معروف پيچ يا مارپيچ ارشميدس خوانده ميشود و از روح اين لوح نشان داده شد كه دقيقاً ۴۰۰ سال قبل از ارشميدس اين Sennacherib بوده كه با همين سيستم باغهاي افسانه اي خود را آبياري ميكرده.آنهم ۳۰۰ هزار كيلو آب در روز!!
مطابق محاسبه باستان شناسان براي اين كار به حداقل ۱۸ زنجيره از اين وسايل از رودخانه به بالاي باغهايش احتياج داشته.
زماني كه باغهاي معلق به وجود آمد ، بابلي ها تاريخي به قدمت تقريباً 3000 سال را پشت سر داشتند. بابل كه در قسمت سفلاي رود فرات قرار داشت ، نخست مسكن سومريها (قومي كه حدود 3000 سال پيش از ميلاد در بين النهرين ميزيستند) بود ، سپس توسط مهاجران اكدي كه حدود 2600 سال قبل از ميلاد به بابل آمدند ، اشغال و تسخير شد و 500 سال پس از آن توسط اقوامي كه از شمال بين النهرين به آنجا آمدند ، تحت سلطه قرار گرفت و مأوا و مسكن آنها شد. پس از يك دورانِ كوتاه شكوفايي تحت سلطنت شاه حمورابي (1728 ــ 1686 پيش از ميلاد) ، پشت سر هم « هيتيت » ها (قومي باستاني كه در آسياي صغير و سوريه ميزيستند و داراي تمدني درخشان بودند و در حدود قرن 18 الي 12 قبل از ميلاد زندگي ميكردند و در قرن 12 قبل از ميلاد توسط مردم افروغيه و آشور برافتادند) از شرق آسياي صغير ، كاسيان (قومي كهن از كوه نشينان نواحي زاگرس) از ايران و آشوريها كه در سرزمينهاي پر محصول بين دجله و فرات ميزيستند ، بر بابل تسلط يافتند.
در سال 626 پيش از ميلاد ، نبوپولاسار ، يكي از شاهزادگان اقوام كلداني كه در جنوب بابل زندگي ميكردند ، عليه رژيم ستمگر آشوريها سر بلند كرد. هر دو شهر آشوري يعني « آشور » و « نينوا » كاملاً نابود شدند. كشور پادشاهي بزرگ آشور بين « كلدانيان » و « مادها » تقسيم شد. « نبوپولاسار » شاه امپراتوري جديد بابل ، جنوب و غرب آشور ، بين النهرين ، سوريه و فلسطين را از آنِ خود كرد و مادها باقيمانده ي سرزمينهاي وسيع آشوريها را به خود اختصاص دادند.
زماني كه باغهاي معلق به وجود آمد ، بابلي ها تاريخي به قدمت تقريباً 3000 سال را پشت سر داشتند. بابل كه در قسمت سفلاي رود فرات قرار داشت ، نخست مسكن سومريها (قومي كه حدود 3000 سال پيش از ميلاد در بين النهرين ميزيستند) بود ، سپس توسط مهاجران اكدي كه حدود 2600 سال قبل از ميلاد به بابل آمدند ، اشغال و تسخير شد و 500 سال پس از آن توسط اقوامي كه از شمال بين النهرين به آنجا آمدند ، تحت سلطه قرار گرفت و مأوا و مسكن آنها شد. پس از يك دورانِ كوتاه شكوفايي تحت سلطنت شاه حمورابي (1728 ــ 1686 پيش از ميلاد) ، پشت سر هم « هيتيت » ها (قومي باستاني كه در آسياي صغير و سوريه ميزيستند و داراي تمدني درخشان بودند و در حدود قرن 18 الي 12 قبل از ميلاد زندگي ميكردند و در قرن 12 قبل از ميلاد توسط مردم افروغيه و آشور برافتادند) از شرق آسياي صغير ، كاسيان (قومي كهن از كوه نشينان نواحي زاگرس) از ايران و آشوريها كه در سرزمينهاي پر محصول بين دجله و فرات ميزيستند ، بر بابل تسلط يافتند.
در سال 626 پيش از ميلاد ، نبوپولاسار ، يكي از شاهزادگان اقوام كلداني كه در جنوب بابل زندگي ميكردند ، عليه رژيم ستمگر آشوريها سر بلند كرد. هر دو شهر آشوري يعني « آشور » و « نينوا » كاملاً نابود شدند. كشور پادشاهي بزرگ آشور بين « كلدانيان » و « مادها » تقسيم شد. « نبوپولاسار » شاه امپراتوري جديد بابل ، جنوب و غرب آشور ، بين النهرين ، سوريه و فلسطين را از آنِ خود كرد و مادها باقيمانده ي سرزمينهاي وسيع آشوريها را به خود اختصاص دادند.
هنگامي كه « نبوپولاسار » در سال 605 پيش از ميلاد در گذشت ، پسر او « نبوخد نصر » بر تخت نشست. او كشور خود را با جنگهاي بيشمار ، تبديل به قدرت جهاني زمانِ خود كرد و همزمان پايتخت كشورش « بابل » را تبديل به بزرگترين ، جديد ترين و پرشكوهترين شهر جهان در آن روزگار كرد.
« نبوخد نصر » ، « اساگيلا » را كه معبد مركزي و اصلي خداي امپراتوري بابل ، مردوك (گوساله ي خداي خورشيد) بود ، بازسازي كرد و دور تا دور معبد ، تأسيسات عظيم مجلل و باشكوهي به وجود آورد. او ساختمان برج مطبق 90 متري « اتمنانكي » را كه معبد ديگري براي « مردوك » بود دوباره آغاز كرده و به پايان رسانيد. اين معبد بعدها در تاريخ به « برج بابل » موسوم شد. « نبوخد نصر » دستور داد براي جشنهاي مجلل و باشكوهِ بيشماري كه تقريباً همه روزه در بابل برپا ميشد ــ و به اين شهر لقب « بابل گناهكار » داده بود ــ يك خيابان عظيم ، مخصوص سان و رژه و مراسم جشن بسازند كه شكوه و جلال آن در جهانِ آن روز ، مثال و مانندي نداشت. او دو كاخ بزرگ پادشاهي ساخت و دستور داد با بناي يك ديوار حلقوي دو جداره كه قبلاً از آن صحبت شد ، حصاري به دور شهر به وجود آورند تا شهر و ساكنان آن از ايمني كامل برخوردار باشند. خيابانهاي پهن و مجلل از طريق دروازه هاي بزرگي كه در اين برج و بارو ايجاد شده بود ، خارج شهر را به داخل شهر وصل ميكرد و در دو طرف اين خيابانها ، كاخها و معابد زيادي كه تازه برپا شده بود ، وجود داشت. دروازه و خياباني كه به نام « ايشتار » الهه ي جنگ و عشق ، ناميده شده بود ، با تصاوير برجسته ي جانوران بر روي سنگهاي مينا (سنگهاي لعابي) تزيين شده بود. بر طبق نوشته هاي به دست آمده از يك كتيبه به خط ميخي ، در شهر بابل 53 معبدِ خدايان بزرگ ، 55 معبد كوچكتر مردوك ، 300 مجتمع معبدي كوچكتر خدايان زميني و 600 مجتمع معبدي خدايان آسماني ، 180 محراب ايشتار و 200 محراب ديگر براي ديگر خدايان وجود داشته است!
مهمانان و بازديد كنندگان از سراسر سرزمينهاي بيگانه به اين شهر مي آمدند تا عظمت و شكوه آن را ديده و مورد تحسين و ستايش قرار دهند. در خيابانهاي شلوغ شهر علاوه بر اين مهمانان ، احتمالاً نخستين جهانگردان تاريخ ، سربازان ، جيب بُرها ، غيبگوها و فالگيرها ، نوازندگان دوره گرد و مهمتر از همه بازرگانان ــ كه با كاروانهاي خود آمده بودند تا كالاهاي خود را از تمام سرزمينهاي غني و آباد عرضه نمايند ــ يافت ميشدند. در بازارهاي بابل ، ارغوان از فنيقيه ، كندر از عربستان ، فرش و سنگهاي زينتي از ايران ، قلع از انگلستان ، نقره از اسپانيا ، مس و طلا از مصر و ادويه و عاج فيل از هندوستان عرضه ميشد. علاوه بر بازرگانان ، تعداد بيشماري هنرمند و كارشناسان صنايع دستي به بابل مي آمدند. آنها ميدانستند ، صابون چگونه ساخته ميشود و پارچه را چگونه رنگ ميكنند. آنها ميتوانستند فلزكاري و ريخته گري كنند و جامهاي شيشه اي توليد نمايند. همچنين پزشكان زيادي در بابل حضور داشتند كه سنت قديم « هنر سالم سازي » را ــ پزشكي در آن زمان هنر محسوب ميشد ــ پيشه كرده و حتي عملهاي جراحي بسيار سختي را انجام ميدادند. چون اين پرشكان ، مانند تمام بابليهاي ديگر اين اعتقاد را داشتند كه هر چيزي كه براي انسان اتفاق مي افتد ، خواست خدايان و در دست خدايان است ، هر گونه معالجه ي پزشكي با مراسم دعا و اوراد خواني همراه بود.
زندگي و كار و تلاش در شهر و روستا بر اساس قوانيني تنظيم ميشد كه حدود 1200 سال پيش از آن توسط شاه قديم بابل حمورابي (1728 ــ 1686 قبل از ميلاد) به وجود آمده بود. اين قوانين ، كه قديمي ترين قانونهاي جهان محسوب ميشوند ، بسيار سخت بودند: دستهاي دزدان را قطع ميكردند ، مجرمان براي جرائمي ديگر كور ميشدند ، يا قير مذاب بر روي آنها ريخته ميشد و يا بيني و گوشهاي آنها بريده ميشد! پزشكان براي عملهاي جراحي اشتباه ، جان خود را از دست ميدادند. اگر زني به همسر خود خيانت ميكرد و يا از انجام وظايف زناشويي و خانه داري خود سر باز ميزد ، جان ميباخت. در مورد مردان ، قانون نرمي و انعطاف بيشتري داشت: البته آنها بطور رسمي حق داشتند فقط يك همسر اختيار كنند ؛ ولي اگر مردي يك يا چند معشوقه هم داشت ، چشم پوشي ميشد. در دوراني كه بابل تنها در طول چند دهه تبديل به شهر پيشتاز زمان خود گرديد ، « بخت النصر دوم » قسمت اعظم دوران پادشاهي 43 ساله ي خود را در جنگها و لشكر كشيهاي متعدد به سر آورد. او با آشوريان طغيانگر در شمال و سوريها در غرب و مهمتر از همه با يهوديان در فلسطين ــ كه با مصريان متحد شده بودند ــ به جنگ پرداخت. او در سال 587 قبل از ميلاد ، شهر اورشليم را تا پي ساختمانها نابود كرد. ساكنان اين شهر ، آنهايي كه از جنگ جان سالم به در برده بودند ، به اسارت بابليها در آمده و به بابل برده شدند. بسياري از تاريخنگاران ادعا ميكنند كه بخت النصر براي پيشبرد كارهاي ساختماني بابل به اين اسيران نياز داشته است. در اين زمان بود كه باغهاي معلق ، دومين اثر از عجايب هفتگانه ، به وجود آمد. اين بنا احتمالاً هديه اي از طرف بخت النصر به همسرش ، يك شاهزاده خانم ايراني ، بوده ــ همانطور كه قبلاً اشاره شد ــ معلوم نيست كه اين شاهزاده خانم واقعاً همنام ملكه ي افسانه اي آشوري « سميراميس » بوده است يا خير؟
بنا بر گزارشهاي تاريخي موجود ، بخت النصر دستور داد باغهاي معلق را بسازند تا غيبتهاي طولاني خود را نزد ملكه جبران كند ، و همچنين براي همسرش در جلگه ي يكنواخت فرات ، خاطره ي كوچكي از كوهستانهاي پوشيده از جنگل وطنش ايران را فراهم آورد.
ايجاد باغهاي سلطنتي در زمينهايي كه اصولاً مختص كشاورزي نبودند ، مسئله ي جديدي نبود. پيش از آن پادشاه ، ظاهراً مجنون آشوري « سان حريب » (705 ــ 681 قبل از ميلاد دستور داده بود ، به دور معبد خداي سرزمينش « آشور » در نينوا سوراخهايي در كف صخره ايِ آن حفر كنند. اين سوراخها از طريق كانالهاي زير زميني كه آب در آنها جاري بود ، به يكديگر متصل بودند ؛ آنگاه اين سوراخها با خاك پر شد و به اين ترتيب پي مناسب براي باغ فراهم آمد.
البته اين باغ آشوري ، قابل مقايسه با « باغهاي سميراميس » نبود. برابر نوشته هاي همرأي و مشابه نويسندگان يوناني و رومي در زمان احداث باغهاي معلق و نيز نويسندگان يوناني و رومي زمانهاي سپسين ، باغهاي معلق سميراميس چه از نظر زيبايي و جلال و شكوه و تأسيسات و چه از نظر گوناگوني و تعدد نوع گياهان و گلها ، در جهان آن روزگار بي مثال و بي همتا بود.
بخت النصر به تمام سربازان خود دستور داده بود كه هنگام لشكر كشي هاي خود به سرزمينهاي دور ، هر آنچه را كه از گياهان ناشناخته مي ديدند ، از ريشه در آورده و با سرعت ، آنها را به بابل ارسال دارند. به ندرت كارواني پيدا ميشد كه گياهي جديد از سرزمين خود نياورده باشد و به ندرت كشتيهايي پيدا ميشدند كه يك روئيدني جديد را از سرزمينهاي دوردست نياورده باشند. به اين ترتيب در بابل يك باغ بزرگ رنگارنگ ايجاد شد كه نخستين باغ گياهشناسي جهان به شمار مي آمد.
احتمالاً هر يك از هفت تراس ، باغي مخصوص به خود داشت. از اين رو به باغ بابل كلمه ي جمع « باغهاي معلق » اطلاق ميشده است. با اين وجود اين هفت تراس و تأسيسات مستقل با هم يك مجموعه ي كامل را ميساختند: در لبه ي خارجي هر تراس هزاران گياه پيچك و بالارونده و آويز روييده بوده ، كه تا باغ تراس زيرين خود امتداد مي يافتند و به اين ترتيب از هفت باغ مجزا يك مجموعه ي كامل ميساختند. يك كوه بزرگ سبز با شيب تند با تعداد بيشماري از درختان ، پرچينها ، بيشه ها و گلها كه در مجموع آويزان و يا معلق به نظر مي آمدند ــ و از اين جهت به اين مجموعه ، صفت باغهاي « معلق » داده شده است.
برده ها به ويژه در تابستان كه درجه ي حرارت تا 50 درجه ي سانتي گراد بالا مي رفت ، بدون وقفه از چاه آب ميكشيدند و آب را به داخل كانالهاي كوچك متعدد ميراندند. از طريق اين كانالها آب از بالاترين طبقه ي باغ به تمام شبكه هاي پايين تر تأسيسات جاري ميشد. در تمام طبقات ، جويبارها و آبشارهاي كوچك جريان داشت ؛ درون حوضها و بركه هاي كوچك ، اردكها و مرغابيها شنا ميكردند و قورباغه ها ميخواندند ؛ زنبورها ، پروانه ها و سنجاقكها از اين شكوفه به آن شكوفه مي پريدند ــ و در حالي كه شهر بابل زير تيغ آفتاب گرم تابستان بود ، « باغهاي سميراميس » فارغ از محنت كم آبي و گرما ، شكوفا و سبز و خرم بود. به طور مسلم اين ــ دوگانگي و تضاد در يك محيط ــ بود كه باغ بابل را در مقام پرافتخار دوم ، در فهرست عجايب هفتگانه ي جهان قرار داد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: دنیای عجایب
عجایب هفتگانه - مقبره هالیکارناسوس
Mausoleum Halicarnassus این مقبره واقع در بودروم (Bodrum) ترکیه که در زمانهای قدیم هالیکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زمانی که پارسیان حکومت خود را تا بین النحرین، هند شمالی، سوریه، مصر و آسیای صغیر گسترش داده بودند، با توجه به وسعت مملکت، یک شاه بدون کمک حکام محلی قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود. سرزمین کاریا (Caria) واقع در غرب آسیای صغیر(ترکیه) به قدری از پایتخت دور بود که به نوعی مستقل و خودگردان به شمار می آمد. در طی سالهای 377 تا 353 قبل از میلاد، شاه ماسولوس Mausollos بر این منطقه حکومت میکرد و پایتخت خود را به هالیکارناسوس منتقل کرد. در زندگی این شاه هیچ نکته مهمی به غیر از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ایده این پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتمیسیا به وجود آمد.این بنا در حدود سال 350 قبل از میلاد، سه سال پس از مرگ شاه و یک سال پس از مرگ آرتمیسیا، تکمیل شد.
به مدت 16 قرن، مقبره در شرایط خوبی برجا ماند تا یک زلزله موجب آسیب دیدن سقف و ستونهای آن شد. در اوایل قرن 15 میلادی، شوالیه های سنت جان St John از مالتا Malta، این ناحیه را اشغال کرده و از سنگهای مقبره برای ساختن یک قلعه نظامی استفاده کردند. این قلعه عظیم همچنان پابرجاست و سنگهای براق و مرمرهای مقبره در میان دیوارهای آن قابل تشخیص هستند. تعدادی از مجسمه های موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداری میشوند.
شرح کوتاهی از بنا بقایای مقبره هالیکارناسوس در بودروم ترکیه تحقیقات باستانشناسی و شرح مفصل و پر جزئیات مورخین باستانی تصویر روشنی از این مقبره به دست داده است. بنا دارای زیربنای چهارگوشی به ابعاد 30 در 40 متر بوده و جایگاه مخصوص سلطنتی پلکان دار که زوایای آن با مجسمه هایی تزئین شده بر روی آن قرار گرفته بوده است.اتاق آرامگاه و تابوت مرمرین با طلا تزئین شده و با ستونهای ایونیک محاصره شده بوده است. سقف هرمی شکل مزین به مجسمه های متعدد بر روی ردیف ستونها قرار داشته است. نوک این آرامگاه با مجسمه یک ارابه که توسط چهار اسب کشیده میشده، آراسته شده بوه است.
ارتفاع کلی این مقبره حدود 45 متر محاسبه شده که از این مقدار، 20 متر مربوط به جایگاه مخصوص، 12 متر برای ستونها، 7 متر سقف هرمی و 6 متر مربوط به مجسمه ارابه بوده است. زیبایی این مقبره نه تنها به خاطر خود بنا که به دلیل وجود مجسمه هایی است که طبقات مختلف آنرا آراسته اند. در میان این مجسمه ها دهها مجسمه در اندازه طبیعی و همچنین بسیار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شیر، اسب و حیوانات دیگر به چشم میخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، بریاکسیس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas و تیموتئوس Timotheus، چهار طرف این بنا را تزئین کرده اند. مقبره هالیکارناسوس به دلیل اینکه به خدایان یونان قدیم تقدیم نشده، جایگاه بسیار ویژه ای در تاریخ دارد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: دنیای عجایب
گردشگری جنسی چیست ؟
گردشگری جنسی گسترش سريع و روزافزون شبكه اينترنت، به تبليغات صنعت گردشگري جنسي به ويژه جهت ساكنان اروپاي غربي و آمريكا، رونقي دوچندان بخشيده است.
در اين تبليغات خدماتي نظير تورهاي جنسي، فاحشهخانهها و سفارشات اينترنتي زنان روسپي در كشورهايي نظير تايلند، فيليپين و كوبا ارائه ميشود.
بيشك در اين وضعيت، علاوه بر گسترش قاچاق زنان و كودكان، ضربات سنگيني بر حقوق انساني زنان و كودكان وارد شده و آنها را به يك كالاي جنسي جهت مردان هوسران گردشگر، تبديل نموده است.
مبلغان تورهاي جنسي، اندامها و جنسيت زنان را در كل كره خاكي و از طريق شبكه اينترنت به حراج ميگذارند. اين شبكه، ارتباط بينالمللي جهت فروش زنان در يك بازار جهاني و به ويژه جهت مردان كشورهاي صنعتي به وجود آورده است. در دو سال گذشته، امكانات چندرسانهاي (صوت و تصوير) به شبكه اينترنت افزوده شده كه تبدل رنگ، گرافيك، عكس، انيميشن، صدا و تصاوير متحرك را ممكن نموده است.
اين ويژگيهاي پرشور و نوين اينترنت، به رشد سريع منافع تجاري در بخشهاي گوناگون شبكه منجر گرديده است كه در اين ميان «صنعت سكس» يكي از پيشگامان در استفاده از اين ويژگيهاست.
تبليغات ويژه تورهاي جنسي، فاحشهخانهها و استريپبارها (بارهايي كه در آن افرادي كاملاً برهنه ميشوند). به سهولت و بدون كمترين محدوديتي در شبكه اينترنت ارائه ميگردد. چند مثال را مرور ميكنيم: اتاقهاي گفتوگوي اينترنتي، امروزه به مكاني جهت تبادل اطلاعات در توصيهها براي گردشگريهاي جنسي و يافتن زنان روسپي در كشورهاي مختلف تبديل شده است.
اطلاعاتي نظير چگونگي سفر، قيمت هتلها، شماره تلفنها، كرايه تاكسيها، قيمت مشروبات الكلي، قميت خدمات جنسي ارائه شده و انواع آن را به راحتي ميتوانيد در اين اتاقها بيابيد.
تصاوير مستهجن اين سفرها نيز در دسترس همگان است. در تابستان 1995 يك مرد آمريكايي، براي اولين بار «تورهاي جنسي» به مقصد جمهوري دومينيكن را در شبكه اينترنت تبليغ نمود. اين تور 4 روزه با همراهي يك راهنما جهت ارائه اطلاعات كاربردي در مورد چگونگي يافتن و ارتباط با زنان روسپي و همچنين يافتن گروههاي عياشي ارائه ميشد.
اين تورها با سكس دهاني توسط يك زن جذاب كه از سوي راهنماي تور انتخاب ميشد، همراه بود و يا در تبليغات مربوط به «تعطيلات جنسي» در كاستاريكا كه با ارائه راهنماي گردشگري (زنان روسپي بومي) همراه بود، با طولاني شدن زمان تور امكان تعويض راهنماها نيز ممكن بود. شوهاي مبتذل سكسي نيز در تايلند به يكي از بخشهاي مهم گردشگري تبليغ شده در اينترنت بدل شده است. از تصاوير زنان كاملاً عريان نيز در اين تبليغات استفاده ميشود.
در يكي از تبليغات مربوط به سفر به فيليپين، كه با ارائه تصوير يك زن همراه است، وي از شما دعوت ميكند كه جهت ديدن فيليپين با وي همراه شويد! در اين تبليغات از آن كشور به عنوان مكاني جذاب و هيجانانگيز نام برده شده است. در اين تبليغات به اختصار به وجود زنان روسپي در همه جاي كشور و با ارائه ليست قيمت آنان اشاره شده است. به نظر ميرسد همه حرفها پيرامون عشق، زناشويي كودكان دور ميزند.
در تبليغاتي ديگر، ارائه يك راهنماي مؤنث اختصاصي جهت اين تورها تبليغ شده است. در اين تبليغات اشاره شده كه كليه دستمزدها بايد به مدير تور و نه زن پرداخت گردد، اما پرداخت انعام فراموش نگردد! و يا گفته ميشود كه اين زنان به سن، ظاهر و ثروت شما توجهي نخواهند كرد.
در تبليغي ديگر با ارائه ليستي مصور از زنان مختلف، آدرسهاي آنان به خريداران فروخته ميشود. همه اين تبليغات براي سودآوري فاحشهخانهها و هتلها و مشروبفروشيهاي نيز مفيد خواهند بود.
در سفارشات اينترنتي دختران برخلاف آنچه كه به عنوان يافتن همسر در كشورهاي ديگر تعبير ميشود، اكثر مردان پس از سفر به آن كشورها و ازدواج با آن دختران، آنان را ترك ميكنند.
در گردشگري جنسي و سفر به مكانهاي هيجانانگيز، افراد محدوديتهاي موجود در منازل خود را نخواهند داشت. در شهرهاي خارجي، مردان امكان همه نوع سوءاستفاده و بدرفتاري با زنان و دختران را به روشهايي كه در كشورهاي خودشان بسيار خطرناك و يا پردردسر است، خواهند داشت. براي تعدادي از مردان، جذابيت بانكوك به دليل وجود دختران بسيار جوان و روشهاي شبيه به بردهداري در آن است.
در تبليغات اينترنتي سفر به بانكوك، به رضايت مرداني كه پيش از اين به تايلند سفر كردهاند، اشاره شده است. نيروهاي پرقدرت تبعيض نژادي، آزار زنان، تسلط كشورهاي قدرتمند و استعمار اقتصادي در فروش زنان جذاب و شهواني متحد گرديدهاند. اكثر مكانهاي توريسم جنسي در نيم كره جنوبي نظير تايلند و فيليپين سالهاي آغاز فعاليت خود را با تقاضاي مربوط به زنان روسپي توسط نظاميان اشغالگر آمريكايي آغاز نموده است و با ترك ارتش آمريكا، دلالان محبت (قوادان) و كارگزاران فعال در اين صنعت بازار جديدي را براي زنان تايلندي و فيليپيني جهت تورهاي نسي به مقاصد ژاپن و اروپا پيدا كردهاند.
سود فزاينده اين تورها نصيب شركتهاي فرامليتي، خطوط هواپيمايي، هتلها و رستورانها ميگردد. با تبديل روسپيگري به يكي از انواع گردشگري ويژه مردان، اين فعاليتها به يكي از عوامل توسعه اقتصادي كشورهاي فقير بدل شده است. «صنعت گردشگري» همواره از سوي سازمان ملل متحد، بانك جهاني و گروههاي مشاورهاي ايالات متحده به عنوان يكي از راههاي ايجاد درآمد و بازپرداخت بدهيهاي خارجي كشورهاي فقير معرفي شده است.
كشورها با تعيين سياستهاي گردشگري خود، ميتوانند در صورت تمايل از گسترش روسپيگري به عنوان يك جنبه گردشگري حمايت نموده و يا از شكلگيري آن جلوگيري نمايند.
البته تعدادي از كشورها با اتكا به فروش اندامهاي زنان، به كسب درآمد روي آوردهاند. با رشد صنعت سكس، زنان و دختران بيشتري در يك شهر و يا كشور به اين سو كشيده ميشوند تا به گردشگران خارجي فروخته شوند.
در «بارهاي بانكوك» زنان و دختران اسم ندارند، بلكه شمارههايي بر لباسهاي تنگ و كوتاه آنان نصب شده است. مردان آنان را با شمارههايشان انتخاب ميكنند.
آنها كالاهايي سكسي و قابل تعويض به معناي كامل كلمه هستند. در يك تخمين گفته شده است كه 10 درصد جمعيت مؤنث تايلند در صنعت سكس فعالند. در مراكز توريسم جنسي، نظير بانكوك تقاضا براي زنان مورد استفاده در مراكز روسپيگري، از ظرفيت جمعيت بومي آن فراتر رفته و آنان قادر به تأمين زنان كافي جهت انجام تقاضاهاي گردشگري خارجي نيستند، لذا دلالان محبت و پااندازها به ساير كشورها به ويژه آنهايي كه بحرانهاي سياسي ، زنان را آسيبپذير و نيازمند نموده، روي آوردهاند.
مقامات تايلندي تخمين ميزنند كه هماكنون 20000 زن برمهاي در فاحشهخانهها فعالند كه همه ساله به تعداد آنها افزوده ميگردد. هم چنين 10000 زن از كشورهاي مستقل مشتركالمنافع و 5000 زن چيني نيز همه ساله به تايلند روي آورده ميشوند.
مرداني كه از اين سايتهاي اينترنتي استفاده ميكنند ، در يادداشتهاي خود به يكديگر، گردشگران را به بازديد از كشورهايي كه به سختي از فقر صدمه ديدهاند ، دعوت ميكنند.
با كاهش درآمد سالانه، زنان مستأصلتر گرديده و در برابر روسپيگري ، مقاومت كمتري نشان ميدهند و همچنين قيمتها براي سكس با زنان روسپي هم پايينتر ميآيد.
مردان در اكثر موارد، درآمد ميانگين مناطق را به عنوان بخشي از اطلاعات عمومي در مورد هر كشور يا شهر خاطرنشان ميكنند. اين اطلاعات جهت توضيح و توجيه اينكه چرا زنان را ميتوان به بهايي اندك در مقايسه با درآمد مردان كشورهاي صنعتي خريداري كرد، به كار ميآيد.
با رشد توريسم جنسي، شهرها و كشورها بر اساس روسپيگري در سطح جهاني با بدنامي روبهرو ميشوند. هنگامي كه محيط سرشار از خودفروشي و قوادي گردد ، همه زنان حاضر در محيطهاي بيروني به عنوان «روسپي» و همه مردان به شكل «قواد» ديده ميشوند.
در يكي از تبليغات اينترنتي كه از كوبا به عنوان مكاني جديد جهت خوشگذراني مردان اروپايي در منطقه كارائيب نام ميبرد. يك مرد در گزارش خود از كوبا مينويسد: «شما هر دختري كه بخواهيد ميتوانيد داشته باشيد. فقط در برابر او در خيابان بايستيد و از آن زن بپرسيد كه آيا تمايل داريد با من بياييد و او خواهد آمد… هداياي كوچكي نظير لباسهاي زنانه يا عطر به همراه داشته باشيد تا با شما نظير يك سلطان برخورد شود».
يك توريست ديگر در مورد كوبا مينويسد: «هر دختر غير مجرد كوبايي را ميتوانيد داشته باشيد. اكثر آنها در مورد روسپيگري چيزي نميدانند تا اينكه با يك توريست آشنا ميشوند.
«همچنين مرد ديگري در مورد اينكه چگونه يك دختر كمتر از 12 ساله را براي سكس در بانكوك بيابيد چنين مينويسد: «به دنبال مردان قواد باشيد تا دختر مورد نظر خود را بيابيد حتي اگر آن مرد نتواند به شما كمكي كند ، مرد مناسبي را به شما نشان خواهد داد».
تبديل جنسيت زن به كالا جهت فروش به هر مردي، نجابت روحي و پاكي جسماني او را كه جزء حقوق پايه هر انساني است ، از بين ميبرد. روسپيگري ، پايمال نمودن حقوق انساني زنان است. كليه مقالات ارايه شده در گردهمايي سازمانهاي غيردولتي و چهارمين كنفرانس جهاني زن در پكن ، به اين مورد اشاره نمودهاند كه يك نياز اساسي جهت پايان دادن به استثمار جهاني زنان و گردشگري جنسي احساس ميشود.
در قطعنامه كنفرانس ميخوانيم: «ما خواهان پايان دادن به تجاوزات جنسي و همه انواع استثمار جنسي و خشونت و آزار جنسي زنان و كودكان هستيم. ما همچنين خواهان پايان دادن به قاچاق زنان و كودكان به ويژه گردشگري جنسي هستيم». تبليغات اينترنتي در مورد زنان روسپي در تورهاي گردشگري جنسي ، باعث افزايش رفتارهاي اين چنيني مردان و همچنين برخورد روزافزون مردان با زنان به عنوان يك كالاي جنسي ميگردد.
اينترنت ، شبكهاي ارتباطي با سريعترين رشد و فاقد قانونمندي است. اين يك رسانه ارتباطي سريع است كه ميتواند مخاطبانش را در هر نقطه دنيا و در عرض چند دقيقه بيابد. اين عوامل ، شبكه اينترنت را به مكاني پررونق جهت قاچاق بينالمللي زنان تبديل نموده است كه موجب توسعه تجارت جهاني سكس گرديده است. هنوز هم وارد شدن و توسعهي صنعت سكس در اينترنت، به عنوان آسيبهايي قلمداد ميشود كه بر زنان وارد ميگردد.
اولين آسيب اين است كه با استثمار جنسي زنان ، حقوق انساني آنان، پايمال ميشود. كساني كه خواهان توقف اين خشونتها عليه زنان و كودكان هستند ، بايد در همه جنبهها نظير حوزههاي سياسي ، اجتماعي، اقتصادي ، محلي ، ملي و بينالمللي فعاليت نمايند تا دنيايي بسازند كه به مردان اجازه استثمار زنان و كودكان را ندهد.
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها
مواد غذایی بیخواب كننده!
داشتن خوابی آرام از جمله نیازهای انسان برای برخورداری از سلامت روحی و جسمی است، اما برخی از ما بدون داشتن بیماری، تنها با عادات غذایی نادرست، خواب خوش شبانه را از خود سلب میكنیم.
بنا بر باور پزشكان، نحوه و نوع غذا خوردن، نقشی كلیدی در بهرهمندی از خوابی آرام و عمیق ایفا میكند.
به گفته آنها خوردن مواد غذایی تند قبل از خواب مانند سیر و فلفل و همچنین دیر شام خوردن، خواب را مختل میكند.
پزشكان 6 تا 8 ساعت خواب شبانه آرام را برای بهبود عملكرد مغز، حفظ طراوت پوست و شادابی چشمها توصیه میكنند.
همچنین آخرین وعده غذایی نباید بیش از 500 كالری انرژی داشته باشد و صرف شام سبك و كم چربی حوالی ساعت 7 بعد از ظهر توصیه میشود. از سوی دیگر، مواد غذایی نفاخ مانند حبوبات و كلم در معده گاز زیادی تولید میكنند و خواب آرام را از فرد میگیرند.
جالب است كه حتی صبحانه نیز بر خواب شبانه تاثیر میگذارد.
به گفته پزشكان كافئین موجود در قهوه تا 12 ساعت در بدن باقی میماند و میتواند در صورت حساس بودن بدن به كافئین، بیخوابی به وجود آورد. نوشابه های سیاه ، کاکائو، چای و دیگر خوراكیهای حاوی كافئین نیز چنین خاصیتی دارند
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | موضوع: واقعیت های امروزی
اثرات خواب صبحگاهی
بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدین(طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب و زمانی که هوا تقریبا گرگ و میش شده است.
بین الطلوعین یعنی بین دو شرق، یک شرق یعنی طلوع صبح کاذب که خیط ابیض است و شرق دوم یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است.
چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.
در مورد خوابیدن كه یك امر طبیعی است، در روایات آمده است كه "در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید"(1).
متاسفانه در حاضر افراد، بسیاری از این گونه مسائل را صرفاً به عنوان دستورالعمل های ارشادی و اخلاقی در نظر می گیرند، در حالی كه این دستورات صد در صد كاربردی می باشند. به عنوان نمونه یكی از فواید عمل به روایت مذكور این است كه هورمونی در بدن به نام هورمون رشد(سوماتوتوروپ) وجود دارد كه بیشترین میزان ترشح آن حدود دو ساعت بعد از غروب آفتاب می باشد(زیرا بدن انسان یك فیزیولوژی خاصی دارد كه با عالم هماهنگ می باشد) و در رویات آمده كه همان ساعت بخوابید.
اینكه خواب کافی در زمان مناسب، باعث بلندی قد می شود، به این دلیل است كه در اوایل شب، این هورمون ترشح می شود و اگر كسی سر شب بخوابد، رشد متناسب و متعادلی پیدا می كند.
اما یك سری از هورمون های استرس زا وجود دارند(البته در جای خود مفید می باشند) كه به آنها "كورتیكواستروئید" گفته می شود، مانند هورمون های "آدرنالین" و "نور آدرنالین". بیشترین میزان ترشح این هورمون ها دو ساعت قبل از طلوع آفتاب می باشد؛ یعنی دقیقا هنگام بین الطلوعین (از طلوع فجر تا طلوع آفتاب).
این كه خواب بعد از اذان صبح، باعث ناراحتی و كسلی و پریشانی انسان می شود، ولی بیدار شدن در موقع اذان حالت شادابی می آورد، به خاطر ترشح این هورمون هاست. همچنین اگر زمانی كه این هورمون ها حداكثر ترشح خود را دارند، انسان خواب باشد، احتمال سكته زیاد است. لذا بیشترین آمار مرگ در خواب، در ساعات بین الطلوعین می باشد.
حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم، اما دستورات دینی را به عنوان مسائل صرفاً اخلاقی پنداشته و كمتر به آنها توجه می كنیم.
پی نوشت:
(1) متن روایات مذكور :
مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ كَعَجِیجِهَا مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ دَدمٍ حَرَامٍ یُسْفَكُ عَلَیْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًى أَوِ النَّوْمِ عَلَیْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ (منلایحضرهالفقیه- جلد4- ص20)
عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ (مستدركالوسائل- جلد 5 - ص 110)
عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّی أَكْرَهُهَا لَكَ إِنَّ اللَّهَ یُقَسِّمُ فِی ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ عَلَى أَیْدِینَا یُجْرِیهَا (وسائلالشیعة - جلد6 - ص 498)
قال رسول الله ص : النوم من أول النهار خرق و نوم القائلة نعمة و النوم بعد العصر حمق و بین العشاءین یحرم الرزق (مكارمالاخلاق- ص288)
منبع: haghmadar.iranblog.com
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | موضوع: واقعیت های امروزی
بیشتربدانیم
-بزرگترين معجزه پيامبر اسلام(ص) چه بود؟ قرآن كريم
- عالي ترين منبع تعاليم اسلامي چيست؟ قرآن كريم
- منفورترين امر حلال نزد خداوند چيست؟ طلاق
- صبورترين پيامبر چه نام داشت؟ ايوب
- خوش صداترين پيامبر چه نام داشت؟ داوود
- طولاني ترين خطبه نهج البلاغه كدام است؟ خطبه 192 (قاصعه)7 - كوتاهترين خطبه نهج البلاغه كدام است؟ خطبه نهم
- طولاني ترين نامه نهج البلاغه كدام است؟ نامه 53 (نامه به مالك اشتر)
- كوتاهترين نامه نهج البلاغه كدام است؟ نامه 79
- طولاني ترين دعاي صحيفه سجاديه كدام است؟ دعاي 47
- كوتاهترين دعاي صحيفه سجاديه كدام است؟ دعاي 18
- بزرگترين كتاب حديثي شيعه چه نام دارد؟ بحار الانوار
- كوچكترين شهيد كربلا كيست؟ حضرت علي اصغر(ع)
- بزرگترين شهيد كربلا كيست؟ حبيب بن مظاهر
- بزرگترين سوره قرآن چه نام دارد و داراي چند حرف است؟ بقره با 25500 حرف
- تكوچكرين سوره قرآن چه نام دارد و داراي چند حرف است؟ كوثر با 42 حرف
- بزرگترين استاد فن و خطابه كيست؟ امام سجاد (ع)
- خوش صداترين مردم در خواندن قرآن چه كسي است؟ امام سجاد (ع)
- عظيم ترين قافله حج كدام حج بود؟ حجه الوداع
- كاملترين كتاب بعد از قرآن كريم چه نام دارد؟ نهج البلاغه
- مهمترين امانت هاي پيامبر اكرم كدامند؟ قران و عترت
- نزديكترين حالت نمازگزار به خداوند كدام حالت است؟ سجده
- مهم ترين اسوه در مكتب وحي چه كساني هستند؟ پيامبران و امامان
- پاكترين بقعه روي زمين از ديدگاه رسول خدا (ص) كجاست؟ كربلا
- بهترين صف در نماز جماعت كدام است؟ صف اول
- مسن ترين امام شهيد چه نام دارد؟ امام صادق (ع)
- بزرگترين شاگرد مكتب جعفري كيست؟ هشام بن حكم
- برترين زنان اهل بهشت كدامند؟ حضرت زهرا (س) حضرت خديجه، حضرت مريم، حضرت آسيه همسر فرعون
- افضل ترين چيزها بهد از خداوند چيست؟ قرآن كريم
|
+| نوشته شده توسط واحدفرهنگی موسسه سیمای حقیقت در دوشنبه پنجم فروردین 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی ودانستنیها